X
تبلیغات
تزئینات معماری
پروژه نهایی درس تزیینات معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد دماوند

 

 

تزئینات معماری

 

موضوع: مسجد کبود تبریز

 

استاد: سرکار خانم نظریان

 

کاری از: پامچال میرزایی و آزیتا یوسفی

 

 

 

 

 

 

 

مسجد کبود

 

 

 

 

 


      

 

 

این مسجد در سال 870ق. در دوره ی جهانشاه قراقویونلو بنا گردید. برخی احداث این بنا را به همسر جهانشاه، بیگم خاتون و دختر وی نسبت داده اند، اما در کتیبه ی سردر مسجد به نام ابوالمظفر جهانشاه ساخته شده است، البته این بنا و ساختمان های وابسته به آن در زمان سلطان یعقوب، فرزند اوزون حسن با همت و نظارت صالحه خاتون دختر جهانشاه مرمت و تکمیل شد.

کاشیکاری معرق و بسیار ظریف و زیبایی برسطوح داخل و خارج آن به گونه ای بسیار ماهرانه نصب شده و به منایبت همین کاشیکاری آبی رنگ فیروزه ای است که به نامهای فیروزه اسلام و مسجد کبود نیز معروفیت یافته است.

این بنای تاریخی که به علت پوشش کاشی معرق آبی رنگ آن به مسجد کبود شهرت یافته در ایران منحصر به فرد است و نزدیک ترین نمونه مشابه آن مسجد جهان شاه مشهد است. مسجد مظفریه احتمالاً بنیادی چندمنظوره بوده به ویژه چون به نظر می رسد که شامل قبری است، جنبه یادگاری داشته و شاید قبر ایر قراقویونلو جهانشاه و یا اعضای خانواده او در آنجا باشد.

 

 

 

 

 


  تزئینات این مسجد در ایران به فیروزه اسلام شهرت داشته و این شهرت به خاطر فراوانی فوق العاده و تزیین کاشی معرق گوناگونی بوده که در آن رنگ آبی سیر غلبه دارد.

رنگهای کاشی معرق که در سراسر بنا یافت می شود شامل آبی روشن، آبی سیر، سفید و سبز و زرد و قهوه ای است. رنگ بر روی سطوح دیوارهای درگاه ورودی و روی نیم گنبد آن و بر روی پیچهای قالبی ساده جانبی که در زوایای گوشه درگاه ظاهر می شود و بر روی طرحهای جانبی که به طرز نیم برجسته ای اجرا شده به کار رفته است. همچنین رنگ در قطعات قوسهای سرتاسری و در اشگال گل و بوته ای( مانند درخت زندگی که از گلدانی روییده)، صلیبهایی با نقش گل و بوته، و بر روی اشکال هندسی-مانند مربع و چهارگوشهای نوکدار و مثلثها- به چشم می خورد. این اشکال که روی لچکیهای قوسهای روی دهانه های اتاق مرکزی نیز نمایان است بر روی زمینه ای از جنس آجر بی لعاب ترصیع گشته است. یک نوع کاربرد بارز کاشی معرق در کتیبه ای است که حروف در آن از جنس سفل بی لعاب بوده، در داخل زمینه ای از جنس قطعات کاشی آبی بر روی نقش طومار مانند گل و بوته ای با نقاط آبی سیر انجام گرفته است.

ازاره ها که تا ارتفاع 2.5 متر بالا رفته اند سه نوع طرح را با سفال لعابی نشان می دهند. یک طرح آن از اشکال بریده کاشی سیاه در داخل شبکه ای از باریکه های کاشی سفید درست شده است، طرح دومی از اشکال آبی روشن در درون شبکه ای از باریکه های سفال لعابی سیاه مرکب گردیده، و در طرح سومی باریکه های بریده سفال در زمینه مرکب از شبکه سفال لعابی آبی روشن قرار گرفته است. کاشیهای هفت رنگی به شکل قالبی در زوایای گوشه های سردر ورودی به کار گرفته است. نواحی وسیعی با کاشیهای شش ضلعی آبی سیر پوشیده شده است. این نواحی شامل سطوح فوقانی گنبدخانه مرکزی تمام سطح گنبد بوده؛ هر چند که ممکن است این کاشیها در زمانی پس از بنای اصلی درجای خود نصب گردیده باشد.

از بقایای نسبتاً اندکی که به جای مانده آشکار است که دیوارهای فوقانی و احتمالاً سطح داخلی گنبدخانه با کاشی لعابی ارغوانی رنگ پوشیده شده و روی آن با طرحهای گیاهی طلایی رنگ آمیزی شده بوده و نشانه های پوشش تزیینی هزاربافت بر روی سطوح خارجی می رساند که بیرون بنا کاملاً تزیین شده بوده است.

چنین تصور می شود که ساختمان مسجد کبود به مثابه یادمان از پیروزی های جهانشاه برپا گردیده است به طوری که در این خصوص می توان به سوره «فتح» که بصورت کامل و به شکل برجسته ، زینت بخش دور تا دور بالای شبستان بزرگ می باشد اشاره نمود. نام جهانشاه در کتیبه بالای درب ورودی نقش بسته که قبلا روکش طلایی داشته است.

مسجد کبود دارای دو مناره باریک و بلند در منتهی الیه شرق و غرب ضلع شمالی بوده است، در پشت درب ورودی به شبستان بزرگ ، یک بیت شعر فارسی به خط ثلث نوشته شده بدین مضمون :

 كردار بیار و گرد گفتار مگرد             چون کرده شود ، کار بگوید که که کرد

 

  کاتب چبلی که در نیمه ی اول قرن یازدهم هجری این مسجد را دیده بود، درباره آن چنین اظهار داشته است:« داخل و خارج و سردر و مناره آن با کاشی تزیین یافته، یک قبه و یک مناره دارد، مشبک روزنهایش از سنگ بلغمی به طرزی ماهرانه و جالب کنده شده است، از مسجد سلطان حسن کوچکتر ولی از آن لطیف تر است.»

تاورنیه که در سال 1046ق. به ایران سفر کرده بود، درباره ی فضاهای داخلی مسجدکبود نکات ارزشمندی نگاشته است، از جمله درباره ی خصوصیات معماری و تزئینات گنبدهای مسجد، منبرهای درون آن و نحوه ی نور گیری مسجد از جنبه جنوب چنین نوشته است:« در اطراف میدان بزرک تبریز و مجاور آن بقیه ی آثار بناهای باشکوهی دیده میشود و چهارپنج مسجد را که در عظمت بنا بی نظیر هستند بخرابی واگذارده اند. یکی از آن مساجد که بهتر و عالی تر از سایر مساجد تبریزمیباشد در خارج شهر سر راه اصفهان واقع شده است... بنای این مسجد بسیار عالی و نمای آن پنجاه قدم ارتفاع دارد هشت پله از سطح زمین اطراف کرسی دارد، و از خارج دیوارهای آن همه از کاشی اعلا  برنگهای مختلف پوشیده شده است، از طرف داخل با نقش و نگارهای زیبا به سبک معماری اعراب و کلمات بسیار به خط عربی از طلا و لاجورد زینت یافته است. از دو طرف بنا دو مناره با برج خیلی بلند اما کم قطر ساخته اند و درمیان آنها راه پله تعبیه شده است که بالا می رود و سطح ظاهر مناره ها هم کاشی است و این آجرهای منقش براق زینت معمولی است که در ایران ابنه رابدان میآرایند... درب مسجد چهار پا بیشتر عرض ندارد، و در وسط یک تخته سنگ سفید شفافی تراشیده شده که بیست و چهار په طول یعنی ارتفاع و دوازده پا عرض آن سنگ است و درمیان سطح داخلی آن نمای بزرگ مسجد خیلی زیبا و عظیم به نظر میآید. از راه رو مسجد داخل گنبد می شود که سیو شش قدم قطر آنست. این گنبد از طرف داخل روی دوازده مجردی بنا شده که شانزده مجردی هم از خارج تکیه گاه آن است و این مجردیها خیلی بلند و شش پای مکعب حجم آنها است، در پایین ستونها سکوئی از مرمر سفید ساخته شده که زیر آن خالی و خانه خانه است، برای اینکه کفش ها را وقت دخول به مسجد می کنند در آن سوراخها بگذارند.

این گنبد ازطرف داخل با آجرهای کوچک مربع از کاشیهای الوان مختلف گل و بوته دار موزائیک شده که درمیان آنها به تناسب جملات  و آیات عربی گنجانیده و بقدری خوب به هم اتصال داده اند که گویا یک پرده نقاشی است که تمام با درجه و پرگار ساخته شده است. از این گنبد داخل یک گنبد کوچکتری می شود که خیلی قشنگتر از اولی است: در عمق آن از سنگ مرمر شفاف سفید چیزی ساخته شده که شباهت به دری که باز نمی شود دارد. این گنبد مجردی ندارد، اما ازاره ی آن بقدر هشت پا ارتفاع از سنگ مرمر سفید است، و سنگها به عرض و طولی است که مایه ی تعجب و حیرت است. تمام این گنبد از مینای بنفشه رنگ استکه روی آن اقسام گلهای صاف نقاشی شده، سطح خارجی هر دو گنبد هم از همین کاشی ها مستور است ولی نقاشی آنها برجسته میباشد روی گنبد اولی گلهای سفید روی زمینه ی سبز و کنبد دومی ستاره های سفید روی زمینه سیاه نقش شده و همهی این رنگها بباصره لذت و فرح میدهد.

نزدیک درب مدخل که از گنبد بزرگتر داخل گنبد کوچک میشوند طرف چپ منبری از چوب گردو بدیوار تکیه داده اند که نجاری آن تعریفی نداشت، شش پله بود روپوش هم نداشت. اما طرف دست راست یک منبر دیگر از همان چوب بدیوار تکیه داده اند که بخاری آن خیلی اعلا بود. بالای سر آن سایبانی از همان چوب افراشته و دور محل نشیمن آن از چوب نرده کوچکی ساخته شده و چهارده پله دارد. درسمت جنوب مسجد دو تخته سنگ خیلی بزرگ سفید شفاف که نور خورشید از آن میگذرد نصب شده است. وقتی آفتاب به آنها می تابد سرخ رنگ می شود، بطوریکه چند لحظه بعد از غروب آفتاب هم می توان بروشنایی و تلالو آنها مکتوب را قرائت کرد.»

 

 

 

 

 

 


مادام دیولافوآ در باره مسجد کبود این چنین گفته:« ...امروزه تمام این بنای عالی نفیس خراب شده حتی زمین آنرا هم اهل محل تصرف کرده و در روی آن خانه هایی برای خود ساخته اند و یک راه کاروان روی نیز در پهلوی پله های جلوخان آن ایجاد شده است. سردر این مسجد در زمین مرتفعی بنا شده و درقسمت فوقانی آن قوس بیضی شکلی وجود دارد در جنبین آن ستونهایی متصل به بنا به شکل مارپیچ بالا رفته و درفسمت فوقانی هلال بیضی شکلی تشکیل میدهد. این ستونها بالتمام از کاشیهای نفیس فیروزه ای رنگ زیبا با نقش و نگارهای خوش نما پوشیده شده اند. سطوح داخلی رواق از کاشیهای رنگارنگ مستور است. این کاشیها با قطعات کوچک بریده شده و با مهارت استادانه ای چنان به هم متصل شده اند که گویی همه یکپارچه هستند یعنی یک کلی است که اجزاء ترکیبی آن درنظر اول دیده نمیشود. در نقاشی و ترکیب رنگها باندازه ای لطافت  و ظرافت بکار رفته که انسان خود را در مقابل تابلویی بسیار عالی پر از سبزه و گل می بیند. درمیان رنگهای آبی روشن و سبز تیره و زرد و سفید و شاخ و برگها و گلها یک هم آهنگی ممتاز و بی نظیری وجود دارد. رنگ کبود زمینه ی آن یکنواختی نقاشیها را از میان میبرد بدون اینکه از زیبایی و لطافت مجموع بکاهد و شاید بهمین مناسبت مسجد کبود مشهور است... عبادتگاه مرکب از دو تالار بزرگی است که از هم متمایز و سابقاً دارای گنبدهایی بوده که اکنون خراب شده اند. تالار اول از موزاییک هایی با الوان مختلف زینت یافته و طرز کاشیکاری آن مانند مدخل است. نقشه های آنها بواسطه ی ترصیع کاشیهای خاکستری رنگ و گل سرخی یک نوع برجستگی و منظره ی خاصی به آن میدهد ولی ترکیب هزاره ها طور دیگری است و نقش و نگار آنها با بدنه تفاوت دارد. تالار دوم که در آن محراب واقع شده از کاشیهای تراشیده ی کبود هشت ضلعی کوچک زینت یافته که رنگ مینایی لاجوردی آنها به شاخ و برگهای طلایی و زمینه عاج مانند کتیبه ها جان می بخشد. کتیبه ها دارای نوشته هایی است با خط عربی که با شاخ و برگهای و گلها آمیخته شده است. سنگ فرش کف این بنا بسیار باشکوه و خوش منظره است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نادرمیرزا در توصیف نسبتاً دقیق و کاملی از این بنا ارائه کرده است که متن آن علاوه بر معرفی بنا، از لحاظ وجود اصطلاحات معماری نیز با ارزش است:« ...در یکی از حاشیه های دیوارها سوره ی شریفه ی حمد را کاشی بری نموده و بسم الله الرحمن الرحیم را بلاانفصال متصلاً با خط ثلث بطرز خوش کاشیکاری نموده و بعد از اتمام سوره حمد این آیه کریمه متصل به بقیه ی حاشیه کاشی بری کرده است الحمدلله الذی خلق السمّوات والارض و جعل الظّلمات و النّور و الذّین کفروا الی آخر و دو ذرع و نیم بالای این حاشیه و متن دیوار با آجرتراشی خود رنگ کاری نموده و از خود آجر ترنجها و بند رومیها به طورهای خوش طرح اندازی نموده درزهای این آجرها بهمان کجی که در ابتدای کارگذاری آجر شده اکتفا نموده بندکشی دوباره نکرده است و باوجود این درزها آجرها بطوری صاف و اجزا به یکدیگر متصل است که معاینه جای گج سرب و آهن را گداخته و به درزها کشیده باشند ابداً یک آجر الی حال سرمویی از یکدیگر پست و بلند نگشته و درز هیچکدام مندرز نشده میان دیوار و اطراف آجرها را بطور ترنج شش ضلعی که طول هر ضلعی به ضلع نیم ذرع است با چهار رنگ کاشی بری نموده است دوباره تمام این رجها را در تمام مسجد با کاشی فیروزه ای رنگ به پهنای یک انگشت کاشی سازی نموده و متن ترنجها از کاشی کبود و شاخ و برگ و گل و بوته را از کاشی سیاه و زرد و سفیو سبز کاشیکاری نموده است و طوری این کاشیهای الوان را گل سازی و وصالی نموده است که دربادی نظر بطور نقاشیهای بسیار ممتاز فرنگ که گل و برگ و شاخه را رنگ آمیزی می کنند می آید که ابداً برگ گلها در تمام بیک میزان و یک قسم صوراً و صورتاً که عقل انسان را در صنعت سازی مات متحیر دارد و بالای ترنجها را که نزدیک به طاق است و باز دور مسجد را حاشیه ای از کاشی کبود بقدر نیم ذرع قرار داده است وسط این حاشیه ها را کاملاً از آجر خود رنگ به خط ثلث بسیار ممتاز که عرض خطوط دو انگشت می شود بطور برجسته درآورده سوره قرآن حمید را با آجر مذکور خط سازی نمئده و اسماءالله در نصف اول مسجد که شخص داخل می شود در دیوارهای مسجد در هر جای بالاتر از حاشیه درمیان لوحه ها کاشی سازی کرده با کاشیهای کبود و با کاشی سفید کاشی بری نموده و این اسماء مبارکه ی ثلثه را در بسیاری از طاق و دیوارهای بالای حاشیه با کاشی سفید درمیان لوحه های کاشی کبود مکرر نوشته است... تیرها و چوبها که درکل جدار و بالای حاشیه ها که به اصطلاح حال در افسار گویند بکار گذارده بوده است همه از چوب عود بوده است در یکی دو جا بالای حاشیه به ارتفاع دو ذرع که جای درافسار است از چوبها مانده است که بطور مربع تراشیده اند و هر ضلعش به ضخامت یک چارک می باشد، در وسط طاق اسم سلطانرا از کاشی سفید که به عرض سه انگشت است به خط ثلث و بسیار اعلا درمیان حاشیه کبود که به طور لوح دور تا دور طاق بکار برده، و در بالای همین طاق با کاشی سفید که در متن کاشی کبود لوحها و بند رومی و ترنجی به شکل های مختلف کار شده و اسماء الله نگاشته گشته و در منتهای طاق به نحو مذکور یا مفتح الابواب کاشی سازی شده و دهنه ی این طاقرا از زمین الی انتهای طاق که پانزده ذرع ارتفاع دارد بطور مارپیچی با کاشی کبود کاشیکاری کرده و در هر مارپیچی با کاشی سفید اسماءالله را کاشی کاری کرده اند...»

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نکته ی مهم در زمینه ی طرح معماری این مسجد، با وجود آنکه طراحی و اجرای تزئینات آن، برگرفته از هنرهای تزئینی ایران است، به نقشه ی آن مربوط می شود که از لحاظ خصوصیات طراحی، ایرانی نبوده و اقتباس از گونه ای مساجد عثمانی است.

   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


منابع:

تبریز خشتی استوار در معماری ایران، حسین سلطان زاده

تزیینات معماری، مهدی مکی نژاد

بافت تاریخی شهر تبریز، بهروز عمرانی و حسین اسمعیلی سنگری

مساجد تاریخی آذربایجان شرقی، بهروز عمرانی و حسین اسمعیلی سنگری

آثار باستانی آدربایجان، عبدالعلی کارنگ

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 21:52  توسط س.ا.ح  | 

 

 

عنوان پروژه:

تزئینات مدرسه روشنگر(کوشک فخرالدوله)

 استاد راهنما و مشاور:

خانم مهندس نظریان

 

محقق:

سمیرا شیرازی

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 23:18  توسط س.ا.ح  | 

با سلام خدمت استاد گرامی سرکار خانم مهندس نظریان

در مدت مقرری که شما اعلام نموده بودید فقط همین تعداد پروژه به ایمیل اینجانب ارسال شد و ضمناً دو حلقه سی دی نیز تحویل گردید. با توجه به اینکه فرموده بودید فقط تا ۱۲ خرداد پروژه ها را در وبلاگ قرار دهم امشب آخرین فایل ها را نیز بر روی سایت قرار داده  و بعضی از کارها(فایل های ارسالی) که ایراد داشت به تهیه کنندگان آنها میل زده که کار را اصلاح کرده و مجددا ارسال کنند که تا الان فایل جدیدی دریافت نکردم.

 

ساعت ۲۲۴۵ دقیقه

با تشکر  

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 22:41  توسط س.ا.ح  | 

 

پنجره هاي ارسي 

 

دانشگاه آزاد اسلامي واحد دماوند

                           گروه:         

معماري

                           رشته:

نقشه كشي معماري

                           مبحث:

تزئينات وابسته در معماري

                           استاد:

خانم مهندس نظريان

                           تدوين از:         حديثه منصوري

              ثمره خزدوز

                                               مهتاب بندر

                           تاريخ:

             بهار – 90

 

هنر پنجره در معماري ايران :

در معماري قديم ايران ، پنجره از جايگاه خاصي برخوردار است.معماري

سنتي ايران با تلفيقي ازنماسازي هاي زيبا ومتنوع به همراه تنوع و انتخاب

پنجره هاي مناسب و عناصر ديگر از قبيل  طاق و گنبد ، باعث  به  وجود

آمدن نماها و بناهاي ماندگار و بديع شده است.

انواع مختلفي از پنجره در معماري خانه به كار گرفته مي شده است كه از

 آن جمله ، پنجره هاي ارسي ، روزن ،‌ شباك و جامخانه را مي توان نام

برد.

روزن:

روزن نوعي پنجره غالبا كوچك بود كه در بيشتر موارد براي  نورگيري يا

تهويه در فضاي اصلي ، نقش فرعي و كمكي داشت.

نمونه هاي  روزن را در اتاق هاي 3 دري ، 5 دري ، 7  دري و نيز  در

 حجره هاي مدرسه ها يا كاروانسراها مي توان  يافت كه معمولا آن را  با

يك سطح مشبك چوبي ، آجري ، گچبري و يا با كاشي مي پوشاندند.

اين روزن ها با شكل هاي گوناگون از جمله مربع ،‌مستطيل ، تركيب مثلث

 با مربع و مستطيل ،  دايره و در دوره  قاجار به شكل بيضي نيز طراحي

مي شدند.

نورگيري و تهويه فضاي خدماتي مانند مطبخ و انبار از طريق روزن در

 سقف فضاها تامين مي شد.  در بالاترين نقطه سقف بسياري از دهانه هاي

 بازارهاي سرپوشيده نيز روزن قرار مي گرفت.

غالبا در پنجره ها كلاهك نورگير واقع بر روي سقف هاي گنبدي شكل  به

روزن اشاره شده است.

هدف از ايجاد  روزن ،  تامين  نور يا  در موارد لازم   تهويه بوده است.

شباك :

سطح مشبكي كه از دو فضاي پرو خالي تشكيل شده باشد، به نحوي كه از

يك سو بتوان سوي ديگر آن را ديد ، شباك يا شبكه ناميده مي شود.

كاربرد شباك نسبتا گسترده بوده و در برخي از بخش هاي گوناگون بنا  و

شكل هاي متنوع آن بهره مي بردند.

شباك  را با مصالح  گوناگون از جمله آجر و كاشي ،‌سنگ ، چوب و گچ

درست مي كردند.

در ساده ترين شكل از شباك به عنوان سطحي مشبك كه ضمن حفظ حريم

محرميت و حريم يك فضا امكان عبور هوا را ميسر مي سازد در برخي از

پشت بام ها به خصوص در نواحي گرم و مرطوب استفاده مي شده است.

همچنين از اين نوع پنجره به عنوان پوششي مشبك در جلوي روزن برخي

از فضاها به ويژه جلوي روزن  زيرزمين هايي  كه نور و  تهويه آنها از

طريق حياط تامين مي شد ، استفاده مي كردند.

پيرامون مرقدهاي مطهر يا در حريم آنها زره يا ضريح  يا  نرده فولادي و

چوبي مي نهاند .در مسجد امام و جامع و مدرسه چهارباغ اصفهان ، نمونه

 هاي زيبايي از اين شبكه ها ديده مي شود.

جامخانه :

جامخانه را مي توان نوعي پنجره دانست كه بر فراز برخي از پوشش هاي

گنبدي شكل مورد استفاده قرار مي گرفت.

جامخانه غالبا ازسطح سفالين كروي تشكيل شده بود كه تعدادي حفره دايره

شكل در آن ايجاد  مي شد كه بر روي هر يك از آنها يك  جام  شيشه  قرار

 مي دادند.در اين حالت قراردادن و برداشتن سهل و آسان جام ها، به وسيله

 چسبندگي با بتونه و روغن به وجود مي آمد.

از جامخانه بيشتر در فضاهايي استفاده مي كردند كه با برداشتن تعدادي از

جام ها در فصول مختلف  بتوانند حرارت يا رطوبت را به اندازه  مطلوب

برسانند.

از جامخانه براي تامين نور و تنطيم حرارت و رطوبت فضاهاي دروني

 استفاده مي شد.دربرخي ازحمام ها نيزازجام هاي رنگي استفاده مي كردند

ارسي :

پنجره ارسي ، پنجره اي چوبي است كه لنگه هاي آن به جاي آنكه به روي

 پاشنه  گرد حركت  كنند ، در داخل  يك  چهارچوب  يه سمت بالا حركت

 مي كنند.

ارسي ها معمولا  در اشكوب  كوشك ها  و پيشان و رواق  ساختمان هاي

سردسيري  ديده  مي شود . نقش  شبكه اي ارسي معمولا مانند  پنجره  و

روزن هاي چوبي است . كه  در آن  از شيشه هاي  رنگي و سفيد استفاده

مي كنند.بيشترين  استفاده از شيشه در معماري سنتي در ارسي  است  به

همين دليل در شرح نسبتا كاملي از ارسي مي آوريم.

معرفي ارسي :

ارسي پنجره كشويي بالارويي است كه به طور عمودي بالا و پائين  برده

مي شود و عموما درگاه آن رو به صحن (حياط) دارد.

بدنه ارسيبا چوب به شيوه  مذبت  كاري ومشبك (گره چيني)  و نقش هاي

متنوع  هندسي و گياهي  ساخته مي شود و سپس درون شبكه هاي  چوبي

شيشه هاي رنگي كار گذاشته مي شود.

 

 

ارسي ها معمولا مستطيل شكل اند و بخش  فوقاني آن  را  تا زير سقف به

شكل مستطيلي يا هلالي يا ضربي كه با شيشه هاي رنگي زينت داده مي شد

تكميل مي كردند.

اين گونه درو پنجره براي تنظيم  و ملايم كردن نور درخانه هاي آفتاب گير

مناطق گرمسيري كاربرد وسيعي داشته و بسيار مناسب بوده است . وليكن

 ساخت آن در ساير مناظق نيز كم و بيش رواج داشته است.

ارسي  معمولا از 1 تا 6  لنگه  ساخته مي شده است و در بعضي  مواقع

در آن آئينه كاري نيز به  كار مي بردند.

يكي  از مكانهاي  داراي ارسي  همراه  با  شيشه هاي رنگي و آئينه كاري

حسينيه شيراز در شيراز ميباشد.

در لغت نامه دهخدا ارسي  بدين معنا معرفي شده كه : ارسي قسمتي از در

 است كه عمودي باز مي شود.اما ارسي در فارسي به چم به معناي گشاده

لوز روس و اروس است.در اروپا به اين گونه درها گيوتين مي گويند.

استاد پيرنيا ارسي را پارسي مي داند برابرگشاده و باز. ولي در فرهنگ ها

 ارسي را يك واژه روسي دانسته اند . "ار" پيشوندي است برابر بالا رفتن

كه در برخي  واژه هاي  ديگر مانند اورچين  ديده مي شود و "سي"  برابر

پرتو و چشمه كه در گويش هاي نيمروزي (جنوبي) ايران روايي است.

ارسي عموما  به گونه اي  ساخته مي شد كه  تمام سطح  بيروني  يك  اتاق

 ساخته مي شد كه تمام سطح بيروني يك اتاق را در بر مي گرفت.

هر ارسي از دو سطح ثابت و متحرك تشكيل مي شد.

سطح مشبك ارسي ها چندين كاربرد داشت:

1- نورفضاي درون را تامين مي كرد.

2- منظره بيرون را در معرض تماشاي افراد درون قرار مي داد.

3- از شدت تابش نور آفتاب و گرماي حاصل از آن در تابستان جلوگيري

مي كرد.

محرميت فضاي درون اتاق ها و تالارها نسبت به فضاي بيرون.

محل استفاده از پنجره هاي ارسي  در فضاي دروني در بالاي  خانه ها و

 اتاق هاي  گوشواره دار  واقع  در يك  يا  دو سوي تالارهاي  بزرگ  و

مرتفع بود.

سطح  پنجره هاي ارسي را گاه از نقش هاي گوناگون ، گره سازي ها ،‌و

 شيشه هاي رنگي و ساده مي آراستند و تركيب هاي بديع پديد مي آوردند.

معرفي ارسي از نگاه جهانگردان :

از نگاه جهانگردان ارسي نوعي پنجره سنتي است.بسياري از جهانگردان

و ديگر افراد  خارجي كه  مدتي در ايران و مخصوصا در دوره قاجار در

 تهران زندگي كرده اند ، به برخي از انواع  پنجره ها به ويژه  پنجره هاي

ارسي اشاره كرده اند . زيرا تركيب زيباي آنها درنگاه  نخست بسيار جلب

توجه مي كرد.

ياكوب ادوارد پولاك كه از سال 1851 تا 1860 تا 1268 تا 1277 (ق)

درايران زندگي مي كرد ومدتي نيز پزشك ويژه ناصرالدين شاه بود،درباره

پنجره ارسي  چنين اظهار داشته  است: « ديوار جلو از پنجره اي  بزرگ

تشكيل  شده  كه  به آن ارسي مي گويند ، در ساختن اين ارسي هنر و دقت

بسيار به كار رفته است ، قيمت آن اغلب  200  تا 300   تومان  برآورد

مي شود.»

قسمت  فوقاني ارسي با مشبكي ظريف كه به قلابدوزي خيلي شباهت دارد

پر شده و به اشكال گوناگون هندسي ، ستاره ، كثير الاضلاع و طرح هاي

سبد بافت از اصيل  ترين نواع  ممكن  درآمده است . هنرمند هم خود را

مصروف آن مي دارد  كه  همواره  نقوش  جديدي اختراع  كند تا هيچگاه

ارسي يك خانه به خانه ديگر شبيه نباشد.در فاصله اين طرح هاي سبد بافت

شيشه هاي رنگي و آئينه  قراردارد و با گرداندن آن نقوش مختلفي به چشم

مي آيد در بيننده زنده مي كند.اين ارسي بسيار پر خرج ، تاثير دل انگيزي

در بيننده مي گذارد.

در بسياري از موارد براي محفوظ نگاه داشتن ارسي و فضاي درون تالار

از تابش شديد آفتاب تابستان از پرده هاي كرباس استفاده ميكردند و آن را

جلوي پنجره مي كشيدند.

دكتر بوركشن يكي از اعضاي سفارت بورس در ايران كه در اواسط دوره

 ناصرالدين شاه به ايران آمد به اين پرده ها چنين اشاره كرده است :

«اتاقهاي بزرگ محل استيجاري سفارت به طرف حياط بيروني پنجره هاي

بزرگي داشتند كه از هفت ارسي و دري داراي قاب هاي كوچكي  از شيشه

 بودند كه در هر يك از آنها شيشه  كوچك  سفيد به كار رفته بودند و به اين

ترتيب پنجره بزرگ اين اتاق ها داراي 210 شيشه سفيد كوچك بود.»

در ساختمانهاي قديمي و اشرافي تر تهران اهميت زيادتري به اين ارسي ها

دادند  و تزئينات بيشتري را براي آنها فراهم كردند .  بدين معني كه  قابها

شيشه هاي پنجره را با طرح هاي خاص هندسي به  شكل زيبايي درآوردند

و به علاوه به  جاي  شيشه  سفيد از شيشه هاي رنگارنگ در آنها  استفاده

شده است.

اين  پنجره هاي بزرگ  در خارج و اطراف  حياط  داراي  پرده هاي  بلند

كرباس  سفيد رنگ  هستند كه  با ريسماني به عقب و جلو مي روند  و  در

 مواقع لزوم اتاق ها را از تابش اشعه آفتاب محفوظ نگاه مي دارد.

 

 

كاركرد ارسي :

سطح مشبك پنجره هاي  ارسي چندين كاركرد دارد:

1- تامين نور فضاي دروني:

هر فضاي ساخته شده توسط عناصري مانند ديوار،‌سقف و پنجره از فضاي

 باز و طبيعي  متمايز و جدا  مي شود و حد و اندازه  اين تمايز و محصور

بودن ،‌ هميشه  به  يك  مقدار نيست . ازاين لحاظ مي توان انواع  فضاهاي

ساخته شده را به سه گروه تقسيم بندي كرد :

فضاهاي بسته و فضاهاي نيمه بسته و فضاهاي نيمه باز:

پنجره هاي ارسي  در فضاي  نيمه  بسته به كار مي روند . فضاهاي  نيمه

بسته نوعي از فضاهايي هستند كه به طور متوسط يك جعبه از آنها  توسط

 رديفي از درها ،‌پنجره ها با فضاي باز مرتبط  هستند شدن و گشوده  شدن

 آنها در مواقع مناسب مي تواند ارتباط نسبتا گسترده اي بين فضاي باز پديد

 آورد.

در برخي از انواع فضاهاي ساخته شده كه بازشوهايي (پنجره هاي ارسي)

بازتر است اين فضاها كه غالبا دركنار فضاي باز طراحي وساخته مي شود

متناسب با موفقيت و كاركردشان از نور كافي برخوردار مي شدند.

2- در معرض ديد قراردادن فضاي بيرون :

فراهم آوردن امكان بهره گيري از منظره يا منظره هاي مصنوعي و

طبيعي واقع در فضاي  بيرون  فضاهاي  بسته را مي توان  به عنوان يكي

ديگر از كاركردهاي  مهم  پنجره ارسي  مورد توجه  قرارداد . زندگي در

فضاي ساخته شده بسته اي كه  مسئله نور و تهويه در آن به نحوي حل شده

باشد اما فاقد ديد و منظر مناسب باشد ناخوشايند بوده و زيستن در آن براي

 مدت طولاني  بسيار دشوار و مشكل  آفرين  خواهد  بود . به  همين سبب

همواره در بناي دورن  گرا كه  حيا ط ،  منظر بنا را شكل مي داده است ،

آن را به بهترين شكل طراحي و احداث مي كردند تا يك چشم انداز مناسب

 نيز كاركرد داشته باشد .‌ همچنين  در  بناهاي درون  گرا غالبا مهم ترين

بخش از فضاي باز در انواع واحدهاي معماري را كه منظره بنا را تشكيل

مي داد با عنوان پنجره هاي ارسي به گونه اي دلپذير مي آراستند . از اين

خاصيت نيز در طراحي باغ ها بسيار استفاده مي شده است.

3- كاهش شدت تابش نور آفتاب و گرما :

پهنه وسيع  ديد حياط از لابه لاي آلت بندي هاي چوبي و شيشه هاي الوان

منظره بديع گياهان ازپس شيشه هاي الوان وتجزيه نورخورشيد به رنگهاي

 گوناگون در روي  سطوح اتاق منظره منحصره به فرد را  به اتاق ارسي

مي دهد . نفوذ نور خورشيد به  داخل اتاق  در زمستان و شكست  نور  به

وسيله آلت بندي هاي چوبي و ايجاد سايه در فصل تابستان ،‌ خاصيت ويژه

به اتاق هاي ارسي داده است كه  بتواند  در ضلع هاي مختلف حياط  قرار

بگيرد. بدين دليل انواع و اقسام اتاق ها از جمله تالار و بادگير در بسياري

از مواقع با نماي ارسي آراسته شده است.

4- ايجاد زيبايي در نماي ساختمان :

كاركرد ديگر پنجره ارسي ايجاد زيبايي در نماي ساختمان مي باشد.پنجره

ارسي تنها براي تامين عوامل ذكر شده مورد توجه قرارنداشت ،‌بلكه مانند

بسياري از عناصر معماري نقشي  مهم  در تزئين و زيبا سازي بنا ايفا مي

كند به نحوي كه در بسياري از انواع فضاهاي معماري كاخ ها ،‌ باغ ها و

 خانه هاي ثروتمندان به صورت مهم ترين عامل درطراحي و تزئين نماي

بيروني و دروني به كار مي رفت . به همين سبب ،‌ شكل ، اندازه ، رنگ

 بندي ، موقعيت ،‌وسازماندهي آنها در نما با دقت مورد توجه قرار داشت.

5- حفظ حريم و محرميت فضاي بيروني :

يكي ديگر از كاركرد هاي مهم اين نوع پنجره ها حفظ حريم و محرميت

فضاي درون اتاق ها  و تالارها نسبت به فضاي بيروني است زيرا شبكه

ريز اين  پنجره ها غالبا  موجب  مي شود كه  كسي  به  سادگي نتواند از

بيرون فضاي دروني را ببيند . از اين كاركرد در فضاي دروني خانه نيز

استفاده مي شده است.

 

6- دور كردن حشرات مزاحم :

درآخر و به عنوان مورد ششم  بايد ذكر كنم كه بر اثر تجربه  گذشتگان و

كساني  كه از پنجره ارسي در خانه هايشان استفاده مي كنند  ثابت  شده كه

شيشه هاي رنگي پنجره هاي ارسي با ايجاد نورهاي رنگارنگ باعث دور

شدن و خارج  شدن  حشرات  مزاحم از فضاي  دورني اتاق هاي  داراي

پنجره ها ي ارسي مي شود  كه  اين  مورد  مي تواند  يكي  از مهم  ترين

خاصيت هاي اين نوع پنجره ها در فضاي معماري ايراني باشد.

اثرات و دلايل استفاده از پنجره هاي ارسي :

1- نور :

 

همان طور كه در بخش كارمرد هاي پنجره هاي ارسي ذكر شد ، اين نوع

پنجره ها  باعث مي شوند  نور خورشيد  به اندازه كافي  وارد فضاي اتاق

شود ،‌نه خيلي زياد و نه خيلي كم.

همان طور كه مي دانيم همه ما آفريده هاي نور هستيم .  نور خورشيد  به

جهان ما حيات مي بخشد و قدرت زيبايي نور به قدري در زمدگي ما مهم

است  كه  ما  به طريق استعاره تعابيري از ديد نور را بي آن  كه  به  آن

بينديشيم در زبان روزمره به كار مي بريم.

نوربه مفهوم شادي يا  بي خيالي ،‌ چابكي  يا سبك باري است ، و هيچگاه

معاني تاريكي وافسردگي ، ناگواري و ديرجنبشي نمي دهد و از همه اينها

جاوگيري مي كند.

نور  تفاوت  بين  زندگي  و مرگ  است . نور جهان  ما را تغيير داده  و زندگي ما را دستخوش دگرگوني ساخته است . نور به ديد جهاني ما عقايد خوب و بد و نيز اديان ما تحول بخشيده است و بالاخره نور پايه و اساس

روحيه ديدگاه هاي ما و خلاء زندگي ماست.

نور درخشان خورشيد منبع حيات است و باعث تندرستي انسان مي شود .  باعث نرمي استخوان در كودكان  مي شود . (Dكمبود آن ( نبود ويتامين

همچنين طبق تجربيات پزشكي باعث درمان افسردگي(نوردرماني) در اين

نوع بيماران مي شود.

بود  نبود نور بر هر دقيقه اي  از زندگي ما اثر مي گذارد . نحوه رشد و

تكامل ما تندرستي ، خوابيدن و غذا خوردن ،‌ حتي روابط  خوي و عادات

نور ورودي به فضاي بيروني را كنترل مي كند.

نور خورشيد ازرنگين كمان رنگ ها تشكيل شده است وهمين پنجره هاي

ارسي به وسيله شيشه هاي رنگارنگ خود نور تك خورشيد را در فضاي

دروني اتاق دوباره به رنگ هاي مختلفي مانند رنگين كمان زميني  تبديل

مي كنند و منظره زيبا و دل انگيزي را به وجود مي آورند.

 

 

 

 

 

 

 

 

2- روانشناسي رنگ ها :

 

همچنين ازنظرروانشناسي رنگ هاي مختلف اين شيشه ها وايجاد نورهاي هم  رنگشان  بر روي انسان  تاثيرات مختلفي مي گذارد كه هر رنگ  در

 كنار رنگ ديگر شدت تاثير را خنثي كرده و مقدار مناسب آن را تنظيم و تعديل مي كند .

بيشتر رنگ هاي استفاده شده در شيشه هاي ارسي رنگ هاي لاجوردي ،‌ قرمز ،  سبز و زرد هستند و هر كدام  به  تنهايي يك تاثير روان شناختي مجزايي دارند.

 

رنگ  لاجوردي ( آبي تيره )يك  نياز بيولوژيكي براي  انسان است ، از نظر روانشناسي به معناي آرامش است  و از ديدگاه  فيزيولوژيكي  معناي خوشنودي را مي دهد يعني  خشنودي از وضعيت و آرامش همراه با لذت بردن  از آن و ايجاد  تقدس و پاكي و ايجاداحساس  ثبات ، يكبارچگي  و امنيت .  لاجوردي  نماينگر حقيقت و اعتماد  ، عشق و ايثار و فداكاري است و مظهر ابديت ،‌بي انتها و نشانه سنت و ارزش هاي پايدار بوده لذا به ابدي كردن گذشته تمايل دارد.

 

رنگ سبز داراي صفات روحي اراده در انجام كار،‌پشت كار و استقامت است و باعث ايجاد نورزايي و جواني و سرزندگي و رشد مي شود و محتواي عاطفي آن همراه با ايجاد غرور است.

 

رنگ قرمز بيانگر نيروي حياتي فعاليت عصبي و غددي بوده و لذا معناي آرزو و تمام  شكل هاي ميل و اشتياق را دارد . قرمز يعني لزوم به دست آوردن نتايج مورد مورد نظرو كسب كاميابي.

قرمز نشانگر آرزو براي تمام  چيزهايي  است  كه  شدت زندگي  و كمال

تجربه را در پوشش خود دارد . رنگ قرمز انگيزه اي است براي فعاليت شديد ، ورزش ، پيكار ، رقابت . قرمز يعني  تاثير اراده  يا  قدرت  اراده در حالي  كه  رنگ سبز مظهر انعطاف پذيري اراده  مي باشد و اينها در كنار هم يكديگر را تعديل مي كنند.

 

رنگ زرد باعث روشني  و شادماني مي شود  .  صفات  آن عبارتند  از روشني ، بازتاب ، كيفيت درخشان و شادماني زود گذر.

زرد نمايانگر توسعه طلبي بلامانع ، سهل گرفتن يا تسكين خاطر است.  زرد در نقطه مقابل سبز قراردارد. به اين معنا كه تجمع اضطراب آفرين رنگ سبز مي تواند حتي منجر به فشار يا تشنج گردد ، در حالي كه زرد نشانگر تسكين و انبساط خاطر است. از سوي ديگر رنگ زرد سبك تر و غلظت كمتري در مقايسه با رنگ قرمز دارد لذا به جاي اينكه محرك باشد بيشتر جنبه تلفيقي دارد.

 

 

 

 

 

 

نحوه اجراي  شيشه هاي رنگي :

 

شيشه هاي رنگي مي تواند به قطعه هاي شيشه رنگين يا به هنر و صنعت استفاده از اين قطعه ها اشاره كند . قدمت اين هنر به هزار سال مي رسد

نحوه ساخت شيشه رنگي شامل طراحي اوليه روي كاغذ ، سپس تعيين رنگ هر قسمت طرح و شماره گذاري و تعيين جهت آن ، متناسب با بافت شيشه خام مي باشد . در مرحله بعد با رعايت فاصله بين شيشه ها ، كه  لحيم  قلعي  آن را  پر مي كند . طرح  را  روي  ورق  شيشه  رنگي

چسبانده و با قلم الماسه آنرا ميبرند . سپس با طرح اوليه كه الگوي ساخت

طرح است مطابقت داده شده و با چرخ سنباده لبه هاي تكه شيشهبريده شده را صاف و اندازه مي كنند .  در مرحله بعد دوره يا لبه هاي هر تكه را با نوار مسي  چسبدار قابگيري مي كنند . هدف از اين كار آماده  كردن آنها براي چسباندن با لحيم قلع و سرب است .  در اين مرحله تكه هاي  شيشه قابگيري شدهرا روي الگوي اوليه كنار هم مي چينند و كنترل نهايي  مي كنند . سپس با قلمو مايع تنكار را روي لبه هاي مس پوش شيشه ها  زده  و با نوار لحيم  و هويه داغ شيشه ها را به هم متصل مي كنند . محصول نهايي در قاب  يا پنجره قرارگرفته  و در مقابل نور طرح زيباي خود را نشان مي دهند . نمونه هاي  شيشه هاي  قديمي  ايراني  و سير تحول اين صنعت در ايران در موزه آبگينه تهران در معرض تماشا  قرار دارد.

 

 

 

 

 

زيبايي :

 

سطح  پنجره هاي  ارسي را با استفاده  از انواع  نقش هاي گوناگون  گره سازي و با شيشه هاي رنگي و ساده مي آراستند و تركيب هاي بديعي پديد مي آورند  و بدين  صورت  نا هماهنگي  بين  اين  شبكه هاي  هندسي  و نورهاي  رنگي  باعث  ايجاد  زيبايي  دلپزيري  مي شود .  تناسب ( نظم هندسي  نور ) و رنگ به  قول ابن هيثم دو عنصر از سه عنصر ممتازي هستند  كه  بيشترين  قابليت را در ايجاد  جمال  بصري دارند و سخت  به

عنصر سوم  يعني  نور وابسته اند و اين  نور منبع  نهايي  جمال  بصري و لازمه  ديدن  است و همين  طور مي گويد رنگ  نيز خود  مي تواند به

 زيبايي و حسن نور، زيبايي ديگري بيفزايد .زيرا رنگ هاي رخشان را خوش آيند و ديد را بنوازد.

وقتي طرح هاي رنگين وشيشه هاي رنگينبا توجه به تناسب سامان يابد، ارزش جمالش افزايش چشمگيري پيدا مي كند.زيرا طرح ها ورنگ هاي درخشان   و ناب  آنگاه  كه  نظمي  بي هنجار و يك  دست  داشته  باشند نيكوترند  تا آن كه فاقد  نظم باشند و اين زيبايي و نظم با همان گره چيني هاي هندسي به تكامل مي رسند.

 

4- نقش هندسي در ارسي :

 

ناپسند دانستن تقليد از نقش ها و طورت هاي انساني و حيواني در نقاشي و ساير هنرهاي  تصويري و تجسمي  به تدريج  موجب  شد كه  تقليد از

 

 طبيعت در فرهنگ  بسياري از هنرهاي  اسلامي چندان مورد توجه قرار نگيرد و جايگاه والايي نيابد .

به همين جهت هنرمندان به تركيب هاي هندسي و انتزاعي توجه بسيار كردند.يكي از ويژگي هاي تركيب هاي انتزاعي و به خصوص تركيب هاي هندسي ، امكان خلق آثار بي شمار و گوناگون است كه سبك ، شيوه و حوزه فرهنگي آن غالبانه تنها به هنرمندي خاص يا ناحيه اي مشخص محدود و منحصر نمي شود بلكه به زمان و دوره خاص تعلق ندارد و از اين لحاظ امكان خلق آثار ماندگار در اين گستره يافت مي شود.
از هندسه در ساده ترين شكل براي طراحي و ساخت انواع پنجره ها استفاده مي شد.اما در برخي از انواع پنجره ها به ويژه پنجره هاي ارسي

كاربرد آن را در بهترين حالت ممكن مي توان مشاهده كرد.براي به دست آوردن نقش هاي هندسي  به طور معمول  نخست از ساده ترين شكل هاي هندسي مانند مربع ، دايره و مثلث استفاده مي شد.ويژگي هاي هندسي هر يك از اشكال ، نقش موثري در كاربرد آن داشت.

 

مربع :

 

يكي از اشكال بوده كه كاربرد فراوان در هنرهاي انتزاعي داشت. وجود چهار ضلع و زاويه  مساوي  و قابليت  تقسيم هر مربع  به  شمار زيادي مربع ديگر به سادگي و سهولت و نيز امكان محيط  يا محاط  كردن دايره در آن و مانند آن سبب شد كه از آن هم به عنوان يك شكل خاص و هم در تركيب  در ساير شكل ها و نيز به عنوان  شكل  زمينه  و پايه  در طرح استفاده كنند.

 

دايره :

 

دايره نيز از جمله شكل هايي  بود كه اهميت  فراواني  در طراحي انواع نقش هاي هندسي  داشت  و افزون بر كاربرد آن به  تنهايي  به عنوان يك

شكل  نهايي  يا در تركيب با ساير شكل ها از آن به عنوان يك نقش زمينه

 براي  طراحي  و تركيب انواع  گوناگون طرح ها استفاده هاي بي شمار  مي شد.

بسياري از ويژگي هاي هندسي دايره موجب شد در بيشتر نقش هاي مبنا

و پايه شركت داشته باشد . سهولت ترسيم آن با كمك يك ريسمان و نيز سادگي آن به شش قسمت از طريق شعاع آن و همچنين تقسيم آن به بخش هاي مساوي كوچك تر با استفاده از نقاط هندسي موجب شد كه از آن به

عنوان يكي از مهم ترين شكل هاي هندسي استفاده كنند .

مي توان اظهار داشت مه امكان استفاده از شعاع دايره براي تقسيم محيط آن به 24 ، 12 ، 6 موجب اهميت  يافتن بعضي از اين اعداد در طبقه و تقسيم بندي بعضي از پديده هاي طبيعي و اجتماعي شد.چنانكه تقسيم سال به دوازده ماه يا شمارش برخي كالاها يا واحد جين يا دو جين و غيره را مي توان از نمونه هاي آن به شمار آورد .غالبا براي هر گونه نوآوري در طرح هاي هندسي نخست سطح مورد نظر را به نعدادي شكل هندسي پايه يا  مبنا  تقسيم مي شود . براي  دستيابي به اين منظور نيز بيشتر از شكل دايره و دايره استفاده مي كنند ، سپس با بهره برداري از نقاط مهم هندسي آنها شكل هاي اصلي يا شكل هاي مطلوب به دست مي آيد.

 

 

 

به اين ترتيب در ساده ترين حالت تركيبي از شكل هاي هندسي پديد مي آيد كه در هنرهاي گوناگون با توجه به امكانات متنوع در دسترس ،‌از جمله به كارگيري  مصالح مختلف ،‌ رنگ هاي گوناگون و ساير روش ها بر غنا و ارزش هنري تركيب هاي پديد آمده افزوده مي شود.

چنان كه  پيش تر نيز در بسياري از پنجره هاي ارسي،‌با بهره برداري از

 تركيب هاي  هندسي  و گره سازي  به  همراه  كابرد  شيشه هاي رنگي سطوح بسيار زيبايي پديد مي آورند.

نقوش هندسي  تاثيرات  بسياري  در روحيه  انسان دارد به طوري كه در تزكيه  نفس اثر كرده و باعث پاك شدن  نفس از اميال دنيوي و ايجاد عقل

 روحاني  و آماده  كردن  نفس  براي  خلاصي  خود  از  اين عالم  مادي مي شوند تا به يمن عروج ملكوتي به عالم ارواح وحيات جاويد نائل شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تاثير ارسي از نگاه جهان گردان :

 

برخي  از جهان گردان يا ساير بيگانگان  كه در گذشته به ايران آمدند  به شكل آگاهانه اي به ارتباط بصري وهماهنگي تصويري پنجره هاي ارسي و ساير اثاثيه و نيز تزئينات آن پي برده و به آن اشاره كرده اند.

"جيمز بيلي فريز" كه در دوره فتحعلي شاه به ايران آمده بود در توصيف اجزاي  يك  اتاق ايراني و ارتباط  آنها  با يكديگر و از جمله با  پنجره آن چنين گفته است:«ديوارها با گل هاي طلايي آميخته با رنگ هاي سرخ و آبي  بر زمينه  سفيد تزئين شده  بود . مانند  نسخه خطي  كهنه اي كه  به بهترين طرز تذهيب شده  باشد و زاويه ها و طاقچه ها پر از آئينه كاري هاي مطابق ذوق عادي ايراني ها بود . بدترين قسمت اتاق نقاشي هاي آن بود.

اما پنجره هاي رنگين ، قالي ها و نمد ها بالش هاي گرانبهاي ابريشمي آكنده از پر با رويه هاي لطيف ململ ، تورا از فرط لذت حظ سرمست

ميكرد و جثه تنومند " خان " در لباس راحت خانگي با آن توده اشياء تجملي كه در ميان آنها نشسته يعني فرو رفته بود خوب به هم مي آمدند.»

البته در بسياري از خانه هاي كوچك به جاي شيشه از كاغذ روغني استفاده ميكردند ، زيرا بهاي آنها كمتر بود و در نظر مسافر خارجي

ديگري به نام " هانري داسماني " كه در دوره قاجار به ايران آمده بود اين پنجره ها بسيار زيبا . با ارزش بودند . به طوري كه او در مورد خانهشخصي به نام " خدا رحمان خان " در اصفهان ذكر كرده است : «در تزيين يكي از اتاقها ، در ها و پنجره ها را در نهايت ظرافت با

 چوب هاي نازك و قطعات شيشه كوچك الوان منبت كاري كردند و در ظرافت و قشنگي مانند تار عنكبوت است كه جا به جا از قطرات شبنم پوشيده شده و درخشندگي و جلوه خاصي دارد ، حواشي در ها نيزبا شيشه هاي آبي و قرمز رنگ و با اشكال هندسي متقارن مطلوبي زينت يافته است ....» و در جاي ديگر كه اشتياق او را به داشتن اين نوع پنجره نشان ميدهد ذكر كرده كه : «سه شنبه 22 اكتبر ، امروز من معامله عجيبي كردم،مترجم خود رانزد ميزبان ، ( خدا رحمان خان ) فرستادم  و تقاضا  نمودم كه  يك  تكه از منبت كاري در ها  كه مركب از چوب  و شيشه رنگي است  به من  بدهد ....  من هم  در عوض  دوربين سفري خود را براي او فرستادم .»

 

محرميت :

 

پنجره هاي ارسي همچنين باعث  محدود كردن ديد از بيرون به درون خانه و ايجاد محرميت ميشود و همين ويژگي سبب شده كه نه تنها در مناطق گرمسير بلكه در شماري از خانه هاي واقع در بعضي از شهر ها  از جمله برخي شهرهاي شمالي كشور از پنجره هاي ارسي در جبهه اي

از خانه كه به سمت گذرگاه عمومي وجود داشت ، استفاده شود ، زيرا در

اين حالت ضمنبرخورداري از نورومنظر فضايعمومي ،محرميت فضايدروني خانه  نيز مخدوش نمي شد . همين ويژگي پنجره هاي ارسي موجب شد از آنها در فضاي بيروني نيز استفاده شود . محل استفاده از

 

 

 

 اين پنجره ها در فضاي دروني ، در بالا خانه ها ، اتاق هاي

 گوشوار واقع در يك يا دو سوي تالار هاي بزرگ و مرتفع بود ، زيرا بسياري از اوقات كه مجالس خاص يا پذيرايي مردانه در تالار ها يا اتاق هاي بزرگ پنج دري يا هفت دري برگزار مي شد زنان در اتاق هاي بالا خانه يا گوشوار كه  در بالا و دو سويه  تالار واقع شده و از يك سمت به آن ديد داشتند ، مي نشستند و از پشت  پنجره هاي ارسي بدون آن كه ديده شوند بر فضاي تالار اشراف مي يافتند .

و بدين ترتيب همه ي اين موارد و بسياري ديگر ما را متوجه تاثيرات و دلايل استفاده از پنجره هاي ارسي در دوره هاي گذشته كرده و متاثر  مي كند ازاينكه ديگر از اين  نوع پنجره ها  در  معماري  جديد  استفاده  نمي شود .

 

خواص صوتي :

 

اگر قطعات يك گره نسبت به هم  زواياي مختلف يا تعدد پيدا كند ، جابه جايي  صوتي ايجاد مي كند در اين جابه جايي تابع  قوانين علم آكوستيك

است . فرم هاي شش وجهي نيز داراي خواص صوتي هستند . از كاربرد صوتي شش وجهي در طبيعت مي توان كندوهاي عسل ار مثال آورد كه دقيقا عمل انتقال صوت يا رزونانس را انجام مي دهند . از اين شكل

همچنين در ساخت محفظه هاي صوتي يا جعبه هايزورناس سازهايي

چون شش تار استفاده شده است . در برخي از سازهاي  آمريكاي لاتين

مانند " ماندورا " نيز از شش  وجهي به صورت  منقوش  مشبك بر سطح

جعبه  رزونانس بهره  گرفته اند كه رئوس آن به تناوب  يك در ميان نقش گيرنده و فرستنده صوتي را ايفا مي كند.

 

منابع :

 

سايت انترنتي بهانه

 

سايت انترنتي خانه طراحي

 

سايت انترنتي ميراث بان

 

سايت انترنتي ويكي پديا

 

كتاب جامع خانه هاي سنتي            تاليف دانشگاه تهران

 

كتاب سبك شناسي                      استاد محمد كريم پيرنيا

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 22:23  توسط س.ا.ح  | 

با سلام فایل ارسالی شما چون اسکن شده است در وبلاگ ثبت نمی شود لطفا جهت گذاشتن فایلاتان در وبلاگ فایل ورد ارسال کنید تا تاریخ ۱۴/۳/۹۰ساعت ۱۴

با تشکر

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 22:5  توسط س.ا.ح  | 

بسمه تعالی

 

عالی قاپو

تزئینات وابسته به معماری ایران

دانشجویان : نادیا مهردادیان . فاطمه نصیری                                                   

استاد راهنما : سرکار خانم نظریان

دانشگاه آزاد اسلامی واحد دماوند

بهار 90

عمارت عالی قاپو :

این قصر كه نمونه منحصر به فردى از معمارى كاخهاى عهد صفوى است، در اوایل قرن یازدهم هجرى به فرمان شاه‏ عباس اول ساخته شد و شاه صفوى سفراء و شخصیت هاى عالى‏قدر را در این كاخ به حضور مى‏پذیرفته است. این كاخ داراى 5 طبقه است كه هر طبقه تزئینات مخصوص دارد. در زمان شاه‏ عباس دوم به بناى اصلى افزوده شده و شاه و میهمانانش از تالار همین عمارت، مناظر و چوگان و چراغانى و آتش‏بازى و نمایش هاى میدانى را تماشا مى ‏كردند . این‌ قصر كه‌ "دولتخوانه‌ مباركه‌ نقش‌ جهان‌" و "قصر دولتخوانه‌" نام‌ داشت‌، نمونه‌منحصر به‌ فردی‌ از معماری‌ كاخ‌های‌ عهد صفوی‌ است‌. مینیاتورهای‌ هنرمندانه‌ رضاعباسی‌،نقاش‌ معروف‌ عهد شاه‌عباس‌، نقاشی‌های‌ گل‌ و بوته‌، شاخ‌ و برگ‌، اشكال‌ وحوش‌ و طیور و گچ‌ بری های‌ زیبای‌ آن‌ به‌ شكل‌ انواع‌ جام‌ و صراحی‌ در تاق‌ها و دیوارها تعبیه‌ شده‌ است . گچ‌بری های‌ اتاق‌ صوت‌ با هدف‌ آكوستیك ‌طراحی‌ و اجرا شده‌اند تا نغمه‌ها و صداها به‌ طور طبیعی‌ و دلنشین‌ شنیده‌ شوند.

عالی قاپو به دو صورت تلفظ گردیده كه براى هر كدام وجه تسمیه ا‏ى است. آنچه بیشتر در مورد محاورات و مكاتبات متداول می باشد عالى قاپو است كه مركب از كلمه عالى و قاپوى تركى به معنى در می باشد یعنى باب عالى و مراد اینست همان طور كه در عثمانى باب عالى معمول بوده بین ایرانیان شیعه هم چنین بابى وجود داشته كه مانند باب عالى عثمانیه مورد احترام بوده است و از این رو كلیه كسانى كه می خواستند وارد عالى قاپو شوند باید خم شده آستانه را بوسیده و داخل شوند و حتى شاه عباس هم هنگام دخول باین عمارت از اسب پیاده می شده است. گذشته از این عالى قاپو محل تحصن مقصران و گناهكاران بوده كه هر جانى و یا گناهكارى كه وارد درب عالى قاپو می گردید كسى نمی توانست او را از آنجا بیرون بیاورد مگر به امر شاه صفوى و خلاصه عالى قاپو همان احترامى را داشت كه باب عالى در عثمانى داشت. و اما عده ای كه آنرا على قاپو و على قاپو نوشته ‏اند معتقدند كه هنگامیكه شاه عباس كبیر درب نقره براى بارگاه حضرت امیرالمومنین علیه السلام به نجف برد و نصب كرد درى را كه در پیش آنجا نصب شده بود براى تیمن و تبرك اصفهان آورد و در عالى قاپو نصب كرد و از این جهت آن را عالى قاپو و یا قاپى نامیده اند كه این در منسوب به حضرت على بن ابى طالب علیه السلام است و از این رو مورد احترام شاه و مردم بود و حتى تا چند سال پیش هم مردم در اطراف آنجا آش‏ ها مى ‏پختند و نذوراتى می كردند و بزنجیر جلو در مزبور رشته هائى بعنوان دخیل مى ‏بستند و همانطور كه گفته شد در زمان سلاطین صفویه جاى بست گناهنكاران بود. در هر حال از هر دو نام و وجه تسمیه چیزیكه استنباط می گردد نصب این دو رفتارى كه در مقابل آت در می شده مربوط به یك امر سیاسى بوده كه همان استقلال صفویه در مقابل عثمانی ها باشد. و اما عمارت عالى قاپو بنیانش از زمان سلطنت سلاجقه است و در زمان صفویه داراى آن همه زیبائى و شكوه شده است و درب آنرا شاه عباس بزرگ از نجف اشرف آورده و از این جهت مورد احترام سلاطین صفویه و مردم بوده است و چون این كاخ در مقابل باب عالى عثمانى ‏ها قرار داشته فوق العاده در جهت عظمت و زیبائى آن همت مصروف داشته‏ اند. كاخ عالى قاپو سه طبقه و هر طبقه منقسم به دو طبقه اطاق است كه در واقع شش طبقه می شود و چون از بام طبقه آخر میتوان تمام مناظر شهر را دید خود بام را هم یك طبقه حساب كرده‏ اند و می گویند عالى قاپو هفت طبقه است ارتفاع آن 48 متر و در 28 مترى داراى ایوان بزرگى است كه در میان ستون هاى آن حوض مسى قرار دارد كه آب از آن فوران می كرده است. گچبرى و نقاشیهاى عالى اطاق‏ ها متعدد آن هر بیننده را خیره می كرده و اكثر گچبری ها بشكل بطرى و شیشه‏ هاى شراب است. این كاخ در غرب میدان شاه است كه عرصه آن 386 متر طول و 140 متر عرض است در مقابل عالى قاپو مسجد شیخ لطف الله در شرق میدان واقع شده است. شاردن فرانسوى كه سه مرتبه باصفهان مسافرت كرده و عمارت و كاخهاى دولتى را دیده گفته است: 

"عالى قاپو بزرگترین كاخى است كه ممكن است در یك پایتخت وجود داشته باشد. پس می توان گفت كه این كاخ در زمان صفویه از بهترین كاخ ها دنیا محسوب می شده است و از این رو محتوى بر تمام مزایا و محاسن بوده و آنچه لازمه یك كاخ سلطنتى بوده در آن وجود داشته است. "

براى اینكه وضع كاخ مزبور در پایان قرن سیزدهم هجرى معلوم گردد بهتر این است كه نظریه مورخان آن زمان را نقل كنیم. مولف نصف جهان فى تعریف الاصفهان چنین گفته است: اما عمارت عالى قاپو كه دروازه بزرگ عمارات دولتى برآن است و آن مثل سردرى بر آن واقع شده محل نظر مهندسان و تمام معماران ایران و غیره است و به وضعى ساخته شده كه مایه حیرت جمع گشته است. عمارت باین ارتفاع و باین قطر و باین پایه و این استحكام كه از وقت بناى آن تاكنون كه قریب سیصد سال، است با وجود تواتر شلیك توپ و تفنگ كه در آن میدان واقع است اصلا خللى و تزلزلى در اصول و بنیان آن راه نیافته مگر بعض فروع آن از كاشیكارى و غیره كه فى الجمله ریخته است. و مجملاً عمارت مذكور ارتفاعاً محتوى بر پنچ چشمه دارد كه همه آنها مشتمل بر حجرات و همه بالاى یكدیگر است و محلهاى نیكو است و یك جهت آن با دیگرى چشمه‏ ها متفاوت است این عمارت را شاه عباس بزرگ بنا و تمام نموده و دروازه از صحن نجف اشرف تیمناً و تبركاً آورده ست و بر آن نصب كرده و تا حال دروازه عمارات است و بجا است و به همین سبب آنرا عالى قاپو نام نهاده است. سلاطین بعد از او پیش این دروازه را عمارت خروجى بطرف میدان طرح انداخته و ساخته‏ اند و دو طرف آنرا هم یمیناً، یساراً، دخولى و حجرات بنا كرده و بر بالاى همه آن تالارى به طرزى خوب و جهى مرغوب بنا و تمام نموده ‏اند با ستون هاى بلند و سقف مرتفع به استحكام استوار كرده كه بیننده را حیرت افزاید و در میان آن تالار حوضى ساخته‏ اند كه در زمان پیش آب مینموده ‏اند و با استحكامى است كه اصلاً رطوبتى بسقف بناى زیر آن نشر نمی كرده و این تالار محل نشیمن پادشاه براى عرض لشكر بوده و از چند حجره میانى آن عمارتن رفیع راه ورود باین تالار است و چنان استادى در ساخت و اتصال این دو عمارت نموده‏ اند كه كسى گمان نمی كند اینها را در دو وقت ساخته و متصل نموده اند و چون بر بالاى این عمارت به طبقه آخرى روند تمام شهر بل اطراف آن نمایان و ناظر را حالت انبساط و فرح روى بنماید و در آن بالا هم یك مربعى محلى باز ساخته‏ اند كه چون بر آن روند نمایندگى زیاد و صفا بیشتر و كیفیت غریب‏تر باشد. مثل این عمارت و غرابت و نفاست آن كه در تمام ایران بلكه بسیارى از ممالك دیگر موجود نیست. میرزا علیخان نائینى روزنامه نویس ناصرالدین شاه قاجار در سال 1300 هجرى قمرى گزارشى كه راجع به تاریخ و جغرافیاى ایران در دو جلد تهیه كرده كه هنوز مخطوط و تا چند سال قبل در كتابخانه وزارت دارائى بود و به طوریكه در پیش اشاره شده آنچه راجع به اصفهان نوشته عیناً با كتاب جغرافیاى اصفهان میرزا حسینخان تحویلدار كه به چاپ رسیده بعین منطق می باشد راجع به كاخ عالى قاپو چنین نوشته است. تالار و قصر عالى قاپو تا حال به نیكوئى و عظمت و ارتفاع آن عمارتى در ایران ساخته نشده پنج طبقه قصر مزبور بانضمام كلاه فرنگى عرشه آن 34 ذرع ارتفاع دارد هر كدام از طبقاتش و مشتمل برمكان هاى ملوكانه و اطاق هاى وسیع و طاق هاى رفیع و بیوتات زمستانه و تابستانه و جلو قصر از پایه روى زمین الى محاذى سقف طبقه دوم قصر پایه و صحن تالار عظیم تالار فوقانى واقع شده چاه و منبع طبقه دوم قصر، من بعد از ظهر آن منبع حوض از مس یكپارچه است و غیر از مجراى دو سوراخ تنگ تنلبه ممر و مدخلى بجهت قصر و تالار ندارد كه با چرخ و دلو بتوان آب كشید. و دیگر درب بسیار عالى كه بدروازه دالان تحتانى قصر منصوب است از چوب زیاد با دوام و قوامى است معروف به چوب كلوذه كه جوزق درختى باشد از هر چوبى هست درب اول بقعه متبر كه حضرت امیرمومنان علیه السلام است كه سلاطین هندوستان در نجف اشرف برده بودند. وقتى شاه عباس صفوى درب نقره را برد و بجاى آن نصب نمود درب مزبور را جهت تیمن و تبرك به اصفهان آورد و به دروازه دالان قصر و تالار برقرار فرمود، الان قصر منسوب به آن درب است و درب موسوم به على قاپو و قبله گاه خلایق است. وضع ساختمان عالى قاپو را مسترسایكس انگلیسى بطور اختصار چنین توصیف كرده: در طرف مشرف میدان شاه عالى قاپو یا عالى قاپو دروازه بزرگى قرار دارد كه آن مدخل قصر سلطنتى بوده است. این بنا عبارت از یك طاق نماى بزرگى است كه روى آن یك تالار بزرگ بر روى ستون هاى چوبى قرار گرفته و یكى از نمونه‏ هاى خاص معمارى عصر نوروز را رعام می دادند. شاردن میگوید این تالار زیباترین این تالارى است در نوع خود كه من در تمام دنیا دیده‏ ام و از همین عمارت بود كه شاه صفوى مسابقه‏ هاى چوگان بازى، اسب سوارى، و جنگ حیوانات وحشى، را در حضور هزاران رعایاى خود تماشا مى‏ كردند. جابرى انصارى در تاریخ اصفهان و رى اظهار نظر كرده كه اشتهار اینكه درب عالى قاپو را از نجف آورده ‏اند براى جلب افكار عمومى و احترام بدر بار صفوى بوده است و اگر نه آوردن درب از نجف اشرف محرز نیست. در تاریخچه ابنیه تاریخى اصفهان وضع گذشته و زمان تالیف 1335 ه.ش را تشریح كرده و چنین گفته: عالى قاپو - على قاپو - در میدان نقش جهان دوره تیموریان كه تبدیل به میدان شاه امروزى شده است عمارتى از زمان تیموریان باقى بود كه در زمان شاه اسماعیل صفوى تا اندازه ‏اى آباد و سپس بحالت خرابى در آمده وقتى كه شاه عباس اول صفوى پاى تخت را به اصفهان انتقال داد ابتدا در باغ بزرگى كه در طرف طوقچى بود منزل نمود و سپس كه میدان را مسطح و مرتب كرد عمارت قدیمى را نیز براى سكونت خود و درباریان ساختمان نمود. و در دوران شاه صفى و شاه عباس دوم (1053) و شاه سلسمان و شاه سلطان حسین نیز تعمیراتى از آن به عمل آمده است. سیاحان و مورخین خارجى و داخلى شرح مفصلى نسبت به وضعیت و شكوه این كاخ نوشته ‏اند بخلاصه اینكه در آن تاریخ این قصر از تمام قصور سلاطین زیباتر و دلرباتر و جامع‏تر بوده است. این عمارت فعلاً داراى جلوخانى است كه در طرفین آن دو اطاق و از اره‏اش تماماً به ارتفاع یك متر و نیم از سنگ سیاه پوشیده و استوار شده و تمام بنا از آجرهاى تراش و یكنواخت ساختمان گردیده است و كسى حق نداشته سواره وارد شود. در جلو این جلوخان از قدیم زنجیر دانه درشت آهنى وجود داشت كه بحلقه‏ هاى طرفین باز و بسته میشد كه هر كس پناهنده میشد در امان سلطان بوده است. به فاصله چند متر در اصلى كاخ ببلندى 5 متر واقع است كه روى آنرا از فلز مطلا جدول كشى نموده‏ اند و در طرفین دو سكوى بزرگى به ابعاد 4 در 5.2 متر از شش پارچه سنگ مرمر ظریف ساخته شده و بالاى در ورودى عبارت: انا مدینة العلم. و على بابها بر روى كاشى زمینه زرد نوشته شده است. آستانه این در سنگ مرمر مدورى است كه میگویند شاه عباس هر وقت سواره می آمد در اینجا پیاده می شد و پا روى آستانه نمی گذاشت و عبور می كرد. درباره وجه تسمیه عالى قاپو بعضى را عقیده آنست كه این در را شاه عباس از نجف و بجاى در نقره‏ اى كه بدانجا برده آورده و از این جهت على قاپو نامیده می شود. عده دیگرى گویند به جهت اینكه در بلند و عالى است بنام عالى قاپو گفته‏ اند و یا در برابر باب العالى تركیه نام گذارده شده این در نیز داراى زنجیر مطلائى بوده كه حكم بست را داشته و الحال نیز قطعه از آن باقى است كه تا این اواخر مردم متوسل بآن شده نذوراتى مینمودند و مانند مقابر متبركه نیز پارچه ‏اى باین زنجیر مى ‏بستند. بالاى در ورودى پنجره مشبك چوبى از زمان قدیم باقى است. دهلیز عمارت ازاره ‏اش از سنگ هاى سیاه و بالاتر تماماً از نقاشی هاى زیبا گل و بوته تزیین یافته ورودى آنرا گچ كشیده بودند كه این اواخر كم و بیش نثاشی ها را از زیر گچ بیرون آورده‏ اند. دو دهلیز ورودى و خروجى عمارت از مشرق به مغرب یا به عكس بطور عمود بر یكدیگر مانند صلیب ساخته شده كه در اصلى و سكوهاى سنگ مرمر طرفین واسطه بین آن دو است. در یكى از چادرهاى این كاخ طبقات مختلفه تعمیر و نقاشى كاخ را در گذشته بخوبى نشان مى ‏دهد در روى یكى از ورقه‏ هاى نقاشى، دیوار این عبارت خوانده میشود: گركند براه تو.... زانكه تقوى سر هم كرم است نا گرفتن درم بوجه حرام بهتر از بذل كردن امیرالمومنین ...

كتبه الفقیر سید افضل مقصود على دورانى بتاریخ جمادى الاول 1032 و مخصوصاً نامى از شاه صفى و تاریخ آن برده است. این بنا در قدیم دو راه پلكان پیچ مانند داشته كه اكنون باقى است و شاه عباس راه وسیع‏ ترى براى ایاب و ذهاب خود و سفراء ساختمان نموده كه كف تمام آنها از كاشی هاى هفت رنگ عالى تزیین شده بوده است. این راه شامل 40 پلكان و دوراه دیگر داراى 17 پله می باشد و تا طبقه چهارم اطاق هاى متعدد و منقوش در اطراف دهلیز ببالار دارد كه مختص بدرباریان بوده است. شاه عباس كبیر بیشتر وقت خود را در این قصر بسر میب رد و پذیرائى ‏هاى و رسمى را نیز در همین جا اختصاص داده و از بالاى تالار سان قشون و پیشك هاى سفرا و چوگان بازى و یا عملیات ورزشى پهلوانان را تماشا می كرده. این ایوان بطول 28 و عرض 16 و ارتفاع 12 متر و از كف میدان تازیر سقف 24 متر می باشد كه فقط طرف غرب آن متصل بكاخ یا اطاق هاى مسكونى است ایوان داراى 18 ستون چوبى و بر روى پایه ‏هاى سنگى منشورى شكل قرار دارد. این ستون ها مانند ستون هاى عمارت چهلستون 16 ضلعى و 8 ضلعى و داراى نقاشى و آینه كارى بوده است كه در دوره قاجاریه از بین رفته و در سال 1327 نیز براى تعمیر و جلوگیرى از نفوذ موریانه تخته‏ هاى روكوب آن برداشته شد. در وسط این ایوان حوض مستطیل شكلى بابعاد 4در6/5 متر است كه اطرافش از سنگ هاى مرمر و كف حوض از مس پوشیده شده و داراى سه فواره بوده است. در پاشویه این حوض قسمتى از سنگ مرمر مشبك و براى خروج آب هاى زیادى بوده كه در ناودان مطلاى طرفین تالار رو بطرف میدان شاه می ریخته است منبع آب این حوض را در دامنه كوه صفه می دانند كه از آنجا به عمارات سلطنتى دنباله رودخانه مانند آینه خانه و هفت دست و غیره می رسیده و سپس به این عمارت می آمده است. ولى از نوشتجات سیاحان و غیره مخصوصاً بنا به گفته شاردن چنین معلوم میشود كه در جنب این كاخ نیز چاهى بوده كه بوسیله چهار گاو با دم مخصوصى آب بطبقات مختلفه می رسیده است در بالاى این تالار اشعارى بشرح زیر موجود است كه چند فرد آن نوشته می شود:

كلب درگاه على فخر شهان - یا الله
حامى دین جان سلطان زمان - یا محمد
زانكه آب رحمتست خاك بهشت- یا على مدد
دست قدرت طینت گردون سرشت - یا الله
پایه ایوان كاخش بى حساب - یا محمد
باشد آن جائى كه سرزد آفتاب - یا محمد یا على
منتظم باشد از آن گردون ماب - یا الله
ران........ همچو........انتخاب - یا محمد
روز بادا امیرالمومنین - یا على
شاه دین شاه زمان سلطان حسین
یا الله........... این سلیمان بن سلیمان بارگاه

از اره دیوارها تماماً از نقاشی هاى بسیار زیبا و مصلا تزیین شده بود ه كه الان نیز مشاهده میشود در قسمت هاى بالا هم تصاویر متعدد ایرانى و اروپائى موجود است كه هر بیننده را مات و متحیر میسازد این نقاشی ها در دوران هر یك از سلاطین بطرز خاصى تعمیر و نقاشى شده و بعد در زیر گچ مستور گردیده روى بعضى صورت هاى موجوده را در سال 1328 از طرف باستانشناسى شیشه نصب نموده‏ اند كه از دستبرد و خرابكارى جهال محفوظ ماند ولى متاسفانه افراد مغرض و نادان از شكستن شیشه‏ ها و خرابى صورت هاى دریغ نداشته‏ اند. سقف این تالار از تخته چوب هاى مثلث الشكل و با رنگهاى عالى منقش تزیین گردیده است. اتاق شاه نشین بمساحت 9*8*7 متر و طول آن شش اطاق كوچكتر و منقش گوناگون كه هر یك دلپذیرتر از دیگرى است واقع شده و طول زمان و كچ كشى روى آنها كمترین تاثیرى و تغییرى و در نقاشى و آب و رنگ آنها نداده است. در شاه نشین اطاق از از اره ببالا همان نقاشى ‏هاى عالى و قلم معجزآساى نقاشان با ایمان صفوى كه با استادى علیرضا و امثالهم ساخته شده بقدى زنده با روح و متناسب است كه هر قدر نگاه كنى غیر ممكن است كه دیده خسته و یا كسل شود. هر قسمتى از این اطاق ها و طاقچه‏ ها نوعى مخصوص و بقلم نقاشان ایرانى و اروپایى تزیین شده است. اطراف این ایوان در قدیم نرده و طارمی هاى چوبى مشبكى داشته است. چوب بست روى ایوان كه از الوارهاى قطور و چوب هاى عظیم با اصول معمارى و هندسى كلاف كشى شده و سقف ایوان و ستون ها را استوار داشته موجب حیرت و تعجب است. در سال 1334 بنابرتصمیم اداره كل باستان‏شناسى تعمیرات لازمه سقف و طرح‏ هاى اطراف بعمل آمده و شیروانى آهنى زده شده در طبقه پنجم عمارت اطاق ها و ایوانچه هائى است كه همه از نقاشی هاى بسیار زیبا و خوش آب و رنگ نقاشى شده و چنانچه معروف است و مورخین نیز نوشته‏ اند از این طبقه ببالا مسكن حرامسراى شاهى بوده كه مسلط بر تالار و ایوان شاهى باشند و بتوانند عملیات و جشنها و پذیرائى ‏هاى شاهانه را مشاهده نمایند. در طبقه ششم كه وارد شوید بر حیرت و تعجب شما افزوده می شود زیرا اطاق هاى متعدد تو در تو و گچبری ها و نقاشی هاى حیرت‏ انگیز مختلف را خواهید دید كه هر قسمتى بطرز خاصى جلوه گر است از اره و بدنه بنوعى خاص نقاشى شده و در بالا گچبری هاى زیبائى مانند جاى ظروف و یا باشكال هندسى ساخته‏ اند. عده ‏اى را عقیده بر آنست كه در زمان شاه عباس حبس الصوت بوده كه وقتى نوازندگان دست از نواختن می كشدند مجدداً همان صدا و آواز بگوش می رسیده است و در كتب و نوشتجات نیز این اطاق ها را بسفره خانه و یا شرابخانه و یا چینى خانه نامیده ‏اند. طبقه هفتم عمارت یا سقف بام كه بارتفاع 48 متر از روى زمین می باشد مشرف بر تمام شهر اصفهان است و منظره بى نهایت عالى و جالب توجهى را در بیننده ایجاد می كند و بیشتر سیاحان و یا تماشاچیان آمدن به عالى قاپو را براى دیدن منظره شهر اصفهان و نقاشی هاى زیباى آن انتخاب می نمایند. از بالاى این كاخ آثار تاریخى اصفهان در مشرق مانند بناهاى دوره سلجوقى و مسجد سلطانى در جنوب و طرف مغرب كوه آتشكاه و مدرسه سلطانى و سایر بناهاى زیباى اصفهان را میتوان بخوبى مشاهده و عكس بردارى نمود. منظره میدان شاه و مسجد زیباى شیخ لطف الله روح تازه یا بهر بیننده و عاشق این ابنیه میدهد. در مغرب این كاخ عمارت شهربانى است كه گنبد آجرى توحید خانه یا گنبد طاوس دوره صفوى واقع شده این گنبد داخلش تزیینات آجرى زیبائى دارد كه در زمان صفویه قابل توجه بوده و اكنون زندان شهربانى است و عوامل آنرا گنبد شیر گویت می نمامند. این كاخ در زمان صفویه احترام خاصى داشته و تمام مردم درباره آن بچشم احترام و بزرگوارى نگاه میكردند و بتمام باغات و عمارات سلطنتى متصل بوده است. شاه عباس جشن نوروز سال 1006 ه1598 م را براى اولین مرتبه در اینجا بر پا نمود و بعد از او نیز هر یك از سلاطین در این قصر جشن هائى ترتیب داده و پذیرائی هاى شاهانه از بزرگان و سفراى خارجى نموده و بر شكوه و جلال این قصر افزوده‏ اند شاه عباس دوم و شاه سلیمان هر یك از پذیرائی هاى مفصلى در این كاخ نموده كه شرح تفضیلى آنها در تاریخ درج است. در زمان شاه سلطان حسین نیز این قصر تعمیر شده و در دوره افاغنه و اواخر قاجاریه خراب گردیده است. مطابق كتیبه سر در ورودى بر روى كاشى بسال 1274 هجرى در زمان ناصرالدین شاه قاجار تعمیر گریده و بعداً متروك مانده تا در دوره رضا شاه فقید تحت تعمیر درآمده و مدتى اداره شهردارى بوده و اكنون در تصرف وزارت فرهنگ و اداره باستان‏شناسى محافظت می شود. در این پانزده سال اخیر كه نگارنده عهده دار قسمتى از امور باستان‏شناسى میباشم بعلت نبودن اعتبار نمایندگان محترم باستان‏شناسى موفق نشدند كنجكاوى بیشترى نسبت به نقاشی ها و یا تاریخ و كتیبه‏ هاى آن بنمایند علاوه بر این احتیاج كاملى بتعمیر و كلاف كشى اطراف و تعویض بعضى ستون هاى معوج آن دارد زیرا شكاف هاى گوناگون بر این بناى باستانى وارد گردیده و امید است بزودى تعمیرات شایانى از این بعمل آید.

مولف دانشمند گنجینه آثار تاریخى اصفهان راجع بوضع ساختمان عالى قاپو چنین نوشته است: تالار عمارت عالى قاپو از الحاقات دوره شاه عباس دوم است: به طبقه سوم عمارت عالى قاپو در دوره شاه عباس دوم تالارى با 18 ستون از چوب چنار اضافه شده است كه ستون هاى آن با آینه پوشش می شده و سقف آن با صفحات بزرگ نقاشى روى آلت هاى چوبى تزیین شده. با یك نظر بساختمان این تالار، الحاقى بوده آن بعمارت اصلى، واضح می شود. در وسط این تالار حوضى از، مرمر و مس قرار دارد كه داراى فواره هائى بوده و در مراسم مخصوص آب از آنها جستن می كرده شاردن سیاح فرانسوى كه در دوره سلطنت شاه عباس دوم و شاه سلیمان در اصفهان بوده و این عمارت را در سفرنامه خود توصیف كرده است صریحاً می نویسد كه آب را بوسیله ماشین هاى مخصوصى بالا می آوردند و بدیهى است آنچه را كه شاردن ماشین می نامد چیزى غیر از چرخ آبهاى معمولى منازل اصفهان، نمی تواند باشد: مولف اصولا توجه به ساختمان تالارها با حوض وجهش آب از فواره یا شیرهاى سنگى از اختصاصات بناهاى دوره شاه عباس ثانى است و این كیفیت در تالار چهلستون و تالار عمارت آئینه خانه كه در دوره سلطنت این پادشاه با تمام رسیده به خوبى مشاهده می شود. دیوارهاى تالار عمارت عالى قاپو بطوری كه عیان است داراى دو پوشش تزییناتى می باشد كه بر روى هم قرار گرفته‏ اند. پوشش زیرین تزیینات عهد شاه عباس دوم است و پوشش بعدى تزییناتى است كه بذوق و سلیقه شاه سلطان حسین در تالار این كاخ اضافه شده است. تزیینات نقاشى و اشعارى بخظ نستعلیق قرمز رنگ بر زمینه گچ سفید در زیرقشرى از گچ دیگر كه در اواخر عهد قاجاریه در پوشش عهد صفوى را مستور نموده بوده است آسیب زیاد دیده معذلك در بعضى قسمت ها تشخیص این تزیینات و بعضى خطوط در سنوات اخیر از زیر گچ خارج شده امكان‏پذیر شده است

كلمات و مصرعهائى از اشعار منقوش بر دیوار عمارت عالى قاپو كه از تعمیرات با اضافات دوره شاه سلطان حسین حكایت می كند و هنوز قابل خواندن است بشرح زیر می باشد.

یا الله (شهنشاه دین) یا محمد (داور دین پرور ایران زمین) یا على مدد

كلب درگاه على فخر شهان (یا الله) حامى دین نبى...(یا محمد) آنكه ز آب، رحمت و خاك بهشت (یا على مدد) دست قدرت طینت گردون سرشت (یا الله) پایه، ایوان قدرش بى حجاب (یا محمد) باشد آنجائیكه سر زد آفتاب (یا على مدد)، منتظم باشد از آن گردون مآب -یا الله.

ملت همچون آن جناب (یا محمد) - (یا على مدد) شاه دین شاه زمان سلطان حسین (یا الله) بن سلیمان این سلطان بارگاه. اشعار دین شاه زمان سلطان حسین (یا الله) بن سلیمان این سلطان بارگاه (اشعار محمد بیك فرصت راجع بساختمان ایوان عالى قاپو )بنقل از قصص الخاقانى، خطى در سال 1053 هجرى شاه عباس ثانى به میرزا تقى الدین محمد وزیر اعظم خود دستور داد معماران عالى قدر در عمارت عالى قاپو رو بطرف میدان نقش جهان تالارى بنا نمایند و روز پنجشنبه بیست و چهارم شهر ذى القعده سال 1053 بناى این تالار گذاشته شد و در عرض اندك مدتى با تمام رسید. شاعرى موسوم به محمدى بیك متخلص به (فرصت) كه تو پیچى سركارشاهى بود در تاریخ بناى تالار اشعاری را سروده است.

  الواحى از كاشى بر جبهه شرقى عمارت عالى قاپو از تعمیرات دوره ناصرالدین شاه قاجار حكایت می كند چهار جانب عمارت عالى قاپو در دوران پادشاهى شاه عباس اول و شاه عباس دوم با كاشی هاى خشتى خوش نقش تزیین شده بود كه توام به درها و پنجره‏ هاى نفیس آن منظره ‏اى بس جالب باین عمارت تاریخى می داده است و موجب نهایت تاسف است كه از آن همه در و پنجره فقط یك پنجره در طبقه سوم عمارت بر جاى مانده و بقیه آنها به تاراج رفته است. در دوره سلطنت ناصرالدین شاه قاجار كه مختصر توجهى نسبت به تعمیر بعضى بناهاى تاریخى اصفهان شده در عمارت عالى قاپو و هم ظاهراً كارهائى صورت گرفته كه بطور حتم تعویض طرح ‏هاى فوقانى عمارت یكى از آن جمله كارها است و به این مناسبت بجاى كاشى ‏هاى خشتى گل و برگ عهد صفویه بر جبهه بالاى سردر ورودى فعلى كاشی هاى دیگرى كه در بین آنها سه لوح خط نیز جاى داده شده قرار داده‏ اند. عبارت این سه لوح اشعارى است كه شاعرى بنام كفاش سروده ضمن تعمیرات سال 1274 هجرى قمرى بخط نستعلیق سفید و در هم بر زمینه لاجوردى بجاى كاشی هاى عهد صفویه نصب شده است.

عبارات و اشعار لوح وسط این كاشیكارى بشرح زیر است:

ناصرالدین شاه قاجار

السلطان بن السلطان

لوح سمت راست:
 

دلا تاریخ تعمیر على قاپو است                     این انشاء

كه شد از ناصرالدین شاه‏این نیكو بنا احیاء

لوح سمت بشرح زیر است:

تا على در عالم امكان ولى الله باد

صدر اعظم در پناه ناصرالدین شاه باد در فهرست ابنیه تاریخى و اماكن باستانى ایران نیز تایید گردیده كه عمارت عالى قاپو در سال 1274 هجرى قمرى تعمیر گردیده است و حاج میرزا حسن خان جابرى انصارى در كتاب آگهى شهان از كار جهان تاریخ تعمیر را سال 1272 نوشته است. در اشعارى كه كفاش اصفهانى براى تعمیر عالى قاپو در زمان ناصرالدین شاه سروده تاریخ تعمیر كه در شعر گفته شده با تاریخى كه در ذیل اشعار نوشته شده و نیز با تاریخ مرقوم در آگهى شهان از كار جهان مطابقتى ندارد. تاریخى كه صراحة در ذیل السلطان بن السلطان نوشته شده: 1274 میباشد و تاریخى كه از شعر ماده تاریخ كفاش بر میاید كه شد از ناصرالدین شاه این نیكو بنا احیا یك هزار و دویست و هشتاد و نه می باشد و اگر فرض كنیم كه لفظ كه عدد آن به حروف جمل 25 است جز تاریخ نباشد می شود 1274 و با تاریخ تصریح شده در كتیبه مطابقت دارد و قسمت دوم درست بنظر می رسد و ممكن است گفت كه تاریخ مندرج در آگهى شهان از كار جهان تاریخ شروع تعمیر بوده است. در هر حال در سال 1299ه.ق ممیزمالیه اصفهان عمارت عالى قاپو را جزء عهمارات نیمه خراب قلمداد كرده و در مجله ارمغان سال اول شماره 59 صفحه 986 مندرج می باشد. آنچه مسلیم است بعد از ناصرالدین شاه توجهى كه به عمعارت عالى قاپو نشده كه هیج حتى المقدور وقت درصدد خرابى و برداشتن آثار عتیقه آن بوده‏ اند و حتى آثار گذشتگان را محو می كرده ‏اند و از همین جهت بوده كه روى نقاشی ها را گچ می گرفتنه ‏اند. نگارنده بخاطر دارم پیش از طلوع سلسله پهلوى این عمارت گردشگر عمومى هر كسى به سلیقه خود می توانست در آنجا تصرفاتى كند و با یادگارى بنویسد و آنجا محل آش پختن و دخیل بستن شده بود و در واقع خرابه و جغد نشین بود. ولى پس از طلوع سلسله پهلوى روز به روز موجبات تعمیر و حفط اینگونه عمارات با تصویب قانون عتیقات و تاسیس ادارات وابسته به آن فراهم گردید و اكنون این كاخ تاریخى و دیگر انبیه باستانى تقریباً بحال اول برگدانیده شده‏ اند. عمارت عالى قاپو اكنون مورد تعمیرات اساسى و تزیینى و مهاركشى آهنى بنا و اصلاح نقاشی هاى داخل ساختمان و تحدید كاشیكارى جبهه خارجى و پشت بغل هاى آن می باشد. كاخ مزبور در طى شماره 104 به ثبت تاریخى رسیده است .

 

 

عمارت عالى قاپو از دو قسمت متمایز تشكیل شده است:

1- قسمت جلویى و مدخل عمارت

2 - ساختمان اصلى كاخ

1 - قسمت جلویى ساختمان از ساختمان اصلى جلوتر است و مدخل وسیع عمارت در همین بخش واقع است. مدخل داراى تاق جناغى است و در دو طبقه طرفین آن درها و تاقنماهاى كوچكترى وجود دارند. بالاى مدخل ایوانى هست كه از سه جهت باز است و تاق چوبى دارد. تاق ایوان بر 18 ستون تراشیده قرار گرفته است. در زمانهاى گذشته به هنگام ضرورت اطراف ایوان را باپرده مى‏ پوشانیده‏ اند. حوضى با لبه‏ هاى مرمرین در وسط ایوان قرار دارد كه فواره هایى دارد ؛ كف حوض را از مس ساخته‏اند. از نوشته‏هاى جهانگردانى چون تارونیه و شاردن چنین بر مى‏آید كه در گذشته دور، دیوار انتهاى ایوان و سطوح ستونها آینه كارى بوده است. بناى این ایوان یا به عبارت دیگر تالار بر اساس كتاب قصص الخاقانى در سال 1053 هجرى قمرى آغاز شده در مدتى بسیار اندك به اتمام رسیده است. مدخل به دهلیزى راه مى‏یابد كه به صورت شمالى - جنوبى ساخته شده. در پشت این دهلیز عمارت اصلى عالى قاپو قرار دارد كه در آن مقابل مدخل كه از آن نام بردیم قرار دارد.

2 - بناى اصلى عالى قاپو از شش طبقه تشكیل شده است. در طرفین در ورودى عمارت شش طبقه دو سكوى سنگى وجود دارد. كتبه‏ اى نیز در بالاى این در قرار دارد كه قسمتى از آن با گذشت زمان از بین رفته است. كرباسى كه پس از در ورودى قرار گرفته سقفى بلند به اندازه مدخل جلویى ساختمان دارد. در همین كرباس مقابل در ورودى عمارت اصلى درى دیگر با دو سكو در طرفین هست كه كرباس را به حیاط پشت ارتباط مى ‏دهد. بالاى این در پنجره‏اى مشبك قرار دارد كه از آن نور به داخل كرباس مى ‏تابد. اتاق هاى اطراف همین كرباس در حقیقت محل ادارات دولتى بوده است.

دو راه پله مارپیچ در دو گوشه طبقه اول راههاى ارتباطى را تشكیل مى‏دهند. بالاى طبقه اول چهار طبقه هست كه هر دو طبقه علاوه بر اتاقهایى كه دارند داراى تالار بزرگ هستند. نخستین تالار به وسیله درى بزرگ به ایوان بخش جلویى عمارت باز مى‏شود. بر در دیوار این تالار نقوشى زیبا و رنگارنگ وجود دارد كه اغلب از آثار رضا عباسى است.

طبقه ششم تالارى بزرگ دارد كه تماماً گچ كارى است. این تالار كه به اتاق صوت نیز شهرت دارد، بر اساس شناخت فیزیكى صوت و انعكاس آن به نحوى ساخته شده كه مثل یك استودیوى مجهز به ضبط صدا طنین‏هاى اضافى صدا را از بین مى ‏برده است و اصوات را به صورتى صاف به تمام قسمتهاى تالار مى‏رسانده است. دیوارهاى اتاقهاى اطراف نیز با نقاشیهاى زیبا تزیین شده‏اند.

با چند روش مختصر از سفرنامه پیترودولااله، جهانگرد ایتالیایى كه در سال 1617 میلادى، هنگام روى كاربودن سلسله صفویه به ایران سفر كرده به معرفى بیشتر عمارت عالى قاپو مى ‏پردازیم:

.. اتاقهاى كوچك به اندازه‏اى از راههاى مختلف به یكدیگر مرتبط شده‏ اند كه به قرار گفته مستحفظ در عمارت پانصد در كوچك به وجود آمده است. زیبایى این عمارت بیشتر از آن ناشى است كه تمام دیوارها از صدر تا ذیل تذهیب و با مینیاتورهاى بسیار ظریف و الوان منقوش شده است و در بین طلاكاریها و رنگهاى مختلف در بعضى نقاط روى دیوار كنده كاریهایى شده كه واقعاً زیبایى خاصى دارد، مضافاً به اینكه دایوارها نمى‏دانم از گچ مخصوص با چه ماده دیگرى به وجود آمده كه علاوه بر یكپارچگى و صافى، درخشش و جلاى خاصى دارند و گویى از حریر سفیدند و روى آنها نه تنها خطوط سیاه كنده كارى شده بلكه برق طلا و رنگ لاجوردى و رنگهاى تند دیگرى كه به كار رفته فوق العاده جلب نظر مى ‏كند.

به اندازه ‏اى سقفها زیبباست كه باید از طرف ما ایتالیایی ها مورد تقلید قرار گیرد.

بعضى پنجره ‏ها نیز واقعاً شایسته تقلیدند. این پنجره‏ها غالباً در بالاى اتاق واقع شده‏اند زیرا فقط براى گرفتن نور از آنها استفاده مى‏ شود و به این ترتیب باز كردن آنها مورد لزوم نیست.

در داخل این عمارت، روى دیوارها به طور تك تك چهارچوبى وجود دارد كه داخل آن را نقاشى كرده ‏اند.

اینك كه با كل عمارت عالى قاپو آشنا شدیم، یادآورى این موضوع نیز خالى از فایده نیست كه از پشت بام آخرین طبقه آن مى ‏توان منظره عمومى شهر اصفهان را تماشا كرد.

 اين قصر که در عهد صفويه" دولتخانه مبارکه نقش جهان" و " قصر دولتخانه" نام داشته است ، نمونهُ منحصر به فردي از معماري کاخهايعهد صفويه است که در اوايل قرن يازدهمهجري به امر شاه عباس اول ساخته شده استو شاه صفوي، سفرا و شخصيتهاي عاليقدر رادر اين کاخ به حضور مي پذيرفته است.

بعداز او هم، جانشينانش در همين کاخ و توابعآن مانند عمارت حوضخانه و تالار مرواريد،مهمانان خود را به حضور می پذيرفته اند.

عالی قاپو دارای پنج طبقه ساختمان است که هرطبقه تزيينات مخصوص دارد و با آنکه بعداز دورهُ صفويه به تزيينات آن خرابيها ولطمات جبران ناپذيري وارد آمده است، باوجود اين هنوز شاهکارهايی از گچبری ها ونقاشيهای عهد صفويه رادر بر دارد وتماشا کنند گان را به تحسين و تمجيد وامی دارد. مينياتورهای کار هنرمند معروفعهد شاه عباس، رضا عباسی که متأسفانه لطمات فراوان ديده است و نقاشيهاي گل وبوته، شاخ و برگ، اشکال و حوش و طيور وگچبری های زيبای طبقهُ آخر آن که به شکلانواع جام و صراحی در طاقها و ديوارهاتعبيه شده است، از قسمتهای جالب اين بنای تاريخی است.

ساختن و پرداختن اشکال گچبری در اين قسمت ازساختمان که به" اطاق صوت" مشهوراست، برای آن نبوده است که در آنها جام وظروف قرار دهند، زيرا نوع اين کار که باگچ تعبيه شده، بسيار ظريف است وکوچکترين اشاره ای که در اثر برخورد دست با شيئی ديگر به آنها حاصل شود، آنها رادر هم می شکند. بلکه غير از نمايش يکي ازانواع عالی تزيينات گچی که نوعی از هنرايرانی است غرض عمده در تزيين اطاقهایمتعدد اين طبقه آن بوده است که در اينقسمت از عمارت، انعکاسات حاصله از نغمهها و صداها طبيعی و بدون انعکاس صوت بهگوش برسد. از فراز آخرين طبقهُ عالي قاپوبهتــرين منظرهُ شهر تاريخي اصفهــان وتغييرات و تحولات هزار سالهُ اخير آن رامی توان مشاهده نمود.

دردورهُ جانشينان شاه عباس هم در اينعمارت کارهايی به منظور تزيين کامل آنبه عمل آمده است و از آن جمله تالارباشکوه آن در سال 1054 هجری، در زمان سلطنتشاه عباس دوم، به بنای اصلی افزوده شدهاست و شاه صفوی و مهمانان او از تالارهمين عمارت، مناظر بازي چوگان و چراغانیو آتش بازيها و نمايشهاي ميدانی راتماشا می کرده اند.

عمارت عالی قاپو در اوایل قرن یازدهم هجری و به فرمان شاه‏ عباس اول ساخته شده است. شاهان صفوی؛ سفیران و شخصیت های عالی‏قدر را در این كاخ به حضور می‏پذیرفته اند. این كاخ دارای 5 طبقه است كه هر طبقه تزئینات مخصوص به خود را دارد. در زمان شاه‏ عباس دوم به بنای اصلی، قسمت هایی افزوده شده است.

شاه و میهمانانش از تالار همین عمارت، مناظر، چوگان، چراغانی، آتش‏بازی و نمایش های میدانی را تماشا می ‏كرده اند. این‌ قصر كه‌ "دولتخوانه‌ مباركه‌ نقش‌ جهان"، "قصر دولتخوانه" و "تالار عالی مکان" نیز نامیده میشده‌، نمونه ‌منحصر به‌ فردی‌ از معماری‌ كاخ‌های‌ عهد صفوی‌ است‌. مینیاتورهای‌ هنرمندانه‌ رضا عباسی‌ -هنرمند‌ معروف‌ عهد شاه‌ عباس‌- نقاشی‌های‌ گل‌ و بوته‌، شاخ‌ و برگ‌، اشكال‌ وحوش‌ و طیور و گچ‌ بری های‌ زیبای‌ آن‌ به‌ شكل‌ انواع‌ جام‌ و صراحی‌ در تاق‌ها و دیوارها تعبیه‌ شده‌ است.

در غرب ميدان نقش جهان و روبروی مسجد شيخ لطف الله عمارتی سر بر افراشته که به عنوان يکی از مهمترين  شاهکارهای معماری اوائل قرن يازدهم هجری از شهرتی عالمگير برخوردار است.


 

 با توجه به منابع و مأخذ موجود درباره سلسله صفوی و همچنين با در نظر گرفتن بررسی های انجام شده در مورد اين ساختمان زيبا و رفيع چنين استنباط می گردد که کاخ عالي قاپو دروازه مرکزی و مدخل کليه قصرهائی است که در دوران صفويه در محدوده ميدان نقش جهان احداث شده اند.

در حقيقت اين بنا به مثابه يک ورودی بزرگ و با شکوه ميدان نقش جهان را به مجموعه دولتخانه و عماراتی مانند رکيب خانه، جبه خانه، تالار تيموری، تالار طويله، تالار سرپوشيده و کاخ چهلستون و ديگر عمارات مربوط می کرده است.

اصل بنا در دوره شاه عباس اول احداث شده و در دوره جانشينان او الحاقات و تعميراتی در آن انجام شده است. ساختمان دارای 5 طبقه است که هر طبقه تزئينات مخصوصی دارد. اگر چه اين قصر در دوره های بعد از صفويه لطمات فراوان ديده است، هنوز نيز شاهکارهائی از تزئينات و نقاشی های عصر صفويه در آن، بينندگان را به تحسين وامی دارد.

عالي قاپـو مرکب از دو کلمه «عالی» و «قاپو» است که با هم به معنای «سردر بلند» يا «درگاه بلند» هستند. از اين سر در بلند که تماماً با سنگ سماق ساخته شده به قصر وارد می شويم و به وسيله پلکانی که در دو طرف تعبيه شده اند به طبقات فوقانی می رسيم.

در طبقه همکف دو تالار وجود دارد که در آن روزگار به امور اداری و ديوانی اختصاص داشت و صدرخانه يا کشيک خانه ناميده می شدند.

در طبقه سوم، ايوان بزرگی است که بر 18 ستون بلند و رفيع و استوار است. اين ستون ها در آن زمان پوشيده از آئينه بوده و سقفی با صفحات بزرگ که با نقاشی ها و آلت های چوبی تزئين شده بودند بر فراز آن قرار گرفته است. در وسط اين ايوان حوض زيبائی از مرمر و مس وجود دارد که قرينه آن در تزئينات زير سقف انعکاس يافته است.

اين تالار از الحاقات کاخ است که در دوران جانشينان شاه عباس اول بنا شده است. در پشت اين ايوان تالار بزرگی است با اتاقها و طاقهای بسيار که نقاشی های زيبائی بر ديوارهای آن مشاهده می شود. از ايوان کوچکی که پشت اين تالار است گنبد زيبا و ساده توحيد خانه نمايان است. در دوران صفويه در شبهای جمعه گنبد محل تجمع صوفيان و دراويش بود. سالنی که اين گنبد بر فراز آن استوار است و اتاقهای اطراف آن در حال حاضر به کلاسهای درس دانشگاه پرديس اصفهان اختصاص دارد. اکثر جهانگردان و سياحان خارجی و همچنين نمايندگان کشورهای مختلف اين تالار را به منزله جايگاهی دانسته اند که از آن مسابقات مختلف و بازيهای معمول آن عصر مثل چوگان بازی و غيره را تماشا می کرده اند. طبقات بعدی هر کدام شامل يک سالن بزرگ در وسط و چندين اتاق کوچک در اطراف هستند.

آنچه عالي قاپو را در عداد آثار باشکوه و بسيار نفيس قرار داده است علاوه بر مينياتورهای کار هنرمند معروف عصر صفوی رضا عباسی، گچبری های آخرين طبقه است که تالار آن به «اتاق موسيقی» يا «اتاق صوت» نيز معروف است. در اين قسمت از کاخ شکل انواع جام و صراحی در ديوار تعبيه شده است ساختن و پرداختن اين اشکال به غير از نمايش زيبائی و خلاقيت و ابتکار هنرمخندان گچکار برای اين بوده است که انعکاسات حاصله از نغمه های نوازندگان و اساتيد موسيقی به وسيله اين اشکال مجوف گرفته شود و صداها طبيعی و بدون انعکاس به گوش برسند.

«فرد ريچاردز» که خود نقاش معروفی بوده و در اواخر عصر قاجاريه به ايران آمده درباره تزئينات گچبری اين اتاق می نويسد: « ... اين تورفتگی ها مانند قطعات مختلف بازی معما با تناسب خاصی پهلوی يکديگر قرار گرفته اند... » گذشته از گذشت زمان که متأسفانه به عالي قاپو لطمات فراوان زده است عوامل مخرب ديگر مانند حمله و استيلای افغانها و چنگ های مختلف و انتقال پايتخت از اصفهان و بی توجهی حکام بعد از صفويه خسارات جبران ناپذيری به بنا وارد آورده است.

در دوران قاجاريه عالي قاپو چند سال محل سکونت و کار ظل السلطان بود و او تغييراتی در کتيبه های آن داد. کتيبه های جبهه شرقی بنا و الواح خط نگاشته سردر ورودی که طی اشعاری به تعميرات سال 1274 اشاره می کند مبين همين مطلب است.

در چهل ساله اخير به دليل آن که خطر ويرانی کاخ عالی قاپو را تهديد می کرد و همچنين به علت توجه مردم و ارگانهای دولتی به ميراث های فرهنگی، مرمت هائی توسط هيأت های متخصص داخلی و خارجی در آن انجام گرفته است.

بطور کلی بنای عالی قاپو به عنوان يک بنای تشريفاتی خوش ساخت و زيبا دستاورد ديگری است از هنر معماری دوران صفويه که از فراز آن منظره شهر باستانی اصفهان و تغيير و تحول 1000 ساله آن به خوبی نمايان است.

 

 

 

 

 

 

 

مراحل ساخت بنای عالیقاپو به نقل از پروفسور گادیری چنین آمده است:

-       مرحله نخست:

بنای عالیقاپو به منظور ورودی کاخهای سلطنتی و هوزوان با عملیات ساختمانی کاخها برپا می گردد.منظور از اصطلاح کاخها همان مجموعه ساختمان و عمارت است که در میان باغهای سبز قرار داشته و با یک حصار احاطه شده بوده است.

این مجموعه مختص استفاده های تشریفاتی، اداری ، قضایی، باریابی بوده ،همچنین دارای فضای برای زندگی اختصاصی سلطان ، دستگاه مطبخ ، اصطبل ،افرلاد نگهبان ومحل درمانگاهسلطنتی و ساختمانهای کوچکی با پوشش گنبدی شکل در جنوب غربی عالیقاپو بوده است.

این مجموعه ساختمانی حتما باید دارای یک ورودی متناسب و در خور ان باشد آن هم در چارچوب نوسازی شهری که مجددا پایتختی را پذیرفته است.

اولین قسمت از بنای عالیقاچو در ان زما ن منفرد و عملا از چهار طرف آزاد بوده و بازار اطراف میدان با آن تماسی نداشته است . در همان زمان ساختمان اولیه عالیقاپو به صورت یک مکعب مستطیل بزرگ و سنگین با ابعاد تقریبی 19×20 و ارتفاع 13 متر ساخته شد. این ساختمان ارز داخل دارای دو طبقه بوده و این تقسیم بندی به وضوح برروی نماهای اطراف بنا منعکس می گردد.

-       مرحله دوم:

تصمیم انجام اولین تغییرات مهم در ساختمان مرحله اول عالیقاپو هم زمان با یک تصمیم دیگر گرفته می شود که مسلما این تصمیم دوم مؤثرتر و نمایان تر بوده است.

بنای عالیقاپو برای اولین بار وظیفه تشریفاتی بخود  گرفته و از حالت یک ورودی ساده به یک غرفه تشریفاتی با نمایی به طرف میدان تبدیل می گردد.جایی که مهمانان شاه در آن پذیرایی می شدند و از آنجا به راحتی به تماشای رژه سربازان و بازی ها و مسابقاتی که در میدان اتفاق می افتاده می پرداختند.اگر هیات ساختمانی مرحله اول به دو صبقه مشخص تقسیم شده در قسمت فوقانی یعنی مرحله دوم می توان سه طبقه کامل مجزا را تشخیص داد که قبلا آنها را به اسامی طبقه هم کف تالار و دو نیم طبقه بر روی آن نامگذاری کرده بودیم. منظور از تالار طبقه ای است که سالن بزرگ پذیرایی و ایوان پوشیده قسمت الحاقی را در بر دارد . نیم طبقه دوم بطور استادانه ای با استفاده از شکل ساختمان در میان اجزاء تاق سالن بدست آمده است.

 

-       مرحله سوم (طبقه آخر):

شالوده ساختمان محجوب اولیه بایستی واقعا محکم و استوار بوده باشد که توانسته است انچنین بدون هیچ ضایعه ،الحاقاتی را بر آن افزوده شده تحمل نماید . امروز می توان گفت که این بخشها در یک فاصله زوانی بین هفتاد الی صد سال اضافه شده است . حال دیگر ورودی به یک برجی که می توانست برای زمانهای کوتاه از دربار کوچکی پذیرایی نماید، تبدیل شده است .راجع به عملکرد طبقه آخر نظریات مختلفی وجود دارد و این اختلاف نظرات عموما زمانی که موضوع در مورد محیطی ظریف بدون هیچ گونه خصوصیات عملکردی باشد پیش می آید . حتی وجود تزیینات مشهور مقرنس کاری تاقها که اشکال بطری و شیشه ها را با طرح های شرقی دا آن تعبیه کرده اند نمی توانند کمکی به حل این مسئله بنمایند و بالعکس راه را برای بعضی تصورات واهی که به حد افسانه غیر منطقی می رسد گشوده است.به نظر می رسد نامگذاری سالن موسیقی که معمولا اوروزه به کار برده می شود از برخی لحاظ حتی به حقیقت عینی بیشتر نزدیک است. از شکل تزیینات و ماده گچی که بکار رفتهو همچنین از تجربیات خالبی که اخیرا بدست آمده به روشنی پدیدار گشته که مجموعه نیم تاقهای کوچک استالاکتیت های تو در تو و تمام تزیینات که بطور کلی ساختمان پوشش طبقه آخر را پنهان می کند می تواند (همچنین) عملکرد جعبه هارمونی را داشته باشد و بدین صورت به سالن یک تصحیح صوتی ببخشد.

 

-       مرحله چهارم (پیش آمدگی به طرف شرق):

عملکرد ایوان یا غرفه شاهی که با ایجاد اولین طبقه الحاقی بدست آمده با  گذشت زمان و غنی تر شدن ظاهر نمایشی میدان تمرکز بیشتری به خود می گیرد ، میدان که تنهاداز چادرهای بازرکانی اشغال شده بود حال دیگر کافی به نظر نمی رسید. علاوه بر آن برای تماشای صف آرایی سربازان و بازی گوی این غرفه خیلی در عقب قرار داشت و عملا برای این منظور ایوانهای فوقانی میدان که پس از گسترش تاقنما و ایجاد طبقه دوم بارز بدست امده بود مناسبتر و ممتازتر بنظر می رسید. تصمیم بر آن گرفته می شود که یک حجم دیگر در مقابل بنای موجود در داخل میدان ساخته شود، حجمی که با پیش زدگی در داخل میدان از لبه جدید تاقمناهای اطراف میدان نیز جلوتر رفته و علاوه بر وسیع تر ساختن ورودی بنا فضایی در خور مهمانان، سفیران و شخصیت های عالیتر هنگام جشن ها بوجود می آورد.

 

-       مرحله نهایی(پوشش تالار و راه پله جنوبی):

این مرحله یکی از لحظات مهم زندگی کالبدی و ظاهر خارجی بنایی است که «را کاخ ورودی عالیقاپو نامیده ایم. بنای عالیقاپو در این هنگام دارای ظاهری برج مانند می باشد که به آن یک حجم بزرگتر ولی کوتاه تر تکیه دارد این حجم برای کرسی خطابه بکار می رفته ، دا اینجاست که دو بخش الحاقی و پر معنی از لحاظترکیب بر ساختمان افزوده می شود ، البته همزمان با یکدیگر نبوده است. این دو قسمت افزوده شده طبها برای ساختمان موجود تغییراتی را بدنبال دارد . در اینجا ابتدا مسأله تالار را بررسی می کنیم:

بمنظور اینکه ایوان دارای ظاهری بیشتر شاهانه و نمایشی باشد تصمیم به ساختن سقف آن گرفته می شود. شناختن اینکه این طرح از کدام نمونه موجود الهام گرفته مشکل نیست. در اصفهان صفوی برای اینکه صحبت از دیگر شهرهای ایران نشود شماره کلخهای سلطنتی و خصوصی به ده ها عد  می رسیده است این کاخها از یک سالن زرگ اصلی تشکیل می شده که در جلوی آن به عنوان ورودی یک فضای پوشیده ستون دار قرار داشته است و این خصوصیت اصلی این تالار ستون دار بود که تماما از چوب بوده است. این ستونهای چوبی همچون سرستونهای آن از شیارها و طرحهای متنوع تشکیل شده و با قابسازیهایی (سقف) تیرهای حمال چوبی که همه از چوب چنار شرقی بوده پوشیده است.

از انجایی که سال 1053 از اولین سالهای سلطنت شاه عباس دوم است می توان فکر کرد که شاه صفوی سازنده بخش الحاقی داخل میدان بوده و شاه عباس دوم سازنده سقف تالارف ولی با اشنایی بر اینکه دوران شاه عباس صفوی عملیات ساختمانی بسیار ناچیز بوده احتمال ان بسیار کم است مگر با بدست آمدن دلایل مطمئن.

 

 

 

 

 

 

                            

 

 

تزئینات داخلی و خارجی بنا:

تزئینات خارجی بوسیله آجر که در لچکی ها(قسمت هلالی در بالای هر ورودی ) به وسیله کاشی هفت رنگ و تزئینات و خطوط اسلیمی می باشد.و تزئینات داخلی بوسیله نقوش زیبای گل و بوته و شکارگاه و حیوانات و پرندگان برروی  گچ (لایه چینی و کشته بری)و یا مینیاتورهای تصویری ایرانی (به سبک نقاشیهای رضا عباسی )و خارجی (به وسیله نقاشان اروپایی که در زمان شاه سلیمان در دربار صفوی حضور داشتند به سبک نقاشی اروپایی (توسط نقاشان معروفی مثل انژل ولوکار)می باشند .

پله های کاخ :

این کاخ در حال حاضر دارای سه دستگاه پله؛ شامل دو دستگاه پله مارپیچ بصورت قرینه در قسمت غربی ساختمان و یک دستگاه پله (بصورت چند پله و اتاقهای بین راه به شکل زیگزاگی) معروف به پله های شاهی که به منظور تشریفاتی ساخته شده است.

 

     

 

 

 

 

طبقات ششگانه بنای عالی قاپو:

بنای عالیقاپو با ارتفاع 36 متر تا کف بازار بلندترین عمارت چند طبقه در شهر اصفهان بوده است. بدلیل الحاقات و اضافات معماری در هر سو نمای متفاوت دارد به طوری که از جلوی بنا (میدان نقش جهان) 2 طبقه از پشت ساختمان5 طبقه؛ از طرفین بنا 3 طبقه و با احتساب طبقه همکف بعنوان اولین طبقه در کل 6 طبقه می باشد.

طبقه اول(همکف):

ورودی بنا از چندین اتاق که به وسیله گنبد مرکزی مشترک با طبقه دوم و ایوانهای کوچک جانبی فضای این طبقه را تشکیل داده است.به خاطر رعایت تناسبات دقیق و اصول معماری در این گنبد و تغییرات تنجام شده در شکل گنبد بدلیل نیاز به باربر بودن و لزوم تحمل بار طبقات بعدی هر گاه در گوشه ای از این فضا به صورت قرینه قرینه قرار گرفته و حتی بصورت ارام کلمه ای بیات گردد،شخص مقابل قادر به شنیدن خواهد بود.

طبقه دوم:

سیستم آبرسانی و منبع آب اصلی کاخ در این طبقه قرار دارد،طبق آثار و شواهد باقیمانده نحوه انتقال بوسیله پمپ های دستی شبیه دم و بازدم مورد استفاده در کوره های آهنگری بوده است. بدین نحو که کارگران بوسیله این پمپ و اتصالات لوله های مسی و سفالی آب را از چاه طبقه همکف به طبقات دوم ،سوم و چهارم انتقال می دادند .که پس از ذخیره در مخزن سنگی طبقه چهارم بدیل اختلاف سطح انجام شده فشار آب افزایش نموده پس براحتی آب از فوارههای سنگی حوض مسی جریان پیدا نموده است.

طبقه سوم:

از دو قسمت ستون دار با 18 ستون از تنه درخت چنار و سالن شاه نشین تشکیل شده است. در وسط ایوان،حوض با کفپوش مسی ودیواره های مرمرین قرار دارد،سقف ایوان بوسیله قطعات منظم چوب به شکل اشکال هندسی به شیوه گره چینی تزئین شده است.

ایوان جهت تماشای مراسم و جشنهای ملی ،مذهبی مثل سان رژ نظامی و بازی چوگان و همچنین تمتشای چشم انداز شهر و ارتباط شاه با مردم بوده است. سالن شاه نشین طبقه سوم و اتاقهای پنج دری  طرفین جهت امور رسمس دولتی مثل تاجگذاری و عزل و نسب با و مراسمات خاص دولتی و باریابی اختصاص داشته است.

            

 

طبقه چهارم :

این طبفه کاخ از چند اتاق تودرتو و بالکن های شمالی جنوبی تشکیل شده که بوسله یک دالان در ضلع شرقی به هم مرتبط می شوند. این طبقه به علت مشرف بودن به ایوان و سالن مرکزی طبقه سوم مناسبترین مکان جهت استقرار محارم سلطنتی وافرادی که نیاز به امنیت ببشتری داشتند بود تا راحت تر بتوتنند مراسم برگزاد شده در کاخ را تماشا کنند.

 

 

   

 

طبقه پنجم:

این طبقه از چند اتاق تودرتو و دالانهای ارتباطی تشکیل شد است که با استفاده از فضاهای مرده ساختمان ساخته شده است و کاربردی بجز کارهای جزئی و غیر تشریفاتی نداشته است ، شاید بدلیل وجود دالان جهت رسیدن به اتاقهای اصلی این نیم طبقه و پایین بودن سقف آن به خوابگاه جهت استراحت موقت شاه و میهمانان معروف شده است.

طبقه ششم:

مهمترین طبقه کاخ از نظر معماری و تزئینات بدنه می باشد.از یک سالن چلیپا شکل و گنبد مرکزی با سقف مقرنس کاری و دو سالن جانبی و اتاقهای کناری تشکیل شده است.

علت نامگذاری این طبقه به سالن موسیقی بدلیل وجود اشکال گچبری در غالب ظروف و جامهایی مثل صراحی و یا ساغر بنام تنگبری بوده است.که ساخت این اشکال گچی بدلیل بوجود آوردن فضایی توخالی و مجوف،طبیعتا از اکو (پژواک) صدا جلوگیری می نماید.بطوریکه برگشت صدا بسیار ضعیف می باشد و با توجه به اینکه در حال حاضر اغلب تالارهای موسیقی استودیوها و یا سینماها را طوری می سازند که برگشت صدا به حداقل برسد واحتمال داده میشود که این مکان نیز به همین دلیل ساخته شده باشد و حتی در مورد آن افسانه ها و تحلیل های گوناگون شده است ولی باید توجه داشت که این هنر زیبای گچبری در دوره صفوی مرسمو بودهو بدلیل کاربرد آن در بناهای مختلف می توانسته چندین کاربرد عمده  داشته باشد. مثل تزئین و دکوراسیون و یا همانند یک ویترین،جهت قرار دادن اشیاءو یا ظروف بسیار با ارزش باشد.البه باید خاطر نشان می گردد در هنگام قرار دادن اشیاء در این فضاهایی که دارای حجمی معادل همین ظروف می باشد ، دقت لازم می شده تا هیچ آسیبی به تزئینات وارد نیاید و حتی محیط ایجاد شده اگر برای موسیقی در نظر گرفته شده باشد؛برای ایجاد موسیقی مناسب تر می باشد.

                                         

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 22:0  توسط س.ا.ح  | 

دانشگاه آزاد اسلامی واحد دماوند

 

 

 

عنوان: مسجد بی بی خانم

نام استاد: سرکار خانم نظری

گرداورنده: ونوس کیوانلو

 

 


 

 

اسطوره‌ی عشق بر بلندای مسجد

عشق یکی از آن جلوه های شرر برانگیز زندگی انسانی است. عشق ترکیبی است از پوشش و خیال. از گریز و برگشت، از چراغی که چشمک می‌زند و از اضطرابی که تاریکی به وی می‌دهد. در پوشش است که خیال، آهنگ آفرینش، آهنگ پرواز و جهش ساز می‌کند. در پوشیدگی و شوق کشف است که خیال به اعماق اقیانوس‌ها، به اوج کهکشان‌ها و بر فراز دشوارترین قله‌های کره‌ی خاکی پا می‌گذارد. عشق یگانه آتشی است که وقتی می‌سوزاند، خاکسترش به تنهایی، بازآفریننده‌ی همه‌ی هستی‌هاست. همین آتش عشق است که مولای روم به آنان که ندارندش «نیست باد» خطاب می‌کند..

چه آنان که به سمرقند سفری داشته‌اند و چه آنان‌که بومی آن‌جا هستند و حتی آنان‌که در کتاب‌ها و تاریخ این خطه مطالعه داشته‌اند با نام «مسجد بی‌بی خانم» در سمرقند آشنا هستند. این محل زیبا و دیدنی داستانی اسطوره‌ای و افسانه‌ای را  همیشه با خود یدک کشیده‌است که زیبا و عاشقانه و در عین حال دردناک است.

 

 

بی بی خانم

این مسجد ، بنایی از دورة تیموری در شرق میدان ریگستان در سمرقند که از طریق بازاری سرپوشیده به این میدان متصل است . این بنا، که امروز فقط قسمتهایی از آن به جای مانده ، در کتابهای متقدم ، مسجد جامع و مسجد جمعه ودر برخی آثار (سمرقندی ، ص 42)، مسجد جامع امیرتیمور گورکان نامیده شده است . احداث آن در چهارم رمضان 801 به فرمان تیمور  آغاز شد که گویا تقلیدی از مسجد بزرگی در هندوستان بود. نیز گفته اند که تیمور این مسجد را، که به مسجد سَرای مُلْک خانم ، بی بی خانم و بی بی شانیم نیز مشهور است ، برای نخستین همسرش سَرای مُلْک خانم ، دختر قزان (قازان ، قران ) سلطان ،ساخت. او که پس از فتح سمرقند به همسری تیمور درآمد، نزد همسر خود قدر و منزلتی خاص داشت .

 کلاویخو ، این مسجد را زیباترین بنای سمرقند و به اشتباه آن را یادبود مادر بی بی خانم دانسته است .

 
شرف الدین علی یزدی ، ابن عربشاه (همانجا) و میرخواند، از مدرسه ای هم در کنار مسجد، با نامهای مدرسة خانم و مدرسه سرای مُلک خانم ، یاد می کنند که تیمور برای رسیدگی به ساخت بنای مسجد، بیشتر در این مدرسه و خانقاه تومان آغا در نزدیکی آن ، اوقات می گذرانیده است . کلاویخو ، نیز بنایی را با تزیینات بسیار وصف کرده و آن را به اشتباه قصری با اتاقهای بسیار دانسته که برای مادرزن تیمور می ساختند. چون در سمرقند قصرها اغلب اتاقهای زیادی نداشتند، پس به احتمال زیاد، این محل همان مدرسة سَرای مُلک خانم ، و اتاقهای مجزای آن نیز حجره های مدرسه بوده است . با آنکه امروز دیگر اثری از آن دیده نمی شود، تحقیقات باستان شناس گولیامف در 1941 و نیز لورنف ، زخیدف ] = زاهداوف به فرضیة وجود مدرسه ای از میان رفته در کنار آرامگاهی هشت گوش که در دویست متری جنوب شرقی سردر مسجد جامع وجود دارد، منجر گردید. این آرامگاه براساس برخی شواهد، مقبرة همسرتیمور است . تاریخنگاران عهد تیمور فقط به ذکر مدرسه اکتفا کرده و از آرامگاه سخنی نگفته اند، اما پشت بندهای جبهة غربی آرامگاه ، نشان می دهد که به یک ساختمان قدیمتر، احتمالاً مدرسه ای ، متصل بوده است . مشابه این ترکیب ، گور امیر است که در صحن مدرسه ای احداث شده است . امروز آرامگاهِ منسوب به همسر تیمور ویران گشته ، گنبد داخلی از میان رفته و از قسمتهای روبنایی بیرونی آن کمتر چیزی باقی مانده است. در مجموع ، برجا نماندن آثاری روشن از این مدرسه و نیامدن نام آن در منابع پس از تیمور، اظهار نظر دربارة آن را دشوار می سازد. دربارة وضعیت ناشناختة این مدرسه و شهرت مسجد به نام بی بی خانم ، توجیهات و داستانهایی آورده اند که برخی از منابع گوشه هایی از این داستانها را تأیید می کنند و از محبوبیت این بانو حکایت دارند . برخی خطای کلاویخو و نسبت دادن مدرسه و مسجد را به مادر بی بی خانم ناشی از اشتباه او در انتساب بنای آنها به بی بی خانم دانسته اند؛ همچنین از همجواری مدرسه و مسجد نتیجه گرفته اند که تیمور این مدرسه و مسجد را جهت اعزاز همسرش ساخته است. بسیاری نیز این مسجدجامع را مسجد ـ مدرسه یا فقط مدرسه می دانند و سخنی از مدرسة گمشده به میان نمی آورند.




این بنای عظیم ، که امروز ویرانه های آن نیز با شکوه جلوه می کند، حاکی از سلطه جویی و قدرت نمایی بانی آن و رقابت او با آثار دورة ایلخانی است که در تبریز و سلطانیه با آنها آشنا شده بود. تیمور با ذکر سلسله نسب خود تا چنگیز بر سر در مسجد جامع ، مشروعیت خویش را به عنوان مدافع حکومت چنگیز اعلان کرده است . او برای ساخت این بنا امکانات زیادی فراهم آورد و استادکارانی از هند، آذربایجان و فارس فراخواند، به طوری که روزانه دویست تن در ساختمان مسجد و پانصد تن در کوهها به بریدن سنگ و حمل آن اشتغال داشتند. از 95 فیل نیز، برای حمل و نقل مصالح استفاده می شد.

بنابر کتیبه های روی ایوان مقصوره و سردر ورودی ، پایان کار ساختمان مسجد در 806 و از سرگیری آن طبق گفتة تاریخنگاران 807 بوده است . دربارة سبب این وقفه اختلاف عقیده وجود دارد . ظاهراً ساخت این بنای عظیم ، که با شتاب زیاد و بدون محاسبات کافی صورت گرفته بود، سبب شد تا قسمتهایی از آن در همان سالهای اول فرو ریزد و نمازگزاران پیوسته از فروریختن سقف بیمناک باشند؛ ازینرو، تیمور به نزدیکان و بستگان خویش امر کرد که در این مسجد نماز بخوانند.

این مسجد دارای طرح چهار ایوانی ، از طرحهای سنتی ایرانی است . آغاز پیدایش این طرح به دورة سلجوقی می رسد. بعد از مسجد بی بی خانم ، مسجد گوهرشاد * قدیمترین مسجد با چنین طرحی ، در شرق ایران است . پس از آن نیز طرح تمام مساجد بزرگ ترکستان از مسجد بی بی خانم برداشته شد. ابعاد این مسجد 167*109 متر بوده که صحنی مرکزی با ابعاد 92*87 متر داشته است. در پایین ساختمان ، فضای بین چهار ایوان را رواقهایی با ستونهای متعدد پر می کرده که تعداد کمی از آنها باقی است . اضافه کردن دو گنبدخانة کوچکتر در دو طرف ایوانها از ویژگیهای این بناست ، که دو سدة بعد در مسجد شاه (مسجدامام ) اصفهان نیز اجرا شده است). این مسجد دارای چهار شبستان «ال » ( L )شکل بوده که در دو سوی آنها پیشطاقها و گنبدخانه هایی جای داشته است و نماز در بزرگترین شبستان برگزار می شده است. از ویژگیهای چشمگیر این بنا پیشطاق و سردر ورودی آن است که بر جرزهای حجیم 5ر10 متری نهاده شده است و ارتفاعی در حدود 41 و عرض 17 متر دارد که کاملاً گنبدایوان مقصوره (گنبد اصلی ) را می پوشاند. این پیشطاق ورودی با ایوانهای بیرونی و درونی گود و عمیق بر عظمت بنا می افزود. پیشطاق ورودی سه ایوان دیگر به گنبدخانه هایی متصل بودند که هر یک گنبدی دو جداره (دوپوشه ) با ساقة بلند داشتند که نمای بیرونی آنها را بسیار برجسته می نمود. این بنا دو منار در کنار پیشطاق ورودی ، دو منار در ایوان مقصوره و چهار منار نیز در چهار گوشة ساختمان داشته است . منارهای اخیر از روی جرز دیوار بالارفته بودند نه از روی زمین ؛ برخی معتقدند که این شیوه از معماری هند اخذ شده است. قاعدة منارهای پیشطاق ورودی و ایوان مقصوره بر زمین قرار داشت که احتمالاً از مسجد جمعة سلطانیه (اوایل قرن هشتم ) که از بین رفته اقتباس شده . منارهای درگاه ورودی و ایوان مقصوره ، زاویه دار و به شیوه ای ایرانی است.

مجموعة تزیینی این مسجد که هنوز برجاست ، فوق العاده است . سطوح بیرونی بنا با کاشیکاریهای رنگارنگ و آجرچینی جالب توجه پوشیده شده و دارای وحدت چشمگیری است. سطوح بزرگ با ته آجریهای لعابدار و طرح هزارباف پوشیده شده ؛ نقوشِ داخل اسپرهای قوس دار و سطوح بدون قاب چنان به نظر می رسد که گویی پارچة عظیمی بر روی بنا کشیده اند. یکی از جالبترین قسمتها نقشهای جناغی عمودی است که بخش سفلای دیوار خارجی را در برگرفته و هنوز بر روی واحد گنبددار جنوبی و مقصوره و بخشهایی از دیوار متصل به منارة گوشه ای قابل تشخیص است . سردر ورودی و ایوان مقصوره دارای اسپرهایی مزیّن به کاشیهای معرّق و کاشیهای هفت رنگ است و ساقه گنبدهای جانبی نیز با کتیبه هایی به خط نسخ در طرحی هزارباف تزیین شده است . علاوه بر این ، کتیبه هایی بر سر در ورودی مسجد، ورودی شبستان و حاشیة دیوارها، طاقها و ایوانها همراه با تزیینات هندسی و گیاهی و کاشیهای بی لعاب و لعابدار رنگارنگ مشاهده می شود. درِ بزرگ مسجد را از فلز هفت جوش (بسیار سخت ) ساخته بودند. عکسهای قدیمی چارچوب سنگی بسیار عالی آن در را نشان می دهد.



تأکید معماری تیموری بر ظاهرسازی و غفلت از رعایت اصول ساختمانی موجب شد که حتی قبل از اتمام آن ، گچکاریهای گنبد پوسته کند و در سالهای اولیه منارها، ستونهای دالانها و گنبد اصلی فروریزد. در این مسجد، مانند بسیاری از آثار معماری متأخر (تیموریان ، مغولها، عثمانیان )، تأکید بر ساختمانهایی با چشم اندازهای باز بود و برای نمایش عظمت آن حتی بافت شهر را تغییر می دادند  به طوری که تیمور فرمان داد بازار را به محل دیگری منتقل کنند تا نزدیکی آن مانع جلوة مسجد نباشد. قرینه سازیِ معماری اسلامی در مسجد جامع تیمور نیز رعایت شده است. از دیگر خصوصیات این مسجد، تعیین حدود فضاهای داخل شبستانها برای استفاده های خاص بوده و در پشت ایوانهای جانبی ، گنبدخانه های کوچکی وجود داشته که در حکم شبستان یا تالار وعظ و تدریس بوده است. برخی کاربرد بسیار سنگ را در این مسجد ناشی از نفوذ معماری هند دانسته اند، ولی می توان آذربایجان را منشأ آن دانست . با اینکه نفوذ معماری ایرانی در این بنا محسوس است ، برخی از کارشناسان آثار معماری سمرقند، از جمله این بنا را نمایانگر شیوه ای متمایز می دانند .


زمین لرزه های خفیف و شدید مخصوصاً زمین لرزة 1315/ 1897 در خرابی گنبد اصلی ، منارها و شبستانها مؤثر بوده است . امروز فقط منار واقع در گوشة شمال غربی پیرامون مسجد و چهار واحد پرحجم واقع بر روی محورهای اصلی آن ، بعلاوة چهار واحد ساختمانی شامل یک سردر ورودی حجیم با منارهای کناری و یک مقصورة حجیم با گنبد و ایوانی در طرفین آن منار، برجا مانده است . دو واحد مشابه اما کوچکتر بدون منار نیز در وسط اضلاع شمال و جنوب باقی است . در اواخر دهة 1350 ش / 1970 میلادی این مکان بازسازی شد.




 

 

 

 

 

 

تزیینات مسجد بی بی خانم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

طرح هایی از کوفی مربعی موجود در مسجد بی بی خانم درسمرقند.

نقش ایوان

 

 

 

 

متن این طرح شامل کلمات تسبیحات اربعه می باشد.

 

 

 

سبحان الله

 

 

 

و الحمد لله

 

 

 

و لآ اله الا الله و الله اكبر

 

 

طرح دیوار 1

 

 

کلمات تشکیل دهنده ی طرح.

 

 

 

يا رحمن

 

 

طرح دیوار 2

 

 

کلمات تشکیل دهنده ی طرح.

 

 

 

الله

 

 

 

احد

 

 

طرح دیوار 3

 

 

کلمات تشکیل دهنده ی طرح.

 

 

 

الله

 

 

 

احد

 

 

طرح دیوار 4

 

 

کلمات تشکیل دهنده ی طرح.

 

 

 

الله اكبر

 

 

طرح دیوار 5

 

 

کلمات تشکیل دهنده ی طرح.

 

 

 

محمد

 

 

طرح دیوار 6

 

 

کلمات تشکیل دهنده ی طرح.

 

 

 

الله اكبر

 

 

علي 

 

 

 

طرح دیوار 7

 

 

 

کلمات تشکیل دهنده ی طرح.

 

 

 

محمد نبي ربي الله

 

 

طرح دیوار 8

 

 

کلمات تشکیل دهنده ی طرح.

 

 

 

سبحان الله

 

 

طرح دیوار 9

 

 

کلمات تشکیل دهنده ی طرح.

 

 

 

يا كريم

 

 

 

يا عزيز

 

 

طرح دیوار 10

 

 

کلمات تشکیل دهنده ی طرح.

 

 

 

يا كريم يا عظيم الله

 

 

طرح دیوار 11

 

 

کلمات تشکیل دهنده ی طرح.

 

 

 

سبحان الله و الحمد لله

 

 

 

الله

 

 

 

اكبر

 

 

 

 

منابع :

  «راز و رمزهای مسجد بی بی خانم : مسجد جامع عظیم سمرقند» فصلنامة هنر , زندگانی شگفت آور تیمور ، ترجمة کتاب عجایب المقدور فی اخبار تیمور ، ترجمة محمدعلی نجاتی ، معماری ایران : پیروزی شکل و رنگ ، تمدن ایرانی ، ترجمة عیسی بهنام ، ، ظفرنامه : تاریخ عمومی مفصل ایران در دورة تیموریان ، چاپ محمد عباسی ، سفرنامة کلاویخو ، ترجمة مسعود رجب نیا،  آندره گدار، هنر ایران ، ترجمة بهروز حبیبی ،  محمدبن خاوندشاه میرخواند ، تهذیب و تلخیص عباس زریاب «شاهکارهای معماری در آسیای مرکزی »، ، معماری تیموری در ایران و توران ، ترجمة کرامت الله افسر و محمد یوسف کیانی هنرهای ایران ، زیرنظر فریه 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390ساعت 18:5  توسط س.ا.ح  | 

تزئینات وابسته به معماری ایران

 

سردر باغ ملی تهران

 

دانشگاه آزاد اسلامی واحد دماوند

 

گردآورندگان : سمیه طالبی- الهه کاهه

استاد راهنما : سرکار خانم نظریان

 

تابستان 90

موقعیت فعلی :

محوطه میدان مشق و سر در آن در محدوده فعلی زیر واقع است :

از شمال محدود است به خیابان سخائی (سوم اسفند سابق).

از شرق به خیابان فردوسی.

از جنوب به خیابان امام خمینی (سپه سابق).

از غرب به خیابان سی تیر و قوام السلطنه و رفائیل سابق.

و سر در موسوم به باغ ملی در بخش جنوبی این محدوده و در محل تقاطع خیابان امام خمینی و خیابان ملل و به فاصله کمی از میدان امام خمینی(ره) قرار گرفته است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


مراحل شکل گیری:(میدان مشق و سر در باغ ملی)

بنیاد میدان مشق که محل انجام تمرینات نظامی بوده ظاهراً در زمان فتحعلی شاه قاجار نهاده شده است و سپس در دوره ناصرالدین شاه بنای آن تجدید و توسعه یافت.در سال 1278ه.ق میدان مشق به صورت میدانی مربع شکل درآمد و دیوارهای مشتمل بر طاقنماهای آجری گرداگرد آن ایجاد شد و در سالهای بعد در آن بنایی به شیوه معماری روسی بنا گردید که مرکز قزاق خانه بود . تجدید ساختمان این میدان به کوشش میرزا محمد خان سپهسالار انجام گرفت . تصویر روبرو زمان قاجار سردر را نشان می دهد.

بنا به نوشته جکس:

«این محوطه که بزرگترین میدانهای تهران بود در حدود 400 متر طول و عرض داشته است »

این میدان دارای یک سر در کاشیکاری بود که نقوش آن شامل تصاویر نظامیان و مراسم نظامی بود .در اواخر دوران قاجار این میدان کمتر مورد استفاده قرار گرفت و به صورت یک میدان بلااستفاده تبدیل گردیده بود که در نظافت و پاکیزگی آن هم حتی کوششی نمی شد .چنانچه از نقشه های ادواری شهر تهران بر می آید در اواخر قرن 13ه.ق در بدو تأسیس میدان مشق این محوطه خارج از شهر و بیرون حصار صفوی واقع بوده و ظاهراً دیوارهایی با طاقنماهای متعدد اطراف آنرا احاطه کرده بودند چند ساختمان نظامی کوچک نیز که مربوط به مرکز نظامی بود در این محوطه مستقر بوده است .در سال 1285 ه.ق پس از توسعه شهر و ایجاد خندق و دروازه های جدید، محوطه مورد نظر تقریباً در مرکز شهر و در کنار ارگ قرار می گیرد در این دوره ساختمان های نظامی اطراف میدان گسترش یافته و ساختمانهایی از قبیل : اصطبل ،کالسکه خانه ، باروتخانه ، چاشنی خانه و ... در ضلعهای شرقی و شمالی آن احداث شده اند .مرحله دیگر روند تحولات سر در به دوران معاصر باز می گردد. در ابتدا قرن باغ ملی میدان اولین پارک عمومی شد و در قسمتی از میدان وسیع بنیان افکنده شد . اما لزوم استقرار دوائر دولتی جدید نظیروزارت امور خارجه ، شهربانی و شرکت نفت ایران،انگلیس ، کتابخانه ملی ، موزه ایران باستان سبب می شود تا در طرح باغ ملی تجدید نظر شده و مجموعه به شکل فعلی در آید .

تاریخچه بنا : (سر در باغ ملی)

تاریخ بنا تا 3 دوره ساخت را در بر می گیرد که در هر دوره بنا شامل تحولات اساسی گردیده است . در دوره اول بنا با حجم کوچکتری در گوشه جنوب شرقی میدان مشق در محل فعلی انتهای شرقی ساختمان پست قرار داشته است . این دوره مربوط به حیات قاجاریه بنا است و تصویری از آن در آلبوم خانه کاخ گلستان موجود است.                   دوره دوم مربوط به پایان دوره قاجاریه و مقارن با وزرات سردار سپه است . در این دوره مجموعه میدان مشق بر اساس یک طرح ساماندهی عمومی مورد توجه قرار می گیرد و ساختمان فعلی در محل فعلی به عنوان قزاقخانه برپا می شود تاریخ شکل گیری بنا 1340 ه.ق مربوط به دوره قبل از سلطنت رضاشاه است که این تاریخ ، تاریخ احداث بنا است .

دوره سوم به تراکم استقرار دو اثر دولتی دوره رضاشاه در اطراف سر در باز می گردد. در این دوره اتاق های جانبی طرفین شرقی به ساختمان پست و از طرف غربی به ساختمان شرکت نفت ایران و انگلیس اختصاص می یابد . از تاریخ دقیق این تحول اطلاعی در دست نیست ، اما این تاریخ مقارن با احداث دو ساختمان فوق الذکر می باید فرض کرد که حداکثر تا اواخر دهه 20 را در بر می گیرد. از دوره رضا شاه به بعد تقریبا بنا بدون تغییر به هیات فعلی باقی مانده است . آخرین تحول به عمل آمده در بنا را شاید بتوان به تسطیح مسیر عبور سواره از داخل دروازه ها دانست که این اقدام بر اثر پیگیری های میراث فرهنگی و با همکاری شهرداری با نصب موانعی جهت جلوگیری از تردد سواره در زیر بنا صورت انجام یافت .

مشخصات بنا:

در یک نگاه اجمالی به سر در باغ ملی یا سر در میدان مشق که اکنون بر پای است با عکسی که از سر در میدان مشق زمان قاجاریه که یکسره ویران گردیده است ، در می یابیم چه اندازه معماری و دیگر ویژگیهای این دو بنا به یکدیگر نزدیک است .گونه طاق هلالی بزرگ میانی ، مواد و مصالح ساختمانی اراده های سنگی ،کاشیکاری و حتی نقوش آنها ، شباهت این دو بنا را که اولی بر پای و دومی به کلی از بین رفته است ، نزدیک و نزدیک تر می کند . نمای بیرونی  سر در میدان مشق ، یعنی آن سوی که به خیابان ، امام خمینی است از سه دروازه، هشت ستون که دو به دو نزدیک یکدیگر و در دو سوی طاقها قرار دارند شکل گرفته است .نمای درونی یعنی سویی که رو به ساختمان است (بریگارد قزاق ) زمان قاجار دارد ، نیز با تفاوتی چند یعنی بدون ستونها ، همین گونه می باشد .طاقها در هر سه دروازه هلالی است . بر بالای طاق میانی که بر دروازه بزرگ و اصلی است اشکوب متشکل از اطاقی مستطیل شکل با پنجره هایی چند با طاقهای هلالی وسقفی شیروانی شاخته شده است که بیش تر در این اتاق می زدند. با اینکه عناصر معماری این دروازه همگون نیست و متفاوت می نمایاند ، اما در مجموع بسیار دلنشین می باشد. بنای سر در باغ  ملی از ترکیب آجر، سنگ ، کاشی ،چوب وفلز بهره گرفته است که معمولاً در بناهایی که عناصر معماری متفاوت به کار رفته است  ترکیبی ناهمگون بوجود آورده است مثل بنای تاتر شهر اما دربنا سر در باغ ملی چندان این ترکیب مناسب است که بنا منسجم و شکیل و یکپارچه به چشم می آید .

پهنای دروازه باغ ملی از شرق به غرب کمی کمتر از 27 متر است این پهنا در سالیان پیش ، بیش از اینها بوده چه بر پایه یک شالوده دروازه از کف خیابان سنگی است بدین گونه که پایه ستونها و پایه طاقهای هلالی بر سنگ گذاشته است. در گذشته نیز کف خیابان نیز سنگفرش بوده است اما امروزه که خیابانهای منتهی بر آن آسفالته است، بخشهایی از پی سنگی این دروازه زیر آسفالت مدفون است .

در این بررسی اجمالی دروازه میدان مشق از سه دیدگاه مورد نظر قرار گرفته است:

1-    نمای بیرونی و درهای آن

2-    نمای درونی

3-    اشکوبی که روی تاق بزرگ ساخته شده است .

1.نمای بیرونی ودر ها:

هشت ستون که دو به دو کنار هم قرار دارند و در طرفین هر تاق بر پای شده است. هر ستون روی پایه ای سنگی جداگانه به گونه ای استوار که یک ستون جلو و ستون نزدیک به آن به اندازه پایه ستون عقب تر است . که اینگونه کاربرد با سایه روشن های روز و نور ، جلوه ویژه ای به بنا می بخشد . سازنده این ستون ها در اجرای نمای اصلی دروازه (جبهه جنوبی) با تغییر ابعاد آجر به کار گرفته شده (4/5*10*20) نمایی سنگ گونه به این بنا بخشیده است. ستون ها بیش از اینکه القا کننده کیفیت آجری باشند حالت سنگی را باز می نمایانند. آجرهای بکار رفته در ستون ها گرد و به شیوه تراش آجر تهیه شده است. سرستون ها نیز از آجر های قالبی و به شکل برگ کنگر و به رنگ قرمز می باشند.

 

 

 

 

 

 

 


 قاب کاشی کاری بالای تاق بزرگ از دو نقش شیر و خورشید وپرچم ایران به گونه ای قرینه تزئین شده است .در سمت راست آن آمده است (بسم الله الرحمن الرحیم )  و در سمت چپ آن (نصر من الله و فتحاً القریب ) در وسط این دو که درست میان طاق  است به گونه برجسته آمده است «فی سنه 1340» .

 

 

 

قاب های کاشی کاری بالای تاقهای کوچک نیز قرینه است دو پرچم در طرفین و نقش مسلسل ماگزیم در وسط است.

 

 

 

 

 

 


نقش بالای سر ستون های جنوبی نیز قرینه است و شامل 21 گلوله توپ می باشد .

جابجا بین این نقوش قرینه ، دیگری  چون رودخانه ،پلنگ ، خانه و خانه روستایی آمده که بی گمان از کاشی کاری دروازه قدیمی میدان مشق که ویران شده گرفته شده است .

با این گونه بیشتر این کاشی ها ، بویژه کاشی پرچم ایران ، گلوله های توپ و مسلسل های ماگزیم کار حاج حسین کاشی کار است .

بین این کاشی کاری ها و ستونها و قرینه ها که خود به گونه بسیارزیبایی ازسنگ ساخته شده اند اشعاری از مرحوم ندیم الملک آمده که دنباله آن تا نمای درونی دروازه میدان مشق کشیده شده است .

درها:

 تمامی شش لنگه در این دروازه همچنین سه قاب نیم دایره بالایی آنها به گونه ریخته گری در«قورخانه» و به دست استاد محمد علی کرمانی ساخته و پرداخته شده است. در میان نیم دایره تاق بزرگ، تندیسی از رضا شاه بوده که در جریان انقلاب اسلامی آنرا به زیر افکندند که به گفته چند ، اکنون در حیاط بانک روبروی این سر در مدفون است . زیر این تندیس آمده بوده « زنده و جاوید باد نام پهلوی – عمل محمد علی کرمانی » در قوس بالای این نیم دایره و زیر آن آمده است .

« حسب الامر یگانه قائد جیش اسلام و یکتا منجی کشور باستانی ... حضرت اشرف اعظم آقای رضاخان ... در قورخانه به دستور و مراقبت آقای خسروخان سردار اعتماد رئیس کل قورخانه ساخته زینت بخش بنای تاریخی گردید. (1341ه.ق).

 

  درها از نقوش تجریدی و نقش شبیه اژدها یا نقش پرنده خیالی«هما» ساخته و پرداخته شده است . همچنین در وسط هر لنگه در نقش شیر و خورشید بوده است . که اکنون بر جای نیست درهای طاق های کوچک نیز کم و بیش همینگونه ساخت و پرداخت را دارند . منتهی به مقیاسی کوچکتر و طبعاً نقوشی کمتر.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


شناسایی فنی و روش ساخت درها:

عمارت سر در باغ ملی متشکل از سه دروازه است که در آن دروازه میانی بزرگترین و دروازه جانبی که به صورت قرینه در دو سمت دروازه بزرگ قرار گرفته اند از ابعاد کوچکتری بر خوردار می باشند . بر هرکدام از دروازه ها دو لنگه در و دربالای هر دو لنگه ، یک قاب هلالی شکل نصب شده است .

علی رغم آنکه در نگاه اول به نظر می رسد که جنس درها از چوب هستند ، اما در واقع امر، درها تماما از جنس فلز بوده و در هیچ قسمتی از آن چوب به کار نرفته است . این حال چوب نمایی درها شاید بیشتر به لحاظ نوع تزئین و روش به کار گرفته شده در ابزار زنی زه های فلزی به کار رفته در آن به منظور تزئین است .درها تماما از دو جنس فلز آهن و آلیاژ برنج ساخته شده اند. در ساخت درها ابتدا کلاف اصلی ، از جنس فولاد« مشخصاً ریل های راه آهن دوره قاجار » تهیه و با استفاده از روش پرچ و بست های رابط گونیا شکل به یکدیگر اتصال داده شده اند .

با توجه به ابعاد بزرگ درها و طبیعتاً وزن فوق العاده زیاد آنهاموضوع استحکام کلاف اصلی و نحوه شبکه بندی توزیع نیرو در آنها  از اهمیت زیادی برخوردار بوده است این کلاف و شبکه آهنی درون آن می بایست توان و مقاومت لازم را برای درها ایجاد نمایند تا اضافه بر اینکه در هنگام باز و بسته شدن و ورود نیروی اینرسی بر آنها سینه نداده و مشکل ایجاد نگردد ،و همچنین در برابر دوئیدگی و خارج شدن از گونیا مقاومت لازم را داشته باشد . لذا به این منظور شبکه بندی داخل کلاف اصلی در درهای کوچک به گونه ای و در درهای بزرگ به گونه ای دیگر آرایش شده است . اما آنچه قطعی است این که آرایش شبکه با مطالعه مصالح و با در نظر گرفتن نکات فنی و محاسبه تقسیم اصولی نیروهای وزن اینرسی به محیط کلاف اصلی درها ، طراحی شده است .شبکه درون کلاف با استفاده از آهن چهار سو در اندازه 20×20 و 40×20 و با روش پرچ به بدنه انجام پذیرفته است .

سطح درها با استفاده از ورق آهن پوشیده شده است . در ،درهای کوچک و نمای جنوبی درهای بزرگ ورق آهن از ضخامت 2 میلیمتر و اما در نمای شمالی دروازه بزرگ از  ورق با ضخامت 6 میلیمتر استفاده شده است . ورق ها نیز با استفاده از پرچ دو طرفه به یکدیگر و بر کلاف در ، اتصال پیداکرده اند. اتصال مستحکم ورق ها و فاصله حدوداَ 8 سانتی متری بین دو ورق حالت خر پا در درها ایجاد کرده وکمک موثری در ایستایی و همچنین ممانعت از سینه زدن آنها کرده است.

چفت و بست درها نیز از آهن چهار سو با ضخامت 50×20 ساخته و در پشت درها نصب شده است . چفت ، در درهای کوچک به صورت عمودی و با روش کشوی و چرخ دنده ای ساخته شده که در قسمت فوقانی به صورت شاخی در ضلع فوقانی کلاف حامل در قفل می شده است .

اما در حال حاضر در هیچ کدام از درها زائده نگهدار چفت در قسمت فوقانی وجود ندارد و به نظر می رسد که سازنده از نصب آنها صرفنظر کرده است . یکی از مهم ترین و دشوارترین مراحل فنی ساخت پاشنه درها و نصب درها بر آنها بوده است . وزن بسیار زیاد درها و لنگر زیاد آنها در زمان باز و بسته شدن ، ساخت لولا و پاشنه پاگرد درها را که بتوانند ضمن تحمل بار زیاد به راحتی روی پاشنه بچرخد و باز و بسته شوند بسیار دشوار میکرده است .

لولا بندی درها با استفاده از روش پاشنه ، پاگرد در پایین و کام و زبانه در قسمت بالای درها انجام پذیرفته است. به این منظور ابتدا منتهی علیه اضلاع طرفین کلاف چهار چوب اصلی که از نوع ریل آهن 100 میلی متر ضخامت است را باروش چکش کاری گرم به صورت مخروطی شکل درآورده اند و در قست فوقانی زائده ای زبانه شکل از جنس برنج با ضخامت قطر 6 سانتی متر ساخته و الحاق شده است .

به منظور پاشنه از چدن استفاده شده است این قطعه چدن در درهای کوچک دارای ابعادی در حدود 10×10 سانتی متر ودر درهای بزرگ 10×30×30 سانتی متر انتخاب شده است . برای جلوگیری از نشست پاشنه در خاک و همچنین چرخ آن در زمان بازو بسته شدن درها پاشنه  ها در پاگرد سنگی جاگذاری شده است و سپس سنگ مذکور به وسیله ملات به زمین اتصال یافته است.

در قسمت اتصال بالای درها و چفت شدن زبانه ها و زائده ای باسوراخی با ضخامت زبانه نصب شده است که کاملاً با زبانه جفت بوده و دارای فاصله ای در حد لازم برای چرخیدن بین کام و زبانه است . به همین دلیل درها به آرامی در روی پاشنه چرخیده و باز می شده اند .

تزئینات درها :

تزئینات نمای پشت و روی درها از جنس برنز و چدن است ، که با روش زه و مشبک و با روش ریختگری ساخته و نصب شده است.تزئینات شبکه ای در پنجره قاب فوقانی و همچنین پنجره میانی درها و سطوح پایینی درها وهمچنین تزیین دور گرد نماهی پشت و روی درها به کار رفته است . زه های برنجی وچدنی بیشتر به منظور کادر بندی و تقسیمات سطح درها به کار گرفته شده است.

تزئینات مشبک به کار رفته در درون قاب فوقانی و پنجره ها به صورت دورو نما ساخته شده اند ، اما شبکه های متصل به بدنه با روش یک رو ساخته شده اند .

ابعاد بزرگ تزئین های مشبک در قاب فوقانی در ها و همچنین پنجره آنها مشکل زیادی را بر سر راه ریخته گری یک پارچه آنها فراهم می آورد ، به طوری که انجام آن را ممکن نمی ساخته است . لذا شبکه ها به طور ماهرانه ای در قطعات کوچک طراحی و ریخته شده و سپس با اتصال پرچ  سربی و آهنی به صورت یک پارچه در آمده اند . درقسمت های مشک قاب فوقانی و همچنین پنجره درها که شبکه از پشت ورودی در ،در معرض دیده ناظر قرارمی گرفته، موضوع ریخته گری بسیار پیچیده تر بوده است .در این قسمت ضخامت قطعه تا چندین سانتی متر می رسد. وقتی که ضخامت قطعه در ریخته گری معمولی که تحت فشار است زیاد می شود،موجب می شود که بار مذاب زیادی در قالب جمع شده و با توجه به تغییر حجم مذاب و انقباض آن پس از سرد شدن قطعه دچار جمع شدگی گردد . در این حالت نمای سطح کفه بالایی درجه ریختگی به صورت فرو رفته شکل گرفته و نقوش آن کامل نمی شود . اما با وجود تمام مشکلات فوق در مجموع عیوب موجود در قطعات ریخته شده چندان زیاد نیست و این حکایت از مهارت استاد کاران و سازندگان و ریخته گران آن دارد . چرا که به خوبی از عهده ساخت قطعات مشبک و همچنین زه های ضخیم با قوس زیاد بر آمده و ساخت آنها را ممکن ساخته اند .

اما به لحظ اشکالات مختصر موجود در قطعات که به صورت تخلخل یا محو بودن نقوش ظاهر شده اند و کاملاً هم بدیهی بوده است ، به نظر می رسد مدتی پس از ساخت به منظور پوشاندن عیوب فوق تصمیم به رنگ آمیزی ، درها می گیرند ، چرا که انتخاب آلیاژها متنوع با رنگ طلایی و مشکی آهن حکایت از آن دارد که سازنده اصلی می خواسته نمای در همانا نمای رنگی جنسیت فلزی خود قطعات باشد. به هر حال با تصمیم به رنگ آمیزی ،درها رنگ شده اند . رنگ آمیزی طی تاریخ های مختلف تجدید شده است.

آنچه از لایه برداری رنگ ها استنتاج شد نشان می دهد که رنگ آمیزی در دوره های مختلف تحت تأثیر سلایق مختلف از تنوع رنگی مختلفی برخوردار است و در کل رنگ ها آبی زنگاری ، نارنجی سرنج ،قرمز ،آبی سورمه ای ،اکلیل نقره ای و طلایی روی در شناسایی شد .

تزئینات در ها در دوره های مختلف مورد مرمت قرار گرفته و نسبت به بازسازی قسمت هایی از تزیینات آنها که مفقود شده بوده است اقدام کرده اند که با توجه به امکانات و اعتبارات و توانایی مجریان تعمیر ، تزئینات بازساری شده از جنس های گوناگون برنج و سرب خشک تهیه و نصب شده اند که بعضاً بسیارضعیف انجام پذیرفته است .

آسیب شناسی :

بررسی آسیب های وارد بر درها و شناسایی عوامل موثر در تخریب :

فلزات به استثنا طلا به ندرت به طور خالص و در حالت فلزی در طبیعت یافت می شوند .این امر به دلیل میل ترکیب زیاد عناصر فلزی با عوامل موجود در محیط و تبدیل شدن به نمک های فلزی است .بنابراین تمامی فلزات در حالت خالص یا آلیاژی با قرارگیری در محیط فرسوده شده و خورده می شوند.

ساختار فرسایش فلزات و خوردگی آنها در فعل و انفعالات و واکنش های شیمیایی و الکترو شیمیایی مختلف قابل توضیح و تعریف هستند . سرعت واکنش تخریب فلزات بستگی به میزان بارپتانسیل الکتریکی آنهاو مشخصاً جنس فلز و یا آلیاژ آنها متغیر بوده و با آهنگ های مختلف در محیط های گوناگون دچار خوردگی و فروپاشی می شوند. فلزات درطی مراحل مختلف خوردگی ابتدا با لایه ای نازک از محصولات واکنش های خوردگی پوشیده و سپس با ادامه یافتن واکنش های خوردگی لایه ضخیم و نهایتاً تمامی مغز فلز از میان می رود . اصولاقرار گرفتن فلزات در محیط های مرطوب مثل محیط زیر آب ، همچون (محیط های مردابی و محیط های خاکی) با درصد رطوبت بالا موجب می گردد که اشیا با سرعت زیادی فرسوده و خورده شوند.

 حضور رطوبت به همراه عوامل فعال شیمیایی همچون نمک های کلروره موجود در زمین ویا محلول در آب و آب دریا در واقع یک محلول الکترولیتیک را تشکیل می دهند که در آن تبادل یونی در فلز غیر همجنس و محیط انجام گرفته و فلز با سرعت زیادی به نمک های فلزی تبدیل شود. فلزات در محیط های خشک هادی گازهای اکسیژن ، انیدرید سولفورو و ... نیز دچار پدیده خوردگی می شوند و محصولات خوردگی در این محیط ها موجب کدر شدن سطح فلز و از میان رفتن تلالو فلزی آنها می شود.

گاز انیدرید سولفورو که عمدتاً ناشی از سوخت مواد سوختنی کارخانه ها و اتومبیل ها است در محیط های صنعتی و شهری به غلظت زیاد وجود دارند. به طوری که امروزه این گاز به عنوان یک معضل تخریبی در بحث حفاظت محیط زیست و محیط های موزه ای ، آثار تاریخی ، بناهای تاریخی شهری و مجسمه های تزئینی بناها و میادین شهرهای صنعتی مطرح است .

در دروازه های سر در باغ ملی نیز همانگونه که در بخش معرفی و شناسایی فنی توضیح داده شد ، تماما از جنس فلز آهن و آلیاژ برنج ساخته  شده اند و از طرف دیگر عمارت سر در باغ ملی بنایی است که در یکی از پر ترددترین نقاط شهری تهران با غلظت شدید آلاینده ها قرارگرفته و تاثیر تخریبی زیادی را از این بابت متحمل می شود .

بررسی علل تخریب در درهای عمارت

الف- تخریب شیمیایی

همان گونه که در بخش ساخت تاریخ بنا اشاره شد ، بنای سر در قبل از ساختمان های مجاور خود یعنی اداره پست و شرکت نفت ایران و انگلیس و وزارت امور خارجه فعلی ساخته شده است . با توجه به شیب شمال وجنوب میدان مشق ، عمارت سر در باغ ملی نسبت به ساختمان قزاق خانه رویه رو در سطح پایین تر بنا شده. اما در دوره های بعد رفته رفته سطح خیابان جنوبی سر در یعنی خیابان امام خمینی فعلی به علت خاک ریزی متعدد بالا آمده به طوری که در زمان ساخت ساختمان پست و شرکت نفت سطح در نظر گرفته شده برای نقطه 0-0 بنا سطح خیابان سپه مدنظر قرار گرفته است. بنابراین بنای سر در باغ ملی نسبت به خیابان پایین تر قرار گرفته . این امر موجب شد که به منظور ایجاد شرایط مناسب برای تردد اتومبیل از زیر چشمه های عمارت سطح مذکور به مرور و طی دفعات مختلف خاک ریزی و تا سطح امروزین خیابان سپه بالا آید .

این امر لاجرم مدفون شدن بخشی از درها را به دنبال داشته است . ارتفاع مدفون شدن درها تا حدود یک متری از پای درها صورت گرفته است و موجب شده تا درها از آن تاریخ تا امروز همواره در حال بازمانده حبس شوند . در قسمت های پای درها معمولاً به علت بارندگی و شست و شوی مصنوعی خیابان آب جمع شده و در خاک نفوذ می کرده است. آب باران در این قسمت از شهر ها در حد قابل توجهی آلاینده های گازی محیط را در خود حل کرده  و به  صورت باران های اسیدی با قدرت تخریب زیاد در می آید. رطوبت نفوذی در محیط مدفون شدن در واسیدی بودن این رطوبت موجبات تخریب شدید قسمتهای دفن شده درها را فراهم آورده است .

به طوری که نمای ورق های سطحی درها ،تزئینات چدنی و تزئینات تعمیری که از جنس آلیاژ سرب می باشندتا حد انهدام فرسایش یافته اند .این فرسایش قسمتهای شبکه درون کلاف و حتی کلاف ریل آهنی درها را نیز تحت تاثیر قرارداده و پوسیدگی زیادی در آنها ایجاد کرده است . این تخریب در قطعات بست گونیایی و پرچ هایی که تحت تأثیر شدید چکش کاری و عملیات حرارتی ساخته شده و ساختار کریستالی ضعیف تری در برابر خوردگی دارند شدیدتر بوده و کاملا منهدم شده اند .

ب: تخریب فیزیکی

دوازه های عمارت سر در باغ ملی طی سالیان دراز به عنوا ن راه ارتباطی بین خیابان سپه و بنای اداری و نظامی شمال این خیابان مورد استفاده قرار گرفته است . در دروازه بزرگ میانی طی سالیان متمادی تردد اتومبیل با حجم زیاد انجام و حتی مجوز عبور اتومبیلهای سنگین همچون کامیون و اتوبوس نیز وجود داشته است . بررسی آسیب های وارد بر درها نشان می دهد که اتومبیل هنگام تردد از زیر گذر عمارت به دفعات با درها تصادف کرده و آسیب هایی را به آنها وارد کرده اند .

یکی دیگر از زوایای ورود آسیب به درها ضایعاتی است که طی تلاش مردم جهت زدودن نام و بقایای آثار سلطنت پهلوی از روی درها طی اوایل  انقلاب اسلامی صورت پذیرفته است . در این تلاش کتیبه فوقانی در به میزان 50 درصد آسیب دیده و علایم و نشان های شیر و خورشید و تاج های ریزی و همچنین تندیس رضاخان شکسته و پایین ریخته شده است .

طرح مرمت :

هدف :

عملیات اجرایی با هدف آزاد سازی درها از زیر خاک ، استحکام بخشی کلاف اصلی و رفع ضعف های ایجاد شده در آن ، بازسازی تمامی قسمتهای مفقود و منهدم شده تزئینات ، بازگرداندن توانایی و ویژگی باز و بسته شدن درها و احیای سیستم لولایی آن و همچنین چفت و بست های درها مطابق حالت اول ، زدودن رنگ های الحاقی با بازگشت به حالت اولیه و نمای واقعی درها ، تثبیت و مقاومت بخشی به در ، در مقابل عوامل فرساینده گازی و رطوبتی محیطی و زنگ زدگی صورت پذیرفته است .

رئوس عملیات اجرایی:

1.      حفاری پای درها و زیر گذر عمارت تا سطح کف اصلی

2.      حذف الحاقات و قطعات پوسیده

3.      بازسازی قسمت های از میان رفته و تحکیم بخشی کلاف درها با استفاده از روش جوش برق و جوش کاربیت.

4.      زدودن زنگار و رنگ های فرسوده الحاقی با روش های مکانیکی.

شرح برنامه عملیات :

1.      حفاری پای درها و زیر گذر عمارت تا سطح کف اصلی

ضخامت آسفالت در زیر گذر و همچنین عبور اتومبیل طی سالیان دراز موجب کوبیده شدن سطح خیابان و سختی آن شد . لذا خاک برداری می بایست با روش استفاده از ماشین آلات مکانیکی سنگین انجام پذیرد . بهترین حالت برای این مورد استفاده از ماشین برش اره ای آسفالت است ، که ایجاد لرزش نمی کند  . ایجاد لرزش شدید در پای بنای تاریخی می تواند ضایعه آفرین باشد .

2.      حذف الحاقات و قطعات پوسیده

آنچه مسلم است قسمت های زیر خاک پوسیدگی زیادی را متحمل شده اند . لذا لازم است این قسمت ها تعویض شوند . باید توجه داشت که سطح تعویض بایستی تا حد قسمتهای فرسوده و از میان رفته محدود و قسمتهایی که توان لازم را دارند تعویض نشوند .

3.      بازسازی قسمتهای از میان رفته و تحکیم بخشی کلاف با استفاده از روش جوش برق و جوش کاربیت .

بسیاری از قطعات تزئینی طی دوره های مختلف به سرقت رفته ویا شکسته و از میان رفته اند . بازسازی بایستی بر اساس اصول اولیه تولید قطعات انجام گرفته و با روش های نصب اولیه جوش پرچ و پیچ مهره ای انجام پذیرد .

4.      زدودن زنگار و رنگ های فرسوده الحاقی با روش مکانیکی

به طور کلی برای زدودن زنگار و رنگ از روی سطوح فلزی تاریخی روش های انسجام و به هم پیوستگی بافت شمالی این مجموعه در شمال یابان سرهنگ سخایی تا خیابان جمهوری سبب شده است تا محدوده پیشنهادی این مجموعه گسترده تر شود .ساختمان های با ارزشی چون خانه و دفتر کارقوام السطنه ، عمارت سردار اسعد ، صندوق پس انداز بانک ملی ، برج آب ، مجموعه کلیسای انجیلی تهران ، مجموعه ساختمانهای بسیار با ارزش نیروهای مسلح در لبه شمالی خیابان سرهنگ سخایی ، فروشگاه فردوسی، مجموعه آموزشی متقین (مدرسه عالی دختران ) که به غنای بافت شمالی میدان مشق می انجامد و پیوستگی این بافت را به مجموعه میدان مشق سبب شده است .

 


 

نما درونی :

نمای درونی نیز کم وبیش شبیه نمای بیرونی است . در این نما ، در بالای تاق های کوچک طرفین ، تسخیر تهران در کودتای 1299 ، دروازه و برج و باروهای تهران (احتمالا دروازه قزوین ) و نقوش چند از لژیون قزاق با لباس ها ، کلاهها ، و سلاح ها ی ویژه خودشان ساخته و پرداخته شده است . درست در وسط تاق بزرگ که به گونه بسیار زیبایی با کاشی های تخت هفت رنگ (چون نمای بیرونی )تزئین شده است آمده است : :« انا فتحنا لک فتحا مبینا» در زیر این آیه شریفه نوشته شده است:« الجنه و تحت ظلال السیوف» در سمت راست آن «الله محمد علی» و در سمت چپ «فاطمه حسن و حسین » همچنین بین آیه مبارکه« انا فتحنا » و «الجنه و تحت ...» تاریخ ساختمان بنا یعنی 1340 تکرار شده است . در طرفین این نوشته ها که به خط زیبای نستعلیق است به قرینه نقش شیر و خورشید و فرشته پیروزی کم وبیش شبیه آنچه در حجاری تاق بزرگ است ، تزئین شده است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 


در بالای تاق نماهای هر ضلع دروازه بزرگ کاشیکاری یک سرباز قزاق است اما در طرفین تاق های کوچک دو دیوار آجری است که امروزه با پلکانی چند از دیوارسمت چپ می توان به اشکوب بالایی آن راه برد ، به یقین این پله ها قرینه بوده اند و امروزه پلکان سمت راست آن کور شده است .

کاشی کاری روی دیوار این دیوارها ، نقش مسلسل آبی (ماکزیم ) و نقش (مسلسل) به گونه قرینه ، تسخیر تهران در کودتای 1299 و به دنباله اشعاری است که در نمای بیرونی آمده است . این قصیده در سمت چپ نمای بیرونی ختم می شود.

 

 

 

 

 

اشکوب دوم :

در بالای تاق بزرگ دروازه میدان مشق ، تنها تالار این بنا ساخته شده است .اینجا تنها محوطه ای است که سالیانی چند از آنجا به نقاره زدن می پرداختند این مراسم زیبای دیرپا که متاسفانه فراموش شده است برای آگاهی مردم از طلوع و غروب بوده است در نمای بیرونی اشکوب دوم آمده است :

قال الله تعالی عزوجل ولایه علی بن ابیطالب حصنیفمن دخل حصنی امن من عذابی

این حدیث با کاشیهای تخت و با خط نستعلیق بسیار زیبای پنجره اصلی و میانی اشکوب دوم آمده است .در طرفین این پنجره که با قاب چوبی ساخته شده ، دو پنجره کوچک دیگر نیزبا قاب چوبی ساخته شده است. در دو سوی درونی دروازه در جبهه ی خاوری 24 پله از کف خیابان که سه پاگرد در سه نقطه آن جای گرفته عابر را به اشکوب دوم بنا هدایت می کند .پنجره جبهه بیرونی دروازه در این سوی نیز به همان شیوه و به همان زیبایی بر جای هستند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نوع بهره برداری و خصوصیات بارز آن :

در گذشته عملکرد بنا بیشتر شامل نقاره زنی ، دیده بانی بوده و بنا بعنوان دروازه ورودی نظامی کارکرد داشته است .در دوره دوم حیات بنا از زمانیکه ساختمان شرکت نفت ایران ، انگلیس به وزارت امور خارجه واگذار گردید ، عمدتاً بنا متروک بوده و از دروازه های طبقه همکف بعنوان یکی از شریاتهای ارتباطی مرکز شهر تهران استفاده شده است.

بعد از انقلاب اسلامی بنا در اختیار میراث فرهنگی تهران قرار گرفت و در آن چند نمایشگاه برگزار شد.

امروز مدیریت میراث فرهنگی استان قصد دارد از بنا بعنوان محل نمایشگاه دائمی تهران قدیم استفاده کند .

عوامل تزئین شده بنا و نوع آنها :

همانطور که در توصیف بنا گفته شده عامل عمده تزئین در این بنا کاشیکاری است . بخشی از این کاشی ها از سر در میدان مشق سابق که تخریب شده و روی این بنا منتقل گردیده شکل گرفته و شامل کاشی های هفت رنگی است . که نوع نقوش بکار رفته بخش دیگر کاشی های دوره جدید بنا (1340ه.ق) است.

 

عوامل تزئینی دیگر :

ستونها ، قوس های هلالی آجر کاری ساده و حصیری و تزئینی ، چدن کاری نقش پرکار بکار رفته در روی دروازه ها و سنگ کاری ساده زیر ستونها است .که پیش تر به کیفیت آنها اشاره شده است . 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


خاطرات دیروز

میدان مشق به عنوان یکی از قدیمی ترین میدان های تهران پس از مجموعه تاریخی میدان ارگ از با ارزش ترین بخش های مرکز تاریخی شهر تهران به شمار می رود . این میدان خاطرات زیادی را در ذهن تاریخی خود جای داده که از مهم ترین آنها می توان به دار آویختن میرزای کرمانی را نام برد که 50 سال سلطنت شاه قاجار را با شلیک گلوله ای به اتمام رساند .

علاوه بر این ، میدان مشق همواره در ثبت نخستین حوادث پیشگام بوده . حوادثی نظیر تمرین دوچرخه سواری توسط کودکان انگلیسی ، پرواز نخستین بالن ایرانی ، پروازه طیاره ، تعلیم و بازی با موتورسیکلت ، اسب دوانی و خردوانی که این میدان قدیمی در روزگار دور به چشم خود آنها را دیده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


عمارت قزاقخانه واقع در میدان مشق

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نمایی از خیابان ملل محوطه داخلی باغ ملی

تصویر ساختمان جدید وزارت امور خارجه واقع در باغ ملی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


                                                     

                                                      تصویر ساختمان قدیم وزارت امور خارجه واقع در باغ ملی

 

نقشه ها:

 

 

 


 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 


منابع:

 

مرکز اسناد میراث فرهنگی استان تهران

 

مجله معماری و فرهنگ شماره 31

 

کتاب معماری معاصر ایران انتشارات هنرمعماری

 

سایت CHN میراث فرهنگی

 

مقاله موجود در سایت روزنامه همشهری 16/5/2001

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390ساعت 18:4  توسط س.ا.ح  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

                                                 

 

          

تزیینات معماری در خانه بروجردی ها

 

گرد آورندگان:

سمانه کریمی-راحله محمدی

آناهیتا مهدی زاده

 

استاد راهنما:

سرکار خانم مهندس نظریان

 

                                                                       

دانشگاه آزاد اسلامی واحد دماوند

بهار90

مقدمه:

خانه بروجردی ها مجموعه ساختمانی زیبا در جنوب شرقی شهر کاشان است.خانه بروجردی ها از مشهور ترین خانه های شهر کاشان است.

 

تاریخچه خانه بروجردی ها:

زمانی که مرحوم حاج سید حسن نطنزی(مشهور به بروجردی)تاجر معروف فرش کاشان دختر همکارش مرحوم حاج سید جعفر نطنزی را برای پسر خود سید مهدی خواستگاری کرد،خانواده دختر (که در خانه فعلی طباطبایی ها زندگی میکردند)ساخت خانه ای در شأن و موقعیت اجتماعی شان را برای محل زندگی دخترشان شرط این ازدواج قرار دادند.

خانواده بروجردی تر معمار معروف شهر استاد علی مریم کاشانی درخواست کردند که خانه مورد نظر را بسازد.ساخت خانه حدود 18 سال توسط 25 نفر معمار و هنرمند به طول انجامید.

 

روش کار استاد علی مریم کاشانی:

شیوه کار استاد به این ترتیب بوده که اول ماکت ساختمان را می ساخته و پس از تأئید طرح توسط کارفرما نسبت به ساخت آن اقدام می کرده.وی این خانه را با الهام از شیوه معماری اصیل ایرانی ساخته است.

 

مشخصات بنا:

·        ساختمان به ابعاد 17.30*14.90 متر بنا گردیده است.

·        جنس مصالح از خشت و گل است و پایه بنا از سنگ لاشه محلی و ساروج است.

·        بنا دارای  هفت اتاق در طبقه همکف، ایوانی در جلو خان و دو اتاق در طبقه زیرین است.

·        درهای ورودی اتاق های زیر زمین به بیرون باز شده و طبقه اصلی با یک متر ارتفاع از سطح زمین ساخته شده تا از رطوبت محل در امان باشد.

·        باز شو های ساختمان چوبی بوده و اندود داخلی بنا بجز یک اتاق بقیه از جنس گچ می باشد.

·        سقف های عمارت دارای سیستم تاق و تویزه –تاق و چشمه گنبدی بوده و از جنس خشت بنا گردیده است.

·        نوع پوشش بام متناسب با محیط از غوره گل،کاهگل و لا یه ای از برگ گیاهان ساخته شده است.

·        نمای عمارت ترکیبی از آجر ،گچ و شمشه های گچی است که در قسمت فوقانی نما به شکل زیبایی خود نمایی می کند.

·        حیاط به ابعاد 75*105 متر و دارای دو حوض بزرگ است که آب چشمه اسکندریه پس از گذر از باغ تالار و آبشار نیاسر با رسیدن به این منطقه وارد حوض اول گردیده و پس از گذر از زیر ساختمان وارد حوض دوم در قسمت جلویی ساختمان می شده است.

 

شرح مواردی درباره خانه های مناطق گرم:

خانه بروجردی ها متناسب با خصوصیات اقلیمی و شرایط آب و هوایی منطقه کویری کاشان طراحی و ساخته شده است.بگونه  ای که در گرمای شدید تابستان هوای خنک و بسیار مطبوعی از طریق بادگیرهای واقع در بالای پشت بام به صورت طبیعی و دائمی به زیر زمین ها سرازیر شده و در آنها جریان دارد.

 

 

 

 


 

 

استاد مریم در ساخت و طراحی خانه در این اقلیم به نکات زیر توجه داشته است:

·        درون گرایی: ملاحظات دینی و اجتماعی و رعایت عدم دید مستقیم از بیرون به درون با ساخت دالان یا دهلیز

·        ساخت طاق گنبدی: به دلیل وجود موریانه فراوان

·        نمای خانه: گل و کاهگل به رنگ روشن، وجود سایه بان و سرتتاس و کنسول

·        پنجره ها: کوچک و چوبی با حفاظ های مشبک

·        بادگیر: به جهت ایجاد کوران هوا

·        حیاط بزرگ با حوض وسیع و کاشت درخت بویژه انار: برای مرطوب شدن هوا و پائین آمدن دما

·        اختلاف سطح حیاط: حفاظی در برابر بادهای شدید و گرم

·        هشتی: درون گرایی و مانع کوران بادهای شدید و گردباد از سمت کوچه به داخل حیاط

 

 

شرح پلان خانه بروجردی ها:

خانه بروجردی ها به طور کلی شامل دو بخش اندرونی و بیرونی است که سر در اصلی و هشتی بین این دو بخش مشترک است.

علاوه بر این هر یک از این دو بخش در های جداگانه ای نیز دارند که بوسیله آنها مستقیما به کوچه دسترسی پیدا می کنند.

بخش بیرونی شامل: بخش شمالی ، بخش جنوبی (تابستانی) و بادگیر هاست.

بخش اندرونی شامل: بخش شمال شرقی و بخش شرقی است.

هشتی ،راهرو و دهلیز، حیاط مرکزی ، بخش اصلی و تابستانی بنا ، سرداب زیر زمین (با یک سیستم کانال کشی افقی و عمودی به دو بادگیر ارتباط دارد)، آشپزخانه و انبار ها در بخش بیرونی قرار دارند.

در بخش اندرونی 9 اتاق ،حیاط خلوت ،اتاق پنج دری ساده ، صندوق خانه ، یک سرداب بزرگ و تالار پذیرایی قرار دارد.

تأمین نور در خانه بروجردی ها:

نور به چهار طریق در خانه بروجردی ها تأمین می شود.

·        نور هشتی : تعبیه روزنه در سقف

·        نور زیر زمین : در بخشی از دیوار ها و زیر ایوانها یا طاقچه ها پنجره های مشبکی وجود دارد که نقش عبور جریان هوا را ایفا کرده و فضای راهروی زیر زمین را نیز روشن می کند.

·        نور آشپزخانه:آشپزخانه و انبار های خانه در گوشه ها و قسمت هایی از خانه است که نیاز به نور و تهویه در آن مکانها اندک است.

·        نور تالار اصلی: نور بوسیله نورگیری فوقانی در سقف تأمین می شود.

تابستان نشین ،مهمترین و اصلی ترین بخش خانه بروجردی ها است،مقابل ورودی اصلی و پشت به قبله واقع شده است و قوس بزرگ نمای آن که معمولا در تمام خانه های اعیانی و قدیمی کاشان دیده میشود،احتمالا تقلیدی است از طرح مثلث در نمای معماری اروپایی که تحت تأثیر معماری ایرانی به صورت منحنی در آمده است.در داخل محدوده قوس ،گچبری های برجسته ای متأثر از معماری روسی مانند سماور و قوری به چشم می خورد.

تابستان نشین شامل: دو اتاق، تالار اصلی ،دو سرپوشیده فرعی ، یک سرپوشیده فرعی ، دو گوشواره، یک شاه نشین و تالار طنبی است.

در مرکز آن گنبدی با نورگیر های زیبا و تزئینات مقرنس کاری قرار دارد. دردو جانب ایوان و تالار طنبی راهروهای ورودی و اتاقهای نشیمن قرار گرفته اند که چشمگیرترین آثار تزئینی در همین قسمت بکار رفته است.

زمستان نشین ،در شمال مجاور راهروی ورودی مشتمل بر:یک اتاق ،یک شاه نشین پنج دری با گچبریهای زیبائو ایوانی وسیع و آفتابگیر است.در قسمت شرق مشتمل بر:سه اتاق ،سه در ، در حدفاصل زمستان نشین و تانستان نشین است که راهروهایی مشترک به یکدیگر راه می یابند.

سقف اتاقها مسطح و فاقد تزئینات است.قسمت غربی زمستان نشین نیز با دو اتاق کوچک به همراه فضایی سرپوشیده قسمت شمالی و جنوبی فضا را به هم پیوند می دهد.

آشپزخانه  وسیع با طاقچه و صندوق خانه و انباری در شمال و سمت راست مجموعه واقع است و از راهروی باریک بدان راه می یابد.از زیر زمین که در زیر سه بخش شمالی، جنوبی و غربی قرار دارد بیشتر به عنوان سرداب و انبار و فضای خدماتی استفاده می شده است.

 

 

 

تزئینات داخلی خانه بروجردی ها:

این خانه دو بخش تزئیناتی دارد:

1-    ساختار کلی بنا که بر اساس خانه های گودال باغچه ساخته شده است.

2-    تزئینات داخلی مانند:کاربندی ، مقرنس کاری ، طاسه سازی ، یزدی بندی ،رخ بام و خورشیدی و ....

مختصری از تاریخچه کاشی کاری در ایران:

قدیمی ترین کاشی های قبل از اسلام مربوط به کاشی های نقش برجسته هخامنشیان در کاخهای شوش است.البته کاشی لعاب دار سابقه چند هزار ساله در ایران داشته اما آجر های لعابدار هخامنشی اولین نمونه های کاشی در معماری ایران هستند.

کاشی کاری در معماری اسلامی راهی دراز را طی کرده تا توانسته جای خود را در تزئینات معماری اسلامی به عنوان اصلی ترین عنصر تزئینی به خوببی باز کند.

بدنه(بخش اصلی ، جسم کاشی گه میتواند لعابدار یا بدون لعاب باشد)کاشی هایی که در تزئینات معماری اسلامی به کار رفته اند کلا دو نوع است:

1-    بدنه جسمی یا کاشی جسمی که آسیاب شده سنگ چخماق ،سیلیس و مقداری گل سرشوی است.

2-    بدنه رسی یا کاشی گلی که از خاک رس مرغوب تهیه می شود.

در ایران استفاده از بدنه رسی بیشتر رواج داشته است.

انواع کاشی :

·        کاشی معرق:عبارت است از قطعه های بریده شده کاشی که از روی نقوش مختلف و رنگ های متفاوت تراشیده و پهلوی یکدیگر به شکل قطعه های بزرگ درآمده  و روی سطح کار نصب میشوند.

·        کاشی زیر رنگی:استفاده این نوع کاشی از زمان سلجوقیان معمول شده و در زمان تیموریان رونق فراوان یافت.

·        کاشی زرین فام:زرین فام شیوه لعاب روی نقش است که در آن رنگیزه در یک آتش گیری ثانویه در دمایی کمتر از دمای اولیه روی سطح لعاب محکم و حرارت دیده ای بکار گرفته می شود.

·        کاشی تک رنگ:همان گونه که از نام این کاشی پیداست تنها یک رنگ روی آن مینشسیند مانند لاحوردی یا فیروزه ای

·        کاشی هفت رنگ ، کاشی برحسته و کاشی معقلی

در خانه بروجردی ها کاشی کاری بسیار اندک انجام شده است و در قسمت ورودی می توان نمونه ای از آن را دید. 

 

اینک به بررسی تزئینات آجری در خانه بروجردی ها می پردازیم اما قبل از آن به مختصری از تاریخچه تولید آجر و انواع آن می پردازیم :

آجر یکی از مهم ترین مصالح  در معماری ایران است.

شرایط اقلیمی این امکان را فراهم ساخته تا آجر در طول تاریخ،نقش اساسل خود را در برپایی ساختمان ها و زیبا سازی معماری ایفا کند.

آجر واژه ای بابلی است و نام خشت نوشته هایی بوده است که بر آنها فرمان، منشور و جزء اینها را می نوشتند.

خشت های خام  در فلات مرکزی ایران در حفاری های تپه سیلک نشان می دهد که با استفاده از قطعات و تکه های گل خشک و ترک خورده بر اثر تابش آفتاب توانستند برای خود سرپناه موقت امنی بسازند.

به هر جهت همان خشتهای خام بر اثر پخته شدن در کوره های آجر پزی تبدیل به آجر شدند و سر منشأ تحولات عظیمی در معماری گردیدند.

زیگورات ها  که خاص منطقه بین النهرین مخصوصا تمدن سومر بوده اند از جمله بنا های مهم آجری اند که در ایلام رواج داشته و معمولا دولت شهر ها برای خودشان زیگورات می ساختند.

در خانه بروجردی ها به صورت کف سازی ، نما سازی و مشبک سازی از آجر استفاده شده است.

 در نمای بیرونی  به صورت رگ چین ،  سر در ورودی و ازاره ها

در کفسازی حیاط  به صورت موزاییک ، کف مهتابی  ، کف شاه نشین و کف اتاق ها از آجر استفاده شده است.

لویینه: کف هشتی، آجر فرش تلفیقی از سنگ های کف رود خانه است که در اصطلاح سنتی به آنها لویینه می گویند.

آجر چینی در نورگیر ها :

نوعی آجر چینی لعاب دار به صورت شبکه که به شش جعفری مشهور است به شکل هندسی دایره و قوسی شکل اجرا شده است.

فخر و مدین:نوعی آجر چینی در گوشواره های جانبی شاه نشین  و شبکه های اطراف در ها و پنجره های ورودی سرداب اجرا شده که به آن فخر مدین گویند و کاربرد آن تهویه هوا و تأمین نور فضاها به صورت سایه روشن است.

تزئینات گچ بری در خانه بروجردی ها و شرح مختصری از پیشینه گچبری :

گچ،  ماده اولیه آرایه خیال انگیز و شکوهمندی است که از دیر باز تحت عنوان هنر گچ بری در تاریخ معماری ایران حضور داشته و جلوه های متنوعی از نقش و فن و رنگ را نمایان ساخته است.

عنصری ساده و سپید که با عصاره حیات در هم می آمیزد و در دست خلاق انسان به صورت های بدیع در می آید؛صورتهایی که بشر را از یکنواختی و تیرگی دیوارهای عینی ئ ذهنی پیرامونش می رهاند و او را به میهمانی رنگ ها و نقشها فرا می خواند.

به کارگیری این ماده در ایران نیز سابقه ای چند هزار ساله دارد .

انواع گچ:

1-    گچ های خاکی :

متمایل به زرد که به نام کلوخی نیز نامیده میشود.دارای ناخالصی است و در حرارت کم بین 120 تا 140 درجه سانتی گراد می پزد.کند گیر بوده و برای پوشش طاقها و قوسها و سفید کاری به صورت دستی بکار میرود.

2-    سنگ گچ بلورین:

این گچ شفاف و در مواردی بی رنگ است.با نام سولفات کلسیم آب دار از گچ خاکی متمایز می شود.با درجه حرارتی بیشتری میپزد و برای استفاده و آماده سازی باید آن را آسیاب کرد.در اسکلت سازی پوشش قوسها و سفید کاری ، روی اندود ها ،کارهای تزئینی و گچبری ها بکار می رود.مقاومت فشاری این گچ فراوان است و در مواردی تا شصت کیلوگرم بر هر سانتی متر مربع  میرسد.

3-    سنگ گچ لایه ای و ابریشمی(مشهور به متورق یا سر نیزه ای):

به رنگ سفید یا متمایل به زرد است و با حرارت مشابه سنگ های بلورین پخته میشود.برای انواع پوشش ها،قالب بندی ها ، رسمی بندی ها مقرنس سازی و مجسمه سازی و دندان سازی نیز استفاده میشود.

گچ بری در خانه بروجردی ها تلفیقی از گچبری ایرانی(اصفهانی)و فرنگی است.

به شیوه های شیر شکری ، برجسته، زبره ، برهشته و مشبک با انواع نقوش اسلیمی ، حیوانی و گیاهی کار شده است.

         


 

 

گچ بری سر در ورودی:

در بالای سکوهای انتظار(پاخوره) مقرنس هایی آویزان است که بوسیله گچ پوشیده شده اند.درون یک قاب تصویر اسب سواری در حال شکار شیر که نیزه را به کتف راست شیر فرو کرده را نمایش می دهد.

حاشیه این گچبری برجسته به رنگ اخرایی متمایل به زرد است.در بخش بالای سر در ورودی اصلی هشتی در میان یک طاسه یزدی بندی شده یک کتیبه به مضمون "بسم الله " به خط نستعلیق نگارش شده که در میان شاخ و برگ یک گلدان گچبری شده جای گرفته است.

جالب ترین عنصر گچبری در این قسمت وجود نقش یک عقاب در وسط قالب همراه با تزئینات برگ مو و میوه انگور است.

تزئینات سر در پنج دری:

ظروف میوه بر روی یک میز کوچک با شاخه های مو پر از انگور و برگ پهن و اطراف آن با نقوش فرنگی مزین شده است.

در بالای درب های پنج دری شبکه ظریفی با شیشه های الولن دیده میشود که در نگاه اول شبیه گچبری به نظر میرسد.

در فضای جانبی این بخش گچبری با نقوش گل های چندپر شبیه به گل شیپوری و گل ذرت است که یادآور و قابل مقایسه با نقوش تزئینی دوران هخامنشی در ایران و هند و برخی نقوش تزئینی مصر باستان است.

در  نمای شرقی  گچبری بیشتر در بالای پنجره ها و درها به چشم میخورد.

در نمای غربی گچبری خاصی به چشم نمی خورد.

در نمای جنوبی بیشترین و اصلی ترین تزئینات گچبری قرار دارد.اصلی ترین تزئینات گچبری در نمای خارجی در ضلع جنوبی در پیشانی تالار شاه نشین انجام شده است که در یک کادر هلالی شکل در سر درها و سنتوری این بخش به اجرا درآمده است.این بخش محصور در یک کادر دالبری است از آجرهای لعابدار ساده و دارای پنجره یا نورگیر مشبک آجری است که با عناصری همچون ظروف میوه در بالا و سماور و قوری در طرفین تزئین شده است.

گچبری نمای بیرونی بادگیر ها  با تلفیق گچ و آجر های لعابدار و بدون لعاب به صورت گل نو اجرا شده است.

تزئینات گچبری در اتاق پنج دری در بخش زمستانی :

یک شومینه، سقف با قوس کند، گچبری پر کار، پنج پنجره مشبک و سقف با تزئینات یزدی بندی است.

سراسر دیوارها و جرزها دارای گچبری برجسته و نیم  برجسته و باسمه کاری (زیر و بم کار را خوب خالی کردن و بر روی آن سمباده کشیدن و سپس براق و پرداخت نمودن آن را باسمه کاری گویند) است.

در اتاقهای شرقی تنها تزئیناتی که به چشم میخورد تزئینات گچبری بخاری دیواری یا شومینه امروزی است.

تاریخچه ساخت شومینه در ایران سابقه طولانی دارد. ساختمان این بخاری ها شبیه کوره است.در بالای بخاری نقابی است که مانع پخش دود به داخل می شود.این دودکش ها مستقیم نیست و روی آتشدان زانو و یک خم دارد که مانع برگشت دود می شود.

در میان دودکش تاوه ای کار می گذاشتند که کار تنظیم دود و هوا را انجام می داد و در هنگام روشن شدن آتش آن را میبستند تا از خاکستر شدن هیزم جلوگیری شود.دسته های این تاوه با تصاویر و مجسمه های کوچک پرندگان که اکثرا خروس هستند مزین شده است.

علامت باز و بسته شدن دریچه ها با تصاویر خروس ها مشخص می شده است.مثلا اگر خروس به روش درست قرار میگرفت ،دریچه بسته و اگر شکل آن به صورت وارونه بود مشخص میشد که دریچه باز است با این کار نیازی به هواکش نبود.

امروزه به این هواکش "هادود" می گویند که اروپاییان تکنیک ساخت آن را از ایرانیان گرفته و به نام هود به ما ارائه داده اند.


 

 

گچبری در اتاق اصلی و تالار مرکزی:

این تالار محل برگذاری مراسم های ویژه بوده و در دو طبقه ساخته شده است.طبقه پایین مختص آقایان و طبقه بالا ویژه بانوان بوده است.دارای یک گنبد بسیار مرتفع است.گچبری این بخش از بنا دارای زمینه لاجوردی یا فیروزه ای رنگ است که با آبرنگ کار شده است.این نقوش شامل سبد گل و میوه انگور است.

تزئینات ستون های داخلی تالار سرپوشیده و با زمینه لاجوردی و یک گلدان پر از گل خود نمایی میکند.

            

تزئینات ستون اتاق سه دری:

ساقه پیچکی به دور ستون ساده پیچیده شده است و بالا آمده و در زیر هر ستون یک گلدان وجود دارد.

از دیگر گچبری های ایوان شاه نشین طرح چهل چراغ سر در ایوان سرپوشیده در نمای داخل بنا است.یک چهل چراغ یا شمعدان است که شاخه های مو و میوه انگور به دور آن تنیده و از آن آویزان است.طرح گچبری حاشیه آن کاملا اروپایی است.

گچبری گوشواره ها و ایوان های جانبی:

                  

در برخی از جرز های میان این ایوانها نقوشی از پیکر های سربازان قاجاری که با اسلحه آن زمان مجهز اند دیده میشود.

نقوش گچبری در هشتی در اثر ظرافت ویژه سبک شیر وشکری(ابتدا گچ را روی دیوار مالیده و طرح را روی آن بریده و کنده اند.و اطراف آن"قسمت مقعر آن"را با سیم گل پر و تزئین میکنند به گونه ای که کنده کاری گچبری از میلی متر تجاوز نکند.در قسمت پایین گلدان اسماءالله به شکل قرینه تصاویر پرندگانی چون هدهد و طاووس و حیواناتی چون گوزن و خرگوش و موجودات افسانه ای از جمله دو زت بالدار کشیده شده است) است که تداعی نقاشی مینماید.در این گونه گچبری ها که در واقع به نقاشی شباهت دارد  ابتدا نقوش گوناگون را با خطوط گچی برجسته نمودار ساخته و سپس متن مقعر آنها را با خمیر کاهگل یا سیم گل سرخ رنگ اندود می کردند.مشابه این گچبری در دوره ایلخانی به وفور یافت می شود.

در این بخش چون مدخل ورودی بنا بوده، طرح ها بسیار آرام بخش و حیوانات در حال سکون و بی حرکت هستندو نظاره گر یکدیگرند و حکایت از بهار و خرمی و دلدادگی دارند و به ندرت حیوانات در حال حرکت اند.

 

نقاشی در خانه بروجردی ها:

پیشینه نقاشی روی گچ در ایران از کوه خواجه در دوره اشکانی و کاخ تیسفون در دوره ساسانی شروع شده و تادوره قاجار تداوم داشته است.

تمامی نقاشی های این خانه در بخش بیرونی بنا و در قسمت تانستان نشین و مکان پذیرایی از مهمان است.اکثر نقاشی ها در قسمت شاه نشین در مکان جلوس مهمانان و صاحب خانه انجام شده است.

موضوعات نقاشی:

·        صحنه های شکار

·        صحنه های تفریحی در میان باغ

·        تصاویر گل و بوته و گل و مرغ

·        تصاویر شاهان سوار بر اسب

·        تصویر یک خانه اروپایی

·        تصویر زن سوار بر اسب که یک شکار در پشت خود بر گرده اسب سوار کرده است.

·        تصویری از بناهای شبیه کلیشا یا قصر اروپایی

·        تصاویری از زنان قاجاری

·        تصاویری از فرشتگان به نمایش درآمده که دارای سر انسانی و بال پرنده اند

·        داستان سیاوش برگرفته از شاهنامه فردوسی

·        تصاویری از نق.ش جانداران وحشی چون شیر و پلنگ

·        تابلویی با مضمون مجنون آواره در بیابان نشسته  و داستان شیرین و فرهاد

کلیه این نقاشی ها با رنگ روغن اجرا شده و فاقد بعد پرسپکتیو هستند.به نظر می رسد این نقاشی ها کار شاگردان ابوالحسن غفاری شاگرد کمال الملک باشد.

 

      

آینه کاری:

آینه کاری از هنر های سنتی ایران است که عمدتادر تزئینات داخلی بنا های تاریخی بویژه اماکن متبرکه کاربرد دارد.اجرای طرح های منظم و متنوع بوسیله قطعات کوچک و بزرگ آینه برای تزئین سطوح داخلی بنا را هنر آینه کاری می گویند.

در این رشته هنرمندان آینه کار با استفاده از شیشه و برش به اشکال متنوع فضایی درخشان و زیبا در بناها می آفرینند که از بازتاب نور در قطعات بی شمار آینه تشعشع و درخشش زیبایی در تزئینات بنا ها ایجاد می کند و پوششی بسیار مناسب و زیبا برای تزئین و آمود بنا از نظر استحکام و دوام است.

آب و آینه در فرهنگ ایرانیان همواره به شکل دو نماد پاکی و روشنایی، راستگویی و صفا

مورد توجه بوده و احتمالا بکارگیری آینه در تزئینات معماری برگرفته از همین فرهنگ است.

از سابقه هنر آینه کاری تاریخ دقیقی در دست نیست.اجرای این هنر از ابتکارات هنرمندان ایرانی است.

تنها شواهد و مدارک موجود حاکی است که برای نخستین بار آینه در تزئین بنای شاه طهماسب صفوی در قزوین استفاده شده است.

آینه کاری در بنا از قزوین آغاز و با انتقال پایتخت صفویان از قزوین به اصفهان در سال 1007 هجری قمری به این شهر و سپس به شهرهای دیگر گسترش یافت.در تزئین بنا ها و کاخ ها در دوره صفوی در اصفهان از آینه کاری استفاده شده که مشهور ترین آنها کاخ معروف به کاخ آینه است که به سبب تزئینات زیاد آینه کاری به این نام شهرت یافته است.

آینه کاری در آغاز بصورت نصب شیشه های یکپارچه بر روی دیوار بنا رایج بوده است.سپس قطعات آینه به تدریج کوچکتر و ریز تر شد تا در پایان سده سیزدهم هجری قمری قطعات کوچک آینه به اشکال مثلث ، لوزی ، شش گوش و ... در آمد و هنرمندان آنها را به صورت الماس تراش بکار بردند.رایج ترین طرح ها در آینه کاری طرح مشهور گره  است که از نظرتنوع اشکال و کاربرد آن در رشته های گوناگون هنر ایران درنوع خود بی نظیر است.نقوش دیگر چون قاب بندی به شیوه های گوناگون و یا ترکیب و تلفیق آنها بویژه در آینه کاری سقف از جمله شمسه ، ترنج، لچک، قطار سازی، اسلیمی، مقرنس و نیم کره ای گود که به کاسه شهرت دارند رایج بوده است.در سالهای اخیر گونه ای از هنر آینه کاری با شیشه هایرنگی متداول شده که در طرح های آن بیشتر شامل گل و بوته ، ترنج، سر ترنج و جز آنها است. بر خلاف شیوه سنتی که قطعات آینه به شکل هندسی و زاویه دار است، آینه ها و شیشه های رنگی در آن به صورت گردان، مدور و بادامی شکل است که قطعات آینه روی شیشه چسبانده می شوند.این شیوه آینه کاری توأم با شیشه را یاقوتی می گویند.در این سبک بطور معمول قطعات آینه را بر زمینه شیشه ای می چسبانند.انواع دیگر آینه کاری وجود دارد که به آینه تصویریعنی نقاشی روی آینه معروف است.شیوه دیگری نیز وجود دارد که گچبری روی آینه است.

شیوه اجرای کار در آینه کاری:

نخست طرح مورد نظر توسط طراح- معمار یا شخص آینه کار آماده می شود.سپس کاغذ طراحی شده را سوزنی میکنند و بر سطح کار میگذارند و روی آن گرده زنی می کنند و پس از آن از روی طرحی که بوسیله گرده بر دیوار منتقل شده کار را بوسیله چسباندن قطعات آینه بر روی دیوار با گچ و سریشم به انجام می رسانند.

در مورد طرح های گیاهی و اسلیمی و قواره سازی مانند معرق کاری برای تمام نقوش الگو تهیه کرده و پس از برش آینه با الماس به کمک سنگ لبه های آن را گرد میکنند.در دوره قاجار آینه

را تخت می چسباندند و بر روی آن چهره ای از خورشید خانم یا زنان درباری فرنگی با طرح های گل و مرغ به شیوه مینیاتوری نقاشی کرده و سپس آینه کاری می کردند.

ضخامت آینه برای آینه کاری یک میلی متر است.اما تا دو میلی متر نیز بکار برده شده است.در اکثر اماکن متبرکه آینه های بلژیکی بکار برده شده است.

 

 

ابزار آینه کاری:

آینه، چسب چوب، سریش و گچ نرم(مصالح)

قلم طراحی ، خط کش چوبی (برای خط اندازی روی شیشه)،میز زیر دست، الماس آینه بر

کاردک


دیگر تزئینات بکار رفته در خانه بروجردی ها:

در ها ، پنجره ها و نرده ها کلا از چوب ساخته شده است.در ورودی اصلی مستطیلی شکل و دو لنگه از چوب گردو و دارای گل میه های تزئینی فلزی و تزئینات زمودگری با فلز است.به این اصطلاحا درسر یا دروازه می گویند.

دو عنصر فلزی حلقه بای زنان و کوبه برای مردان در لنگه راست در تعبیه شده است.

پنجره ها و نورگیر های در اتاق زمستان نشین در بخش بیرونی دارای تزئینات تلفیق گچبری و شیشه های رنگین است که به آن گلجام  گفته میشود.

ارسی و روزن ها معمولا با چوب یا شیشه های خرد و رنگین و گلجام ها با گچ گره سازی و اجرا شده است، تا محافظ و پناهی برای چشم از تابش نور تند و سوزان خورشید و هوای کویری در تابستان باشد.

از ذیگر تزئینات پوبی این پنجره های مشبک چوبی که نقش تهویه هوا و تابش نور را دارند و همچنین نرده های چوبی جلوی ایوان ها را می توان نام برد.

سخن آخر:

تزئینات داخلی و خارجی خانه بروجردی ها وابسته به ویژگی جغرافیایی منطقه و موقعیت مالی و اجتماعی صاحب خانه و ارضاع سیاسی و فرهنگی قاجار در آن زمان است.بطور مثال کاربرد و استفاده از درخت هایی چون کاج حکایت از کم آبی در منطقه دارد که در نقاشی های این خانه نمودار است.

و موضوعات نقاشی مثل: موضوعات شکار، تفریح در باغ، تصاویر قلیان و داستانهای برگرفته از ادبیات آن دوره است، نقاشی های متأثر از هنر اروپا نشان دهنده روابط نزدیک سیاسی قاجار با فرنگ است.

فهرست منابع و مآخذ:

 

 

·        مروری بر تحولات دیوار نگاری در ایران ، علی رضا کمالی ، نشر زهرا

·        راهنمای گردشگری در کاشان ، رضا صفی پور

·        خانه ایرانی ، جاسم غضبانپور

·        ابنیه کاشان ، امید قاسمی پناه ، نشر فرهنگ

·        سایت اینترنتی اطلس ایران

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت 19:32  توسط س.ا.ح  | 

 

بنام خداوند بخشنده مهربان

 

تزئینات معماری

 

استاد: سرکار خانم نظریان

 

دانشجو: محمدعلی پوری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تزئينات وابسته به معمارى ايران دوره اسلامى

   ◊ آئینه‌کاری

   ◊ آجرکاری

   ◊ کاشی‌کاری

   ◊ گچبری

   ◊ منبّت‌کاری و تزئینات چوبی

هنرمند ايرانى از ابتداى کار و از هنگام بکارگيرى آجر که جزء مصالح اوليه بنا به شمار مى‌رفته، زيباترين نقش‌ها و طرح‌ها را هنگام ايجاد ديوارها و پوشش گنبدها و ايجاد گوشواره‌ها، مقرنس‌ها و طاق‌نماها خلق کرده و در روند تکاملى آن با گره‌چيني، گل‌اندازي، گره‌سازى و آجرکارى شاهکارهاى بى‌نظيرى را بوجود آورده است.

هنگام استفاده از گچ با خلق گچبرى‌هايى با نقوش هندسي، گياهي، حيوانى و انسانى دنيايى بى‌مانند را آفريده و در استفاده از چوب براى پنجر‌ه‌ها و درها با بهره‌گيرى از هنرهايى نظير منبّت، مشبّک، معرّق، کنده‌کاري، خاتم‌سازى و نقاشى روى چوب، اعجازى باور نکردنى را پديد آورده است.

براى تزئين بنا از کاشى‌هاى يک رنگ، هفت رنگ، معرق، طلايى و يا شيشه و آيينه در اشکال و ابعاد گوناگون، کمک گرفته و دنيايى سرشار از زيبايى و خلاقيت را عرضه کرده است.

شکوه و زيبايى معمارى ايرانى بخصوص در دورهٔ اسلامي،به تزئينات آن بستگى دارد. اين تزئينات در تمامى ادوار اسلامى رواج داشته و در هر دوره‌اى با امکانات آن روزگاران پيشرفت نموده است.

بناهاى باقيمانده از دوران اسلايم داراى تزئينات گوناگونى است که معرف اهميت اين هنر در ادوار مختلف است.

تزئينات معمارى توسط ايرانيان، تکامل هنرى عمده‌اى يافته است و در بسيارى از کشورهاى اسلامي، توسط هنرمندان ايراني، بناهايى با تزئينات مختلف انجام گرفته است.

 

آينه‌کارى

آينه‌کارى جزو آخرين ابتکارات هنرمندان ايرانى در معمارى داخلى و تزئين درون بنا بشمار مى‌رود. اجراکنندگان اين رشته از هنر با دقت، ظرافت و حوصلهٔ بسيار به ايجاد اشکال و طرح‌هاى هندسى و تزئينى از قطعات کوچک و بزرگ آينه در سطوح داخلى بنا مى‌پردازد و فضايى درخشان و پر تلألو پديد مى‌آورند که حاصل آن بازتاب پى‌درپى نور در قطعات بى‌شمار آينه و ايجاد فضايى پرنور، دل‌انگيز و رؤيايى است.

طبق مدارک تاريخي، تزئين بنا با آينه نخستين بار در شهر قزوين پايتخت شاه‌تهماسب اول و در ديوان خانهٔ او که به سال ۹۵۱ ق آغاز و در ۹۶۵ ق به پايان رسيد، آغاز شده است. پس از انتقال پايتخت به اصفهان در سال ۱۰۰۷ ق، آينه‌کارى در کاخ‌هاى تازه‌ساز اين شهر و کاخ اشرف (بهشهر) گسترش يافت. در تزئين بسيارى از بناهاى سلطنتى اصفهان که شمار آنها بگفته شاردن از ۱۳۷ بيشتر بود، از آينه‌کارى استفاده شده است. کاخ آينه، معروف‌ترين اين آثار است، که با ۱۸ ستون آينه‌کارى شده و تالار و سقف ايوان و ديوارهاى يکپارچه آينه‌کارى شده، آراسته بود. بازتاب تصوير زاينده‌رود در آينه‌ها منظره‌اى دلپذير به وجود مى‌آورد. در کاخ چهلستون نيز از آينه بطور وسيعى استفاده شده است.

پس از انقراض سلسله صفويان، مدتى اين هنر دچار رکود شد. نخستين بناى آينه‌کارى شده پس از اين دوره ديوانخانهٔ کريمخان زند در شيراز بود که پس از ويرانى به فرمان آقامحمدخان قاجار، ستون‌هاى يک‌پارچهٔ حجارى شده و درهاى خاتم و آينه‌هاى بزرگ آن براى توسعه و بازسازى ايوان دارالامارهٔ تهران (ايوان تخت مرمر کنوني) به تهران حمل کردند.

پس از انقراض سلسله صفويان، مدتى اين هنر دچار رکود شد. نخستين بناى آينه‌کارى شده پس از اين دوره ديوانخانهٔ کريمخان زند در شيراز بود که پس از ويرانى به فرمان آقامحمدخان قاجار، ستون‌هاى يک‌پارچهٔ حجارى شده و درهاى خاتم و آينه‌هاى بزرگ آن براى توسعه و بازسازى ايوان دارالامارهٔ تهران (ايوان تخت مرمر کنوني) به تهران حمل کردند.

آينه‌کارى در سدهٔ ۱۳ هـ . ق رو به ترقى و گسترش نهاد و تکاملى تدريجى يافت. در طول اين قرن آثار زيبايى چون تالارها و اتاق‌هاى شمس‌العماره، تالار آينهٔ کاخ گلستان در تهران، آينه‌کارى ايوان و آستانهٔ حضرت عبدالعظيم در شهر رى و آينه‌کارى دارالسيادهٔ آستان قدس رضوى در مشهد انجام گرفت. در چهار دههٔ نخست سدهٔ ۱۴ هـ . ق رکودى چشمگير در آينه‌کارى مشاهده مى‌شود و بجز آينه‌کارى ايوان آستان حضرت معصومه در قم (۱۳۰۳ ق)، آينه‌کارى درخور توجهى شناخته نشده است. پس از اين رکود، اين هنر رو به تکامل و پيشرفت حرکت نمود. در بخش‌هاى آينه‌کارى شدهٔ دو کاخ شهوند (کاخ موزهٔ سبز کنوني) در مجموعهٔ سعدآباد شميران و کاخ مرمر تهران که به ترتيب طى سال‌هاى ۱۳۰۶ و ۱۳۱۵ ش شناخته شدند، تکامل و نوآورى‌هايى ديده مى‌شود. از اين پس آينه‌کارى بصورت گسترده در اماکن همگانى چون هتل‌ها، رستوران‌ها، تأترها، فروشگاه‌ها و حتى خانه‌ها بکار رفت. اين گسترش در شيوه سنتى آينه‌کارى نيز نوآورى‌هايى ايجاد نمود. در سده‌هاى اخير، کاربرد آينه‌کارى از مرزهاى جغرافيايى ايران گذشته و در برخى از کشورهاى همسايه چون عراق و اميرنشين‌هاى خليج‌فارس گسترش يافته است. از بهترين نمونه‌هاى کاربرد اين هنر در خارج از ايران، آينه‌کارى حرم مطهر اميرالمؤمنين (ع) در نجف اشرف که در نوع خود کم‌نظير است. در شهرهاى مختلف ايران، هنرمندان آينه‌کار همواره به اين هنر اشتغال داشته‌اند. اما در اين ميان آينه‌کاران اصفهان، شيراز، تهران، از شهرت برخوردارند.

 

آجرکارى

در معمارى ايراني، آجر تنها پرکنندهٔ جرزها و پوشانندهٔ احجام و جداکنندهٔ آنها از يکديگر نيست. بلکه بعنوان يک عنصر کامل در معمارى ايران بکار رفته است.

اولين شيوهٔ تهيه خشت مربوط به سال‌هاى پيش از هزارهٔ ششم ق.م است. از آثار مشهور تپه حسنلو را مى‌توان نام برد که از خشت خام بطور وسيع استفاده شده است. بکارگيرى آجر در شوش و تپه سيلک کاشان نيز نشان‌دهنده استفاده از اين عنصر در زمان خود است. در معبد چغازنبيل نيز به آجرهايى برمى‌خوريم که بعنوان کتيبه به ديوار نصب شده‌اند. ساکنان سرزمين ايران نقش تعيين‌کننده‌اى در پيشبرد بکار گرفتن فن آجر داشته‌اند.

آجر به تنهايى يک قالب شکل‌دهنده است. و در حدّ يک وسيلهٔ مجرد، هر دانه‌اش به کار گرفته مى‌شود.

آجر بعنوان يک عنصر تزئيني، کارآيى آن را دارد که با تمامى عناصر تشکيل‌دهنده يک معمارى بياميزد و يا به‌‌شکل يک عنصر مجرد تزئينى جلوه‌گرى کند.

از آجر در پوشش گنبد، مثل گنبد نظام‌الملک و تاج‌الملک؛ در گوشواره يا طاق روى گوشه مثل تالار مربع مسجد جامع اردستان، مقرنس مثل برج طغرل و گنبدعلى استفاده مى‌شود.

از ديگر موارد تزئينات آجرى در دوران شکوفايى آن، نماسازى و بکارگيرى انواع ترکيبات اين عنصر در چارچوب و قالب يک هندسه بسيار ساده اما غنى مى‌باشد. از نمونه‌هاى برجسته آن برج‌هاى خرقان در نزديکى قزوين و برج شبلى در دماوند است.

کاربرد آجر در معمارى دوران بعد از اسلام فرصت خلق زيبايى‌ها را در بناهاى کم حجم و متوسط فراهم ساخت. چنان‌که تعدادى از شاهکارهاى معمارى به جاى مانده از دوران بعد از اسلام ايران اين امکان را فراهم ساخت تا در محل‌هاى دورافتاده و مسير بيابان‌ەا که دسترسى به سنگ ممکن نبود و چوب نيز در دسترس نبود، تنها با برپا ساختن يک کوره آجرپزي، بناهايى با حجم‌هاى بسيار بزرگ بنا گردد، سدها و پل‌هاى مختلف در دورافتاده‌ترين محل‌ها ساخته شود و شهرهايى بزرگ چون نيشابور، جرجان و ... پا بگيرند.

از نظر فني، ضريب انقباض و انبساط آجر در برابر گرما و سرما بگونه‌اى است که از ايجاد ترک در بنا جلوگيرى مى‌کند در مقايسه با ديگر مصالح از قدرت ذخيره انرژى حرارتى برخوردار است. آجر خوب آجرى است توپر و مقاوم در برابر فشار، نشت و يخبندان.

شکل عمومى آجرهايى که در طى دوران‌هاى مختلف بعد از اسلام در بناها بکار گرفته شده، عبارت است از چهارگوش يا مربع در اندازه‌هى متنوع در دورهٔ ايلخانى آجرها از جهت رنگ متوع بودند. و رنگ‌هاى زرد کمرنگ، زرد گل اخرايي، زرد مايل به قرمز، قرمز تيره و خاکى در آنها ديده مى‌شود. آجر مستطيل در پيش از اسلام رواج کامل داشت اما بعد از اسلام بيشتر آجرها مربع بودند.

هنر چيدن آجرها را در بناها به‌منظور عرضه نماهاى تزئينى متناسب با شکل و هيئت کلى بنا آجرکارى مى‌نامند. آثار گونه‌گون معمارى به جاى ماده از دوران‌هاى مختلف بعد از اسلام ايران شاهد نمونه‌هاى پرارزش از هنر استادکاران ايرانى در آفرينش سطحه‌هاى آجرى در زيباترين طرح‌ها و تناسب‌هاى زيبا و موزون است. معماران و بنايان هنرآ‌فرين ايرانى به گواهى آثار برجاى مانده از سده چهارم هجرى به بعد، در زمينه آجرکارى شيوه‌هاى گوناگونى را آزموده‌اند که در چند گروه تقسيم مى‌شود: رگ‌چينى - گل‌اندازى - گره‌سازى - آجرکارى رنگى - آجرکارى خفته و رفته - خوون چينى - آجرکارى با آجرهاى ترئينى نقش‌‌‌دار.

آجرکارى با ترکيب آجرهاى يک رنگ و ايجاد و ايجاد طرح‌ها و نقش‌هاى مختلف در سطحى صاف را با نام 'رگ‌چين' نام برده‌اند.

در گل‌اندازي، در موقع رگ‌چين‌ کردن آن‌را چنان مى‌چينند که از ترکيب آنها گل‌هاى مختلف بدست آيد.

گره‌سازى از شيوه‌هاى بسيار ظريف و پرکار آجرکارى تزئينى است که به کمک قطعه‌هاى مختلف آجرهاى بريده و تيشه‌دارى شده در اندازه‌‌هاى گوناگون انجام مى‌پذيرد. طرح‌هاى گره در مايه نقش‌هاى ساده مثل مثلث، مستطيل، مربع، لوزي، ذورنقه و ترکيب آنها با يکديگر و ايجاد چند ضلعى‌ها، ستاره شکل‌ها و غيره مى‌باشد. نمونه‌هاى خوبى از اين شيوه از دورهٔ سامانيان و آل‌بويه به بعد در آثار معمارى ايران ديده مى‌شود مانند:، تزئينات گره مسجد جامع ورامين از دوران ايلخاني، کارهاى جالب مجسد گوهرشاد و مدرسه خرگرد از دورهٔ تيمورى و ... .

در آجرکارى رنگي، با آجرهايى با رنگ‌هاى مختلف و به شيوه مسطح، طرح‌هاى گوناگون ايجاد مى‌کنند. از اين شيوه نمونه‌هايى در شاهچراغ (شيراز)، مسجد وکيل شيراز، سيد علاءالدين حسين (شيراز) ديده مى‌شود. در اين شيوه تنوع نقش بسيار است و امکان نام بردن آنها نيز وجود ندارد.

آجرکارى خفته و رفته روشى است که آجرچينى از مايه صاف و مسطح خارج گرديده و با قرار دادن آجرها در سطح‌هاى مختلف به صورت برجسته و فرورفته طرح‌هايى ايجاد مى‌کنند که با ايجاد سايه روشن جلوه خاصى به بنا بخشيده مى‌شود. از اين شيوه با عنوان 'هشت و گير' نيز ياد مى‌شود. در خوون‌چيني، گونه خاصى از آجرکارى در مايه خفته و رفته و گره‌چينى بکار برده مى‌شود که در شوشتر و دزفول رواج فراوان داشته است.

کار تزئين نماى بنا با آجرهاى نقش‌دار برجسته 'مهري' از دوران ايلخانى سابقه دارد. در اين شيوه آجرهاى مربع و مستطيل، لوزي، چليپا و ديگر گونه‌ها با نقش‌هاى مختلف برجسته همراه با قطعه‌هايى چون: لچکى قوس‌ها، حاشيه‌ها، رخ بام‌ها و زيرخورشيدى‌ها، روى جرزها، ميان دو طبقه بنا و ... داراى آجرهاى مهرى هستند از جلوه‌اى زيبا برخوردارند. اين شيوه در دوران قاجار در شهرهاى يزد، کاشان، شيراز، تهران رواج فراوان يافت.

 

 

گذشته از کاربرد آجر در بناى ساختمان‌ها و نماسازى‌ها، از آجر در پوشش کف‌ها نيز استفاده مى‌شده است. از پيش از اسلام شاهد کاربرد آجر براى پوشش کف بناها در داخل و خارج بطور وسيع هستيم. بعد از اسلام نيز در محل‌هايى چون جرجان حتى در پوشش بسيار زياد کف خيابان‌هاى شهر آجر بکار رفته است. آجرفرش بناها در بيشتر دوره‌ها با آجرهاى چهارگوش بزرگ 'نظامي' و 'تخت' صورت گرفته است. در پلکان‌ها و حتى کف ايوان‌هاى مقابل حجره کاروانسرا و مسيرهاى داخل صحن برخى از مسجدها، آجرها را بصورت 'نره' و به شيوه خفته و راسته در طرح‌هاى مختلف بکار مى‌برند تا مقاومت بيشترى داشته باشند. شيوه کار آجر در پله‌ها را 'هره‌چيني' گويند.

در دوران‌هاى اوليه تزئينات آجرکارى نماى بنا با شکل کلى آن به‌گونه‌اى در ارتباط است که نوعى وحدت واقعى ميان مصالح و طرح بنا بچشم مى‌آيد. مانند مقبره اميراسماعيل سامانى در بخارا، برج‌هاى گنبد قابوس، پير علمدار و نمونه‌هاى ديگر. با کسب آگاهى بيشتر در دوران‌هاى بعد اين هنر قوت بيشترى يافت. مسجد جامع نايين و آجرکارى ستون‌هاى کاکويه شبستان مسجد جامع اصفهان از نمونه کارهاى ارزنده دوران آل‌بويه است.

در دوران بعد و آغاز عهد سلجوقيان هنر آجرکارى بدون وقفه در خلق آثار شکوهمند معمارى نقش اساسى برعهده دارد. اين دوران که تا حملهٔ مغول ادامه دارد. آجرکارى پرکار و عرضه نقش‌ها و طرح‌‌هاى گوناگون را مى‌توان از ويژگى‌هاى عمدهٔ معمارى دوران سلجوقى است. برج‌هاى خرقان بعنوان نخستين گنبدهاى دوپوش از نظر آجرکارى آغاز دوران سلجوقى نمونه‌هاى معتبرى بشمار مى‌روند. شبستان‌ها گنبددار زواره و اردستان، شاهکار مسجد جامع اصفهان، بناى شکوهمند رباط شرف و رباط ملک، نمونه‌هاى گرانقدر هنر آجرکارى اين دوران را تشکيل مى‌دهد.

در دوران کوتاه خوارزمشاهيان و پيش از يورش مغولان، آثار ارزشمندى در زمينه هنر آجرکارى در خراسان بوجود آمد مانند: مسجد زوزن و سنگان

در عهد ايلخانيان، تيموريان و آل‌مظفر، هنر آجرکارى وسعت و حاکميت مطلق دوران پيش را بتدريج از دست داد. و با بکار گرفتن عنصر ترکيبى کاشى و در برخى موارد سنگ، کاربر آجر کمتر شد. آجرکارى در نماى آثار اين عهد به دو گونه صورت گرفته است: يکى آن‌که مثل گذشته نماى تزئينى آجرى همراه با چيده شدن ديوارهاى اصلي، بنا شده است و ديگر آن‌که پس از پايان سفت‌کارى و ساخته شدن اسکلت بنا با آجرگرى يک پوشش تزئينى از آجر بصورت پوسته خارجى بر روى بنا ساخته و افزوده مى‌شود. اين شيوه از ويژگى‌هاى معمارى دوره ايلخانى است. در اين عهد آجرکارى به شيوهٔ گره‌کارى رنگى يا کاربرد آجرهاى رنگى براى نقش‌اندازى در روى نما مورد توجه قرار مى‌گيرد. در اين عهد کاربرد آجر سفال در کار تزئين جرزهاى سردر و استفاده از آجرهاى نقش‌دار رواج فراوان مى‌يابد. در دوره تيمورى نيز هنر آجرکارى اعتبار فراوانى دارد. آثارى چون مسجد مير چخماق و مقبره شيخ زين‌الدين ابابکر در تايباد و بويژه ديوارهاى گنبدخانه مسجد جامع يزد از آثار دوران آل‌مظفر، از کارهاى باارزش اين عهد بشمار مى‌روند.

از اين دوره به بعد، کار تراش دادن آجر و ساختن نماى دروغين آجرى با يک پوسته گچ کوهى بصورت آجرنما مورد توجه قرار مى‌گيرد، که در دوره صفويه بکار گرفته مى‌شود و بگونه‌اى وسيع به کار مى‌رود. در اين دوران اهميت دوره‌هاى قبل ديده نمى‌شود و تنوع و نقش‌انداز‌ى‌هاى زيبايى آثار دو دوره پيش ديده نمى‌شود.

شيوه آجرکارى عهد صفويه در دوره زنديه و قاجاريه همچنان ادامه مى‌يابد. شيوۀ رنگ چين در اين دوران ساده مى‌گردد ولى آجرکارى به شيوه 'گره رنگي' ، 'گل‌انداز' ، 'گره' و آجرهاى تزئينى 'مهري' در بناهاى بسيارى بکار برده مى‌شود. در عهد قاجار در نماهاى آجرى بندهاى عمودى حذف مى‌شود و آجرها در عرض بهم مى‌چسبند.

 

کاشى‌کارى

هنر و صنعت کاشى‌کارى نيز همانند ديگر هنرهاى ايران در عهد اسلامي، داراى اعتبار و ارزش خاص خود است. سابقهٔ اين هنر، به گذشتهٔ بسيار دور باز مى‌گردد. طبق مدارک تاريخى هنرمندان ايراني، در اواخر هزاره دوم ق.م آشنا به ساخت خشت و آجرهاى لعابدار بوده و از آن براى تزئين بنا استفاده مى‌برده‌اند. طى کاوش‌هاى محوطه‌هاى باستاني، مانند چغازنبيل در خوزستان، هنرمندان اين مناطق و دوران‌ها، از خشت‌هاى رنگين در تزئين معبد استفاده کرده‌اند. هنر موزائيک‌سازى نيز به موازات هنر ساخت خشت‌هاى زنگين آغاز گرديد و هنرمندان از ترکيب سنگ‌هاى الوان ريز و قرار دادن آن در کنار هم، طرح‌ها و نقوش بسيار زيبايى مانند نقوش هندسي، بوجود آوردند. در عهد هخامنشى نيز کاربرد و استفاده از آجرهاى لعابدار رنگين، به رنگ‌هاى سبز - زرد و قهوه‌اى با نقوش انسانى و حيوانى براى آرايش کاخ‌ها مورد استفاده قرار گرفت. نماى تعدادى از کاخ‌هاى اين دوره مانند کاخ‌هاى شوش، نمونه‌هاى جالبى از کاربرد آجر لعابدار در اين زمان است.

همزمان با حکومت ساسانيان، مجدداً کاربرد آجرهاى لعابدار و به موازات آن هنر و صنعت موزائيک‌سازى رو به گسترش نهاد و هنرمندان اين دوره از اين دو شيوه در آرايش بنا بهره بردند. کاوش‌هاى فيروزآباد و بيشابور نمونه‌هاى جالبى از کاربرد موزائيک‌سازى و کاشى‌کارى را معرفى مى‌نمايد.

در دوره اسلامى بتدريج هنر کاشى‌کارى همانند آجرکارى و گچ‌کارى با شيوه جديد آغاز شد و در تمام ادوار اسلامى کاربرد ويژه‌اى يافت. در ادوار اسلامى بناهاى بسيارى مانند مساجد، مدارس، مقابر، کاخ‌ها، حمام‌ها و حتى پل‌ها به انواع کاشى‌کارى مزين شده و از اواخر قرن چهارم هجرى به بعد کمتر بنايى يافت مى‌شود که با کاشى تزئين نشده باشد. انواع کاشى عبارتند از کاشى يک رنگ، کاشى معرق، کاشى هفت رنگ، کاشى طلايى

گاهى نيز شيوهٔ آجر و کاشى بطور تلفيقى بکار مى‌رفته است. اين تلفيق عموماً با حرکتى شطرنجى شکل مى‌گيرد و ارزش ويژه‌اى به معمارى اسلامى بخشيده است. اين شيوه از قرن هفتم هجرى به بعد توسعه يافت. مسجد جامع اشترجان، مسجد جامع ورامين، گنبد سلطانيه، مدرسهٔ خان شيراز، مسجد وکيل، از حمله بناهايى هستند که تزئيناتى با تلفيق آجر و کاشى بر سطوح آنها ديده مى‌شود.

تقريباً در تمامى ادوار اسلامى نگارش روى کاشى از تزئينات مهم و مورد علاقه کاشى‌کاران بوده است. زمانى هنرمند از خطوط به شيوهٔ کوفى استفاده کرد ، زمانى از شيوه شکسته نستعليق، گاهى از شيوه ثلث و نسخ و بالاخره از شيوهٔ قالب‌زده کاشى‌هاى گوناگون مانند کاشى‌هاى مربع - مستطيل کوکبي، ستاره‌اى و ... اين گونه کاشى‌ها با نوشته همراه هستند. قديمى‌ترين کاشى از اين نوع متعلق به ۶۰۰ هـ . ق است. از دوره صفويه بسيارى بناها به شيوه‌هاى متفاوتى نگارش را نمايش دادند و هنرمندان خوشنويسى چون عليرضا عباسي، شمس‌الدين تبريزي، استاد حسين بنا، باقرنيا، محمدرضا امامي، عبدالباقى تبريزى و محمد صالح اصفهانى با آثار خود بر روى کاشى‌هاى مختلف، به معمارى اسلامى ايران شکوهى خاص بخشيدند.

 

 

گچ‌برى

هنر گچ‌برى و استفاده از گچ در ايران سابقه‌اى طولانى دارد. قديمى‌ترين اثر گچى مکشوفه از کاوش‌هاى علمى انجام شده در هفت تپه خوزستان را مى‌توانيم نام ببريم، که از قديمى‌ترين اثر گچ‌برى پيش از تاريخ و متعلق به هنر و تمدن عيلامى است.

در عصر ماد و هخامنشى و اشکانى نيز بطور ساده و گاه به‌شکل ترکيبى از اين هنر استفاده شده است. اما در دوران ساسانى تکنيک و روش‌هاى خاصى به همراه نقوش و موتيف‌هى مختلف حيواني، گياهي، انسانى و نيز فرم‌هاى هندسى بکار گرفته شد و از مجموع اين‌ها، گچ‌برى‌هاى جالبى ارائه گرديد که موجب تحولاتى در ديگر هنرهاى عهد ساسانى و بعدها هنرهاى دوران اوليه اسلام در ايران و خارج از مرزهاى کشور باستانى ايران شد.

آثار گچ‌برى ساسانى نمايانگر اين واقعيت‌اند که هنرمندان اين فن شاهکارهاى عهد خود را در گچ‌برى هم‌رديف حجارى‌هاى عظيم هخامنشى آشکار ساخته‌اند. اين هنر بصورت مجسمه نيمه برجسته و برجسته در عصر ساسانى به نهايت درجه ظرافت و تکامل رسيد. اما با ظهور اسلام، کم‌کم تمايل‌سازى منع و آثار گچ‌برى به همان نقوش هندسى و گياهى يا ترکيب نقش‌ها محدود گرديدند.

سبک‌هاى گج‌برى طى قرون متمادي، تغيير و تحولاتى پيدا کرد تا جايى‌که در عصر هنرهاى اسلامى در طراحى کاشى‌ها نيز عناصر گچ‌برى نمايان گشت.

کاخ فيروزآباد از بناهاى باشکوه دوره ساسانى داراى تزئينات گجبرى در کنار تزئينات ديگر مى‌باشد. همينطور کاخ تيسفون نيز به همين گونه داراى تزئينات گچبرى است. کاخ بيشاپور نيز از جمله آثار باارزش ساسانى است که از جهت تزئينات داخلى از آثار جالب اين عهد بشمار مى‌آيد.

با تحولات هنر گچ‌برى در دوران اسلامي، کم‌کم موتيف‌هاى سيمرغ، برگ‌مو و گل و بوته و نقوش اسليمى و ختايى در آثار مورد استفاده واقع شد که نمونه اين طرح‌ها در کاخ عمان، کاخ سامره و قصرالمشتى يافت مى‌شود.

معروف‌ترين اثر معمارى دوران اوليه اسلامى که داراى قطعات بى‌نظيرى از گچ‌برى است، مسجد جامع نائين است. جالب‌ترين بخش مسجد، محراب گچ‌برى شده آن است که در قالب‌هاى مختلف بر روى آن کار شده است. در داخل محراب، کتيبه‌اى است مزين با گل‌ها و دواير تزئينى در دوره ساساني، که نهايت ظرافت در آن بکار رفته است. علاوه بر طرح‌هاى مذکور گياهي، ترکيبات گل لوتوس و خوشه انگور و برگ مو نيز مشاهده مى‌شود.

کاخ نيشابور نيز از جمله آثار معروف قرن نهم و دهم هجرى است که داراى نمونه‌هاى زيبايى از موتيف‌هاى گچبرى است.

صرف‌نظر از تزئين مساجد و مدارس، براى تزئين کاخ‌ها و عمارات نيز از طرح‌هاى گچ‌برى استفاده مى‌شده است و اين روش تا دوران مغول رواج داشته و حتى به اوج خود رسيده و در آثار بعد از اين دوران نيز تأثير گذارد و تحولاتى را موجب گشت.

از نمونه‌هاى معروف معمارى دوره مغول که داراى موتيف‌هاى تزئينى و گچ‌برى بوده، مى‌توان مسجد حيدريه، گنبد علويان، محراب مسجد جامع اصفهان، محراب مسجد جامع بسطام و چند بناى ديگر را نام برد.

اين تحول و گونه‌گونى در دوره تيموريان نيز مسير تکاملى طى نمود و در دورهٔ حکومت صفويان، در آذين‌بندى کاخ‌ها و عمارات و مساجد به پيشروى و توسعه ادامه يافت. آثار معروف اين عهد که داراى تزئينات گچ‌برى هستند، بيشتر در اصفهان قرار دارندو شامل عالى‌قاپو، هشت بهشت، چهلستون، مدرسه مادرشاه، مسجد سلطانى (امام خميني) و ... ده‌ها نمونه ديگر است. از دوران صفويه به بعد کم‌کم نقش‌هاى گچ‌برى به همراه آيينه‌کارى‌هاى جالب در منازل اعيان بکار گرفته شد.

در دوران افشاريه، زنديه و قاجاريه صنعت چوب ايران رو به انحطاط نهاد و آنچه طى قرن ۱۱ و ۱۲ هـ . ق ساخته شده به جاى حکاکي، اغلب داراى تزئينات نقاشى شده به‌وسيلهٔ رنگ و روغن است.

بعد از سقوط قاجاريه و ناخشنودى مردم از اوضاع موجود در کشور، شرايط و فضاى هنرى تغيير کرد. استاد احمد صنيعى و استاد على مختارى که از معدود باقيماندگان استادان منبت‌کار بودند به تهران آمده و به فعاليت جدى مشغول شدند و به ترتيب شاگردانى پرداختند و تأسيس سازمان صنايع دستى ايران بعنوان حافظ و نگهبان صنايع سنتى و بومي، باعث شد تا موجبات دوام اين هنرها فراهم آيد.

در حال حاضر بجز شهر آباده و گلپايگان که مراکز اصلى منبت‌کارى محسوب مى‌شوند، شهر بوشهر نيز تا حدودى مرکزيت اين هنر را در خود دارد و در ساير مناطق بطور پراکنده منبت‌کارى رايج است.

  خاتم‌سازى

پيشينهٔ اين فن در گذشته چندان روشن نيست. قديمى‌ترين نمونه‌هاى اين فن که تا بحال شناخته شده از قرن هفتم فراتر نمى‌رود. بهرحال طبق نمونه‌هاى موجود از اين هنر، معلوم مى‌گردد که اين فن در دورهٔ صفويه رواج زياد داشته و در دوران زنديان و اوايل سلطنت قاجارين اهميت خود را حفظ کرده بود. ولى در اواخر سلطنت اين سلسله کم‌کم رو به زوال مى‌رفته تا آن‌که در عصر ما مجدداً رونق خود را بازيافته است.

طريقه ساخت خاتم آن است که ابتدا انواع مصالح مورد نياز اين فن از قبيل طلا،نقره، برنج، استخوان،صدف، عاج و چوب‌هاى گوناگون را به صورت ميله‌هى باريک با مقطع سه پهلو و گاهى لوزى و غيره در مى‌آورند و سپس با قرار دادن اين مفتول‌ها در کنار هم و چسباندن آنها با يکديگر با سريشم انوع گل‌ها را از شش گوشه و دوازده گوشه و غيره به وجهى که مقطع اين مجموعه طرح‌هاى موردنظر را بدست دهد بوجود مى‌‌آورند.

  معرق‌ روى چوب

معرق چوب با قدمتى کمتر از شصت سال، احتمالاً از هند به ايران آمده است. البته درى معرق شده در ايران وجود دارد که متعلق به سيصد سال پيش است، اما ايرانى نيست. زيبايى و ظرافتى که در معرق ايرانى بچشم مى‌خورد در ميان کشورهاى صاحب اين هنر، بى‌نظير است. صنعت و هنر معرق که هنوز در تهران، شيراز، اصفهان، اروميه، رشت، سنندج و ... رواج دارد، به حيات خود ادامه داده است. صنايع چوبى امروزه با استفاده از تکنيک‌ها و پديده‌هاى نوين هنري، زندگى تازه‌اى يافته است.

 

منبت‌کارى و تزئينات چوبى

   ◊ خاتم‌سازی

   ◊ معرق‌ روی چوب

برطبق نوشته‌هاى مورخين، در ايران باستان‌ از مدت‌ها پيش صنايع چوب، رونق داشته است، متأسفانه چوب همانند سفال، فلز و ديگر آثار هنرى نيست که در طول هزاران سال باقى بماند و به همين دليل، اطلاع و آگاهى ما در اين زمينه کافى نيست. بطورکلى مى‌توان گفت که با وجود آنکه انسان قبل از تاريخ پناهگاه زندگى خود را از غارنشينى آغاز کرده ولى از چوب در گذشته دورترى استفاده کرده است.

از زمان تشکيل امپراطورى هخامنشى در ايران، طبق شواهد موجود، ارزش جنگل و چوب براى هنرمندان کاملا‌ً روشن بوده است و به همين دليل درخت‌کاري، که فقط از نظر توليد چوب اهميت داشته، از آيين ستوده پادشاهان هخامنشى بوده است. کاربرد چوب در معمارى تخت‌جمشيد شوش کاملاً مشهود است. در زمان هخامنشيان چوب بغير از صنايع جنگلي، در امور کشاورزي، کشتى‌سازي، خانه‌سازى و غيره اهميت بسزايى داشته است. از دوره سلوکيان و اشکانيان آثارى در دست نيست. اما بطورکلى مى‌توان گفت که صنايع چوب اشکانيان، مانند ساير صنايع و فنون آنها، همانند هخامنشيان نبوده است. در دورهٔ ساساني، کلاف‌هاى چوبى در ميان جرزها بکار مى‌رفته و از آن براى جلوگيرى از خرابى جرزها استفاده مى‌شده است. همچنين در دورهٔ ساسانيان از چوب براى قاب‌سازى طاق و گنبدها استفاده مى‌نموده‌اند که اين خود انقلابى در فن معمارى بشمار مى‌رفته است و امروزه نمونهٔ آن در ساختمان بقعه بى‌بى شهربانو ملاحظه مى‌شود.

يکى از هنرهاى ظريف در صنايع دستى ايران، هنر منبت‌کارى است که تاريخ ظهور آن نامعلوم است. منبت‌کارى که از زمان‌هاى دور در ايران رواج داشته و على‌رغم بى‌دوامى چوب در برابر عوامل طبيعى و ساير عوامل، آثارى که به جاى مانده، دليل گستردگى اين هنر در ايران مى‌باشد

منبت‌کارى هنرى است مشتمل بر حکاکى و کنده‌کارى روى چوب براساس نقشه‌اى دقيق. بنابر اسناد و مدارک موجود، منبت‌کارى در ايران متکى به سابقه‌اى بيش از هزار و پانصد سال است و حتى گروهى از محققان معتقدند که قبل از ظهور ساسانيان نيز منبت‌کارى در ايران رواج داشته؛ اما هيچ بازماندهٔ تاريخى که اين ادعا را اثبات کند، موجود نيست. روش کار در اين هنر و فن همچنان مثل گذشته ا ست، اما در نحوهٔ ساختن ابزار پيشرفت‌هايى حاصل شده است.

در حال حاضر شهرهاى گلپايگان در اصفهان و آباده در فارس مراکز اصلى اين هنر مستند. و هنرمندان با کمک ابزارهايى ساده و ابتدايى و با بهره‌گيرى از مواد ارزان، دست به آفرينش شاهکارهايى مى‌زنند.

يکى از قديمى‌ترين اثر منبت موجود در تاريخ نيمهٔ اول قرن سوم هجرى قمرى بوجود آمده است که يک لنگه در چوبى متعلق به مسجد عتيق شيراز است که زيرساختى از چوب سپيدار دارد و روى آن با خلال‌هايى از چوب گردو و نقوش پرضلعى بسيار زينت شده است. اثر ديگر يک سردر منبت‌کارى شده از چوب کاج است که در قرن چهارم هجرى قمرى ساخته شده است و روى آن با ظرافت کامل خطوط کوفى با قطرى حدود ۳ سانتى‌متر کنده‌کارى شده است. همينطور درهاى چوبى مقبره سلطان محمود غزنوى در هندوستان که متعلق به قرن پنجم ق.م است، را مى‌توان برشمرد. اين شيوه تا ظهور سلجوقيان در گوشه و کنار کشور ادامه داشته، و بتدريج تغيير مى‌کند و منبت‌کارى به‌صورت تزئين چوب با گل و بوته بصورت برجسته و فرورفته رواج مى‌يابد.

در دورهٔ ايلخانى و تيمورى اين هنر ادامه مى‌يابد. از جمله آثار اين دوره، منبر مسجد نائين به تاريخ ۷۱۱ هجرى قمرى است که با اشکال هندسى و برگ‌هاى مدور تزئين شده و نيز صندوق چوبى مرقد حضرت عبدالعظيم در شهر رى قابل اشاره است.

در نيمهٔ دوم قرن هشتم هجرى قمرى صنعت چوب ايران بخصوص در ترکستان غربى به سطح بالايى از لحاظ فنى و هنرى رسيد.

در دورهٔ تيموريان، شيوهٔ صنعتگران دورهٔ ايخانيان ادامه يافت و از نمونه‌هاى خوب اين دوره يک جفت در، متعلق به نيمهٔ دوم قرن پانزدهم ميلادى (قرن نهم هـ . ق) قابل اشاره است. اين آثار در موزه متروپوليتن نگهدارى مى‌شود.

اطلاعات موجود پيرامون صنايع چود در دورهٔ صفويه بيشتر از طريق درهاى مساجد ايرانى و ترکستان غربى و آنچه در موزه‌هاى مختلف از جمله موزه‌هاى گلستان در تهران و موزهٔ برلين وجود دارد بدست مى‌آيد. در اين دوره عدهٔ زيادى از هنرمندان به اصفهان رفتند.

اصفهان در آن زمان بعنوان پايتخت هنرى و محل احداث ابنيهٔ مذهبى و کاخ‌هاى سلطنتى بسيار مورد توجه بود و از اين جهت آثارى بى‌بديل و اعجاب‌انگيز در اين شهر به يادگار گذاشته شد. پس از حملهٔ افغان‌ها، هنرمندان و صنعتگران منبت کار تدريجاً پراکنده و جذب مشاغلى تخصصى شدند. در اين زمان، آباده تنها مرکز تجمع منتب‌کاران کشور به حساب مى‌آمد و در هيچ حاى ديگر از کشورها، نشانى از اين هنرمندان ديده نمى‌شد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت 19:19  توسط س.ا.ح  |